فكر مي كنيد خصوصيات شما به اسم تان ربطي دارد؟
 
افراد ي كه هم اسم شما هستند را مي شناسيد؟
 
خصوصيات انها چقدر شبيه شما هست؟
 
                                                
اين سوالها را پرسيدم تا برايتان بگويم كه : پيشينيان كه دانسته‌هايشان براساس خرد و حكمت باستان بود، دريافته بودند كه حروف و اعداد اسرار و رموز پنهان و تاثيرات خاصي دارند. در آغاز و در بسياري از فرهنگها و مذاهب، نامها به عنوان ابزاري جهت رشد و بستري براي تكامل شخصيتها بوده‌اند. مطمئناً نامها همواره مفاهيم ساده و رواني جهت برقراري ارتباط و مشخص شدن هويت شخص هستند، با اينحال مردمان قديم در گذشته به خوبي فهميده بودند كه هر اسمي فركانس انرژي خاصي را با خود حمل  مي‌كند كه بر زندگي حامل اسم بسيار تأثيرگذار است.
                                              
                                                           
اين تأثيرگذاري را بسياري از تمدنها و ملل در نقاط مختلف كرة زمين دريافته و مورد استفاده قرار داده‌اند.
 
به عنوان مثال بوميان امريكا سنت جالي داشته‌اند، كساني كه يك مقطع از زندگي را تمام كرده و وارد فاز مهم ديگري از زندگي مي‌شده‌اند، نام خود را عوض مي‌كردند. در برخي قبايل سرخپوستي نيز بعضي افراد دو نام داشتند، يكي از آنها هرگز به صورت عمومي آشكار نمي‌شده، علت اصلي هم قدرت موجود در آن بوده كه مي‌توانسته به شخص ديگري منتقل شود. در قرن هفدهم هم اروپائيان با استفاده از آناگرام، روش به هم ريختن حروف يك كلمه و ساخت كلمات جديد از روي آن، به اين نتيجه رسيده‌اند كه با به هم ريختن نام اشخاص مي‌توان به كلمه‌ي براي بررسي شخصيت فرد دست يافت. مثلاً پت مستعد و باهوش است. گرتا بزرگ است و دورا هم مانند جاده هميشه در سفر است.
                                                      
برخي از اسكيموها وقتي پير مي‌شوند براي خود اسم جديدي انتخاب مي‌كنند، و اميدوارند كه با اسم جديد نيرو و توان تازه‌اي به آنها داده شود.در اندونزي نيز پس از تحمل يك دروه رنج و ناراحتي شديد و طولاني يا بيماري سخت اسم خود را عوض مي‌كنند، آنها معتقدند كه با اين كار شيطان را براي پيدا كردن مجددشان گيج مي‌كنند و اين آشفتگي باعث مي‌شود كه اندوه و حزن ديگر آنها را پيدا نكند.
                                                         
در مذاهب گوناگون و كتب مقدس نيز مثالهايي در اين زمينه وجود دارد. در انجيل شخصيتهاي بسياري هستند كه با تغيير مكان و موقعيت از محلي به محل ديگر يا پايان يافتن يك دوره رنج ومحنت نامشان تغيير كرده است(مسيح، مي‌ديد كه شعمون نبي اعتماد به نفس زيادي ندارد، نام اور ا به پيتر تغيير داد)

 سارايي در سن 90 سالگي، پس از تحمل سالها نازايي، نام خود را به ساره تغيير داد. در سنت يهوديان، تا به امروز هم وقتي كسي از بيماري طولاني رنج مي‌برد، نامي براي او انتخاب مي‌شود به اين اميداست كه فركانس انرژي نام جديد او را براي زندگي تازه و سرشار از سلامتي كمك كند.

 به هر حال چه اين اعتقادات وسنتها به طور كامل درست و واقعي باشند و چه در طول ساليان بسيار دستخوش تغيير يا آميخته به خرافه شده باشند، وجود اين عقايد مشترك در بين اديان و ملل گوناگون، نشان دهندة اين است كه اقوام گذشته خوبي از قدرت كلمات و تأثير نام روي سرنوشت، شخصيت و حتي وضعيت فيزيكي افراد آگاه بوده‌آند