قران و کامپیوتر

مقاله قرآن و كامپيوتر نوشته « دكتر رشاد خليفه» دانشمند مسلمان مصري داراي درجه پي اچ دي در رشته مهندسي سيستمها و استاد دانشگاه آريزوناي آمريكاست كه مدتي معاون سازمان توسعه صنعتي ملل متحد بوده است . وي با كمك عده اي از مسلمين متخصص و صرف وقت بسيار تحقيقات گسترده اي را در نظم رياضي كاربرد حروف و كلمات در قرآن شروع نموده و با الهام از آيات 11 تا 31 سوره مدثر كه عدد 19 را كليد رمز اعجاز آميز قرآن و آسماني بودن آن معرفي ميكنند به كمك عدد 19 توانست رمز نظم رياضي حيرت انگيز و اعجاز آميز حاكم بر حروف قرآني را كشف نمايد. دكتر رشاد خليفه ، نخستين بار ترجمه قرآن مجيد از عربي به انگليسي را در 12 جلد نگاشت . اين ترجمه ها توسط مؤسسه « روح حق» واقع در شهرستان توسان ايالت آريزوناي آمريكا بچاپ رسيد. مقاله قرآن و كامپيوتر در پايان جلد اول كتاب ترجمه قرآن درج شده است.
اينك متن مقاله :
در چهارده قرن اخير نوشته هاي بيشمار ادبي شامل كتاب ، مقاله . گزارشات پژوهشي درباره كيفيت معجزه آساي قرآن برشته تحرير در آمده است . دراين نوشته ها فصاحت بيان ، فضيلت ادبي، معجزات علمي، سبك و حتي جاذبه آهنگ تلاوت قرآن تشريح شده است.
با وجود اين، تحقيق در اعجاز قرآن بعلت احساسات بشري، بيطرفانه صورت نگرفته و بسته به عقيده نويسنده برعليه آن قلم فرسايي شده است . چون مطالعات وپژوهش هاي قبلي به بوسيله بشر انجام شده خواهي نخواهي تمايلات ونظرات ضد ونقيض نويسندگان در آنها به چشم ميخورد ، اين نوشته ها نتوانسته اند افراد غيرمسلمان را قانع كنند كه قرآن كتاب آسماني است و دلايل نويسندگان درايشان مؤثر نبوده است. معجزه اي كه در اين رساله پژوهشي ارائه مي شود برمبناي اصولي بي چون و چرا و خالي از شك و شبيه و غيرقابل تغيير استوار است بدين ترتيب كه فن كامپيوتر با كشف سيستم اعدادي اعجاز آميز قرآن مدلل مي دارد كه قرآن مجيد بدون شك ساخته فكر بشر نمي تواند باشد. خواست خداي توانا بوده است كه اين نظم پيچ در پيچ عددي قرآن مخفي نماند تا تايپ شود كه سرچشمه غيبي قرآن از جانب خداوند متعال است و نيز در عرض گذشت قرون بوسيله ذات او محافظت ميشده و از گزند تغيير ، افزايش يا كاهش در امان مانده است.
رمزهاي اعجاز آميز قرآن منحصراً از اين قرارند :
1- اولين آيه قرآن « بسم الله الرحمن الرحيم » داراي 19 حرف عربي است.
2- قرآن مجيد از 114 سوره تشكيل شده است و اين عدد به 19 قسمت است. (6× 19).
3- اولين سوره اي كه نازل شده است سوره علق (شماره96) نوزدهمين سوره از آخر قرآن است.
4- سوره علق 19 آيه دارد.
5- سوره علق 285 حرف (15× 19) دارد.
6- اولين باركه جبرئيل امين با قرآن فرود آمد 5 آيه اولي سوره علق را آورد كه شامل 19 كلمه است.
7- اين 19 كلمه ، 76 حرف (4× 19) دارد كه به تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحيم است.
8- دومين باري كه جبرئيل امين فرود آمد 9 آيه اولي سوره قلم (شماره 68) را آورده كه شامل 38 كلمه است. (2 × 19) .
9- سومين باركه جبرئيل امين فرود آمد 10 آيه اولي سوره مزمل (شماره 73) را آورد كه شامل 57 كلمه است. (3× 19).
10- چهارمين باركه جبرئيل فرود آمد 30 آيه اولي سوره مدثر (شماره 74) را آورد كه آخرين آيه آن « بر آن دوزخ 19 فرشته موكلند» مي باشد. (آيه 30) .
11- پنجمين بار كه جبرئيل فرود آمد اولين سوره كامل « فاتحه الكتاب» را آورد كه با اولين بيانيه قرآن بسم الله الرحمن الرحيم (19 حرف) اغاز مي شود . اين بيانيه 19 حرفي بالفاصله بعد از نزول آيه «برآن دوزخ 19 فرشته موكلند» نازل شد . اين مراتب گواهي ارتباط آري از شبهه آيه 30 سوره مدثر(عدد 19) و اولين بيانيه قرآن «بسم الله الرحمن الرحيم» (عدد 19) با سيستم اعداي اعجاز آميز است كه بر عدد 19 بنا نهاده شده است.
12- آفريننده ذوالجلال و عظيم الشأن با آيه 31 سوره مدثر به ما ياد مي دهد كه چرا عدد 19 را انتخاب كرده است. پنج دليل زير را بيان مي فرمايد :
الف) بي ايمانان را آشفته سازد.
ب) به خوبان يهود و نصارا اطمينان دهد كه قرآن آسماني است.
ج) ايمان مومنان تقويت نمايد.
د) تا هر گونه اثر شك و ترديد را از دل مسلمانان و خوبان يهويت و مسيحيت بزدايد.
ه) تا منافقين و كفار را كه سيستم اعدادي قرآن را قبول ندارند رسوا سازد.
13- آفريننده بمامي آموزدكه اين نظم اعدادي قرآن تذكري به تمام جهانيان است (آيه 31 سوره مدثر)ويكي از معجزات عظيم قران است. (آيه 35).
14- هركلمه از جمله آغازيه قرآنبسم الله الرحمن الرحيم در تمام قرآن بنحوي تكرار شده كه به عدد 19 قابل تقسيم است ،بدين ترتيب كه كلمه‍‎‎‎‎‏“ اسم “ 19 باركلمه “ الله “ 2698بار(42*19)، كلمه “ الرحمن “ 57 بار (3*19) وكلمه “ الرحيم “ 114بار (6*19)ديده مي شود.

15- قرآن 114سوره دارد كه هر كدام از سوره ها با آيه افتتاحيه “ بسم الله الرحمن الرحيم “ آغاز ميشود بجز سوره توبه (شماره 9) كه بدون آيه معموله افتتاحيه است،لذا آيه “ بسم الله الرحمن الرحيم“ در ابتداي سوره ها 113 بار تكرار شده است.چون اين رقم به 19 قابل قسمت نيست وسيستم اعدادي قرآن آسماني ساخته پروردگار بايد كامل باشد يكصد وچهاردهمين آيه بسم الله را در سوره النمل كه دوبسم الله دارد(آيه 27) (آيه افتتاحيه وآيه 30 )بنابراين قرآن مجيد 114 بسم الله دارد.
16- همانطور كه در بالا اشاره شد سوره توبه فاقد آيه افتتاحيه بسم الله است . هر گاه از سوره توبه شروع كرده آنرا سوره شماره يك وسوره يونس را سوره شماره دو فرض نموده وبه همين ترتيب جلو برويم ، ملاحظه مي شود كه سوره النمل نوزدهمين سوره است (سوره 27) كه بسم الله تكميلي را دارد .از اين نظم نتيجه مي گيريم كه قرآني كه اكنون در دست ماست با قرآن زمان پيامبر از لحاظ ترتيب سوره ها يكي است .
17- تعداد كلمات موجود بين دو آيه بسم الله سوره النمل 342(18*19) ميباشد.
18- قرآن مجيد شامل اعداد بيشماري است .مثلاً : ما موسي را براي جهل شب احضار كرديم ،ما هفت آسمان را آفريديم .شمار اين اعداد در تمام قرآن 285(15*19) ميباشد.
19- اگر اعداد 285 فوق را با هم جمع كنيم ، حاصل جمع 174591 (9189*19)خواهد بود .
20- حتي اگر اعداد تكراري را از عدد فوق حذف نماييم حاصل جمع 162146 (8534*19) خواهد بود.
21- يك كيفيت مخصوص به قرآن مجيد اينست كه29 سوره با حروف رمزي شروع ميشود كه معني ظاهري ندارند ، اين علامات در هيچ كتاب ديگري و در هيچ جايي ديده نمي شوند .اين حروف در ابتداي سوره هاي قرآن بخش مهمي از طرح اعدادي اعجاز آميز مي باشد كه بر عدد 19 بنا شده است.اولين نشانه اين ارتباط اينست كه29 سوره از قرآن با اين علامات شروع ميشود.تعداد حروف الفبا دراين رموز14وتعداد خود رمزها نيز14ميباشد.هرگاه تعدادسوره ها(29) وحروف الفبا(14)راباتعدادرمزها(14)جمع كنيم ، حاصل جمع 57(3*19) خواهد بود.
22- خداوند توانا بما ياد ميدهدكه در هشت سوره وسوره هاي شماره( 10،12،13،15،26،27،28 ،31)دو آيه اول كه با اين رموز آغاز ميشوند حاوي وحامل معجزه قرآن هستند،بايد توجه داشت كه قرآن كلمه “ آيه “ را بمعني معجزه بكار برده است . بايد كلمه آيه داراي معاني متعددي باشد كه يكي از آنها معجزه است ونيز بايد دانست كه خود كلمه معجزه در هيچ جاي قرآن بكار برده نشده است.بدين جهت قرآن مناسب تفسير نسلهاي گوناگون بشريت است مثلاً نسلهاي قبلي (پيش ازكشف اهميت حروف رمزي قرآن )كلمه آيه رادر اين هشت سوره ،آيه نيم بيتي مي پنداشتند ،ولي نسلهاي بعدي كه از اهميت اين رموزبا خبر شدند آيه را به معني معجزه تفسير كرده اند. بكار بردن كلمات چند معنايي و مناسب براي همه نسلهاي بشر در زمانهاي گوناگون خود يكي از معجزات قران است.
23- سوره قاف كه با حرف ق شروع مي شود (شماره 50 ) شامل 57(3*19) حروف ق است.
24- سوره ديگري در قرآن“ حروف ق را در علامت رمزي خود دارد (سوره شورا شماره 42) كه اگر حروف ق را در اين سوره شمارش نمائيد، ملاحظه خواهيد كرد كه حرف ق 57 (3 * 19) بار تكرار شده است.
25- بدين ترتيب در مييابيد كه دو سوره قرآني فوق الذكر (شماره 50 و 42 ) به اندازه همديگر (57،57) شامل حرف ق هستند كه مجموع آن دو با تعداد سوره هاي قرآن(114) برابر است. چون سوره ق بدين نحو آغاز مي شود : “ق و القرآن المجيد“ تصور حرف ق به معني قرآن مجيد مي نمايد و 114 ق مذكور گواه 114 سوره هاي قرآن است. اين احتساب اعداد آشكار و گويا ، مدلل مي دارد كه 114 سوره قرآن ، تمام قرآن را تشكيل مي دهند و چيزي جز قرآن نيستند.
26- آمار كامپيوتر نشان ميدهد كه فقط اين دو سوره كه با حرف ق آغاز مي شود ، داراي تعداد معيني ق (57 مورد ) هستند ، گوئي خداوند توانا مي خواهد با اشاره و كنايه بفرمايد كه خودش تنها از تعداد حروف الفبا در سوره هاي قرآن با خبر است.
27- يك نمونه در آيه 13 از سوره ق مدلل مي دارد كه هر كلمه و در حقيقت هر حروف در قرآن مجيد به دستور الهي و طبق يك سيستم اعدادي بخصوصي كه بيرون از قدرت بشر است گنجانيده شده است اين آيه مي فرمايد “عاد ، فرعون و اخوان لوط “ در تمام قرآن مردمي كه لوط را نپذيرفتند ، قوم ناميده مي شوند. خواننده بلافاصله متوجه مي شود كه اگر بجاي « اخوان » در سوره ق كلمه « قوم » بكار بدره مي شد چه اتفاقي مي افتاد . در اين صورت ذكر كلمه قوم بجاي اخوان، حرف « ق» در اين سوره 58 بار تكرار مي شد و عدد 58 به 19 قابل قسمت نيست و لذا با تعداد 57 «ق» كه در سوره شورا مطابقت نمي كرد و جمع آن دو با تعداد سوره هاي قرآن برابرنمي شد ، بدين معني كه با جايگزين كردن يك كلمه بجاي ديگري نظم قرآن از بين ميرود.
28- تنها سوره اي كه با حرف « ن » آغاز ميشود ، سوره قلم است ( شماره 6 ) اين سوره 133 « ن » دارد كه به 19 قابل قسمت است ( 7×19).
29- سه سوره اعراف (شماره 7 ) مريم ( شماره 19 ) و ص ( شماره 38) كه با حروف « ص» شروع ميشوند، جمعاً 152 حرف « ص » دارند ( 8×19).
30- در سوره طه (شماره 20 ) جمع تعداد حروف « ط » و « هـ» 344 ميباشد ( 18 × 19) .
31- در سوره « يس » تعداد حروف « ي » و « س» 285 ميباشد ( 15×19).
32- در هفت سوره 40 تا 46 كه با رمز « حم » شروع ميشوند تكرار حروف 2166 ميباشد (14*19) بنابراين تمام حروف اختصاري كه در ابتداي سوره هاي قرآن قرار دارند . بدون استثناء در روش اعددي اعجاز آميز قرآن شركت دارند. بايد توجه داشت كه اين روش اعدادي قرآن ، در مواردي ساده و در خور فهم اشخاص معمولي است ، اما در موارد ديگر ، بسيار مشكل و پيچيده بوده و براي درك آنها اشخاص تحصيل كرده بايد از ماشينهاي الكترونيكي كمك بگيرند .
33- در سوره هاي شماره 2و3و7و13و19و30و31و32 كه با رمز « الم » شروع ميشوند تعداد حروف الف ، لام ، ميم جمعاً 26676 مورد و قابل قسمت به 19 ميباشند ( 1404*19).
34- در سوره هاي 20و26و27و28و36و42 كه با رمز « طس » يا يكي از دو حرف مزبور (ط ، س) آغاز ميشوند تعداد دو حرف « ط » و «س» 494 مورد ميباشد ( 26*19).
35- در سوره هاي 10و11و12و14و15 كه با رمز « الر» آغاز مي شوند تعدا الف ، لام ، راء به اضافه تعداد ( راء ) تنها در سوره سيزدهم ،9،97 مورد است كه اين عدد قابل قسمت بر عدد 19 مي باشد (511*19).
36- در سوره هايي كه با رمز يكي از حروف “ط“ “س“ و “م“ آغاز مي شوند ، تعداد حروف طاء و سين و ميم 9177 مورد مي باشد (438*19).
37- در سوره رعد ( شماره 13 ) كه با حرف رمزي “المرا“ آغاز مي شود ، تعداد حروف (الف ، لام ، ميم، را ) 1501 مورد مي باشد (79*19).
38- در سوره اعراف (شماره 7) كه با حروف رمزي “المص“ شروع مي گردد تعداد وقوع “الف“ 2572 مورد ، حرف “لام“ 1523 مورد ، حرف “ميم“ 165 و حرف “ص“ 98 مورد كه جمعاً عدد 5358 بدست مي آيد(282*19).
39- در سوره مريم (شماره 19) كه با حروف “كهيعص“ شروع مي شود ، تعداد حروف (كاف ، ها ، يا ، عين ، صاد) 798 مورد مي باشد (42*19).
40- در سوره شورا (شماره 42) كه با حروف “حم عسق “ شروع مي شود ، تعداد حروف (حا ، ميم ، عين، سين ، قاف ) 570 مورد مي باشد(30*19).
41- در سيزده سوره اي كه حرف “الف“ در لغت رمزي آنهاست (سوره هاي شماره 2 ، 3 ، 7 ، 10 ، 11 ، 12 ، 13 ، 14 ، 29 ، 30 ، 31 ، 32و15 ) جمع الف هاي موجود 17499 مورد مي باشد(921*19).
42- در سيزده سوره فوق الذكر جمع حروف “لام“ 1870 مورد مي باشد(620*19).
43- در هفده سوره اي كه حروف “ميم“ در لغت رمزي آنها ست (سوره هاي شماره 2 ، 3 ، 7 ، 13 ، 32 ، 26 ، 28 ، 29 ، 31 ، 30 ، 40 ، 41 ، 42 ، 43 ، 44 ، 45 ، 46 ) جمع حروف “ميم“ 8683 مورد مي باشد (457*19).

درتاريخ ، كتابي سراغ نداريم كه مانند قرآن طبق يك سيستم عددي تنظيم شده باشد بر اين حقيقت علاوه بر 43 بند پيشين ، موارد زير نيز گواه صادقي است:
الف: كلمه “الله“ 2698 مرتبه در قرآن تكرار شده كه مضربي از عدد 19 است (142 * 19 ) و تعداد حروف “بسم الله الرحمن الرحيم“ نيز 19 مورد مي باشد. مسئله جالب اينكه در سوره اخلاص بعد از “قل هو الله احد “ جمله “ الله الصمد“ آمده در صورتي كه اگر “هو الصمد“ مي آمد ، جمله صحيح بود. از نظر دسترو زباني بايد “هو “ مي آمد اما با اين حال “الله“ آمده است ، اگر بجاي “الله“ “هو“ مي آمد ، سيستم رياضي قران بهم مي ريخت و اين مسئله شباهت زيادي دارد به همان “اخوان“ و “قوم“ در سوره “ق“.
ب: مورد جالب ديگر در سوره مريم حروف مقطعه كهيعص مي باشد كه بصورت حروف آغازين آمده است ، اين حروف در سوره مريم ، بصورت جداگانه ، با اين تعداد بكار رفته اند: حرف “ك“ 137 مرتبه، حرف “ه“ 168 مرتبه ، حرف “ي“ 345 مرتبه ، حرف “ع“ 122 مرتبه، حرف ص“ 26 مرتبه. جمع اين ارقام به اين صورت است:
345+ 168+137+122+26= 897 كه مضروب عدد 19 مي باشد (42*19) يعني مجموع تكرار حروف پنجگانه (ك، ه ، ي ، ع ، ص،) سوره مريم (سوره شماره 19) علاوه بر آنكه برعدد 19 (تعداد حروف بسم الله الرحمن الرحيم ) قابل تقسيم است، بر عدد 14 (كه تعداد حروف مقطعه است) نيز قابل تقسيم مي باشد(798=57*14).
پ: در قرآن بعضي از كلمات با كلمه هاي ديگر كه از نظر معني با همديگر تناسب دارند يكسان به كار رفته اند. مثلاً :
1- كلمه “حيوه“ 145 بار با مشتقات آن در قرآن بكار رفته است و به همان تعداد (145 بار ) كلمه “موت يا مرگ“ با مشتقاتش بكار رفته است.
2- كلمه “دنيا “ 115 بار و كلمه “آخرت“ هم 115 بار بكار رفته است.
3- كلمه “ملائكه“ 88 بار در قرآن آمده است و كلمه “شياطين“ نيز به همان تعداد 88 بار بكار برده شده اند.
4-“حر“ يعني گرما 40 بار و كلمه “ برد“ يعني سرما نيز 40 بار بكار برده شده اند.
5- كلمه “مصائب“ 75 بار و كلمه “شكر“ نيز 75 بار
6- كلمه زكات 32 بار و كلمه “بركات“ نيز 32 بار .
7- كلمه “عقل“ ومشتقات آن 49 بار و كلمه “نور“ نيز با مشتقاتش 49 بار .
8- كلمه “يوم “ به معني روز و “شهر“ به معني ماه در قرآن به ترتيب 365 بار و 12 بار بكار رفته اند.
9- كلمه “رجل“ به معني مرد 24 بار و كلمه “امرأه “ به معني زن نيز 24 بار در قرآن بكار رفته اند.
10- كلمه “امام“ بصورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن آمده است.
آيا اينها تصادفي است؟
ت: تفاوتهايي د رحدود يك ده هزارم. ضمن بررسي سوره مريم و زمر ديدم كه نسبت “درصد“ مجموع حروف ( ك، ه ، ي ، ع، ص) در هردو سوره مساوي است با اينكه بايد در سوره مريم بيش از هر سوره ديگر باشد زيرا اين حروف مقطعه فقط در آغاز سوره مريم قرار دارد. اما هنگاميكه محاسبات مربوط به نسبت گيري حروف دو سوره را از رقم سوم اعشار بالاتر بردم روشن شد كه نسبت مجموع اين حروف در سوره مريم يك ده هزارم (0001/0 ) بيش از سوره زمر است . اين تفاوتهاي جزئي راستي عجيب و حيرت آوراست.
نتيجه:
1- يك مؤلف هر قدر هم كه توانا باشد هر گز نمي تواند د رذهن خود حروف و اعدادي به اندازه معين بگيرد سپس از آنها مقالات و يا كتابي بنويسد كه همچون قرآن حتي شماره ها و حروف و كلمات آن نيز به اندازه و شمرده شده در آيد مثلاً حروف مقطعه “الم“ به ترتيب “الف“ بعد “ لام“ و سپس “ميم“ از ديگر حروف در سوره هاي مربوطه بيشتر باشد. از طرف ديگر تعداد حروف مقطعه 14 حرف باشد يعني درست نصف تعداد حروف الفباي عربي. اگر مشاهده كرديم انساني در مدت 23 سال با آن همه گرفتاري ؛ سخناني آورد كه نه تنها مضامين آنها حساب شده و از نظر لفظ و معني و محتوا در عاليترين صورت ممكن بود ؛ بلكه از نسبت رياضي و عددي حروف چنان دقيق و حساب شده بود كه نسبت هر يك از حروف الفبا در هريك از سخنان او يك نسبت دقيق رياضي دارد. آيا نمي فهميم كه كلام او از علم بي پايان پروردگار سرچشمه گرفته است؟
2- رسم الخط اصلي قرآن را حفظ كنيد. تمام محاسبات فوق در صورتي صحيح خواهد بود كه به رسم الخط اصلي و قديمي قرآن دست نزنيم مثلاً اسحق و زكوه و صلواه را به همين صورت بنويسيم نه بصورت اسحاق و زكات و صلاه . در غير اينصورت محاسبات ما بهم خواهد ريخت.
3- عدم تحريف قرآن. در قران مجيد حتي كلمه و حرفي كم و زياد نشده و الا بطور مسلم محاسبات كنوني روي قرآن فعلي صحيح از آب در نمي آمد و كلمات و حروف حساب شده نظام كنوني حروف قرآن را بكلي به هم مي ريخت. پس اين نشانه ديگري بر عدم كوچكترين تحريف در قرآن مجيد است.
حال فرموده پيامبر اسلام را ياد آوري مي كنم كه فرمود:
«عجائب و شگفتيهاي قرآن پايان ناپذير است و قرآن ظاهرش خوشايند و باطنش عميق است. عجائبش را نمي توان شمرد و غرائبش هرگز كهنه نشود مؤمن هرگاه قرآن بخواند بوي عطر مانندي از دهانش خارج شود.»
«اميدوارم خوانندگان گرامي در انجام وظيفه ديني و كتب ثواب اخروي و خشنودي پروردگار ، تاجايي كه مي توانند اين معجزه را نشر و گسترش دهند تا اعجاز قرآن بيش از پيش روشن گشته و اين كتاب شريف و گرانقدر از مظلوميت خارج و قانون زندگي واقعي گردد.
در پايان با تمام وجود و با فريادي بلند به امت اسلامي مي گويم اي ملت اسلامي قرآن را بخوانيد و عمل كنيد كه سعادت بشر در آن نهفته است.
يا دليل المتحيرين
در يازدهم سپتامبر 2001ميلادي چند هواپيما با برجهاي دوقلوي نيويورك در خيابان جرف هاربا طبقه 109 آن اصابت مي كند كه اين امر موجب بوجود آمدن تشنج هاي سياسي واقتصادي و اجتماعي شد و نشان داد بنيا نهاي چپاول و غارتگري سست و بي پايه مي باشد ؛ كه خداوند سبحان 1400 سال پيش توسط پيامبر خود در قرآن كريم به اين موضوع اشاره مي كند.

برگرفته از نامه ardeshir_n_b@yahoo.com به گروه مبین

اگر كسي را دوست داري؟

شكسپير : اگر كسي را دوست داري رهايش كن سوي تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول براي تو نبوده

دانشجوي زيست شناسي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... او تكامل خواهد يافت

دانشجوي آمار : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر دوستت داشته باشد ، احتمال برگشتنش زياد است و اگر نه احتمال ايجاد يك رابطه مجدد غير ممكن است

دانشجوي فيزيك : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه يا اصطكاك بيشتر از انرژي بوده و يا زاويه برخورد ميان دو شيء با زاويه صحيح هماهنگ نبوده است

دانشجوي حسابداري : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، رسيد انبار صادر كن و اگر نه ، برايش اعلاميه بدهكار بفرست

دانشجوي رياضي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، طبق قانون 2=1+1 عمل كرده و اگر نه در عدد صفر ضربش كن

دانشجوي كامپيوتر : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، از دستور كپي - پيست استفاده كن و اگر نه بهتر است كه ديليت اش كني

دانشجوي خوشبين : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن... نگران نباش بر مي گردد

دانشجوي عجول : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر در مدت زماني معين بر نگشت فراموشش كن

دانشجوي شكاك (رشته داروسازي مثل نريمان ) : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، از او بپرس " چرا " ؟

دانشجوي صبور : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برنگشت ، منتظرش بمان تا برگردد

 

Shokrollahi@ppars.com

کودکی که از او سؤال کردم، حدودا ٌ5 سال داشت
دوست داری بزرگ شدی چکاره شوی ؟
مثل بسياری از کودکان هم سن و سالش گفت می خواهم دکتر شوم.
پرسيدم چرا؟
در حالی که با ماشينش بازی می کرد گفت: " چون پولدار هستند" چند ماهی گذشت باز همان سؤال را از او پرسيدم، باز هم پاسخ داد: " دکتر" ولی اين بار اضافه کرد جراح قلب.
گفتم: چرا؟
گفت:" چون خيلی پولدار هستند."
اما چند ماه بعد كه باز همان سؤال را از او پرسيدم پاسخش باور نكردني بود: می خواهم دزد شوم!
با تعجب پرسيدم چرا؟
گفت چون دزد ها اگر فقط 1 شب دزدی کنند " خيلی خيلی پولدار می شوند، تازه مجبور هم نيستند درس بخوانند"!
وقتی مسأله را بررسی کردم متوجه شدم که اين اواخر، منزل يکی از نزديکان آنها مورد سرقت قرار گرفته و صحبت ها و تنش های زيادی که آن روزها در آن خانه حاکم بود، باعث اين تغيير در نگرش کودک شده بود. تا قبل از سرقت منزل خويشاوند، پولدار بودن( ارزشي كه از سوي اطرافيان كودك به او القا شده بود) از طريق پزشک شدن دست يافتني مي نمود، ولی اکنون کودک دريافته بود که امکان ديگری نيز وجود دارد که شايد از نگاه او بسيار ساده تر و آسانتر بود. (دزدی که در يک شب حاصل زحمات چند خانواده را مالک شد، احتمالاراحت‌تر از يك پزشك، پولدار مي‌شد!).
اين تجربه مرا به اين موضوع آگاه كرد كه بسياری از آرزوهای ما نيز نتيجه پيام های محيطی است که در طول رشدمان به ما تحميل شده است. اين پيام ها، گاهي آنچنان موجی ايجاد می کنند که فکر و ذهن عده زيادي را تحت تاثير قرار مي‌دهد و باعث می شوند تا نگرش های نادرست وحتي ضد ارزش‌ها در ذهن افراد جامعه بوجود بيايد و به تدريج تبديل به يک"ارزش"شود. ارزشی که برای دست يابی به آن افراد جامعه خصوصا تازه‌كارها اغلب به بيراهه می روند و زيان و خسران بسياری را تحمل می کنند.
اگر شاغل هستيد صادقانه بگوييد شغلتان را دوست داريد؟
آيا انتخاب خودتان بوده است؟
اگر يك بار ديگر مي‌خواستيد شغلي را انتخاب كنيد انتخابتان باز هم اين بود؟
آيا شغل تان را به ديگران پيشنهاد مي‌كنيد؟
و از همه مهم‌تر ديگران ( فرزند، خواهر و...) را در انتخاب شغل ، مجبور مي‌كنيد؟؟

 

آشنایی با رشته  MBA

برگرفته از سایت مدیر

تعريف و اهداف رشته MBA

__________________________

 

تعريف و هدف

دوره كارشناسي ارشد مديريت سازمان كه معادل Master of Business Administration (MBA) است به   منظور   پرورش   مديران   كارآمد   براي   اداره سازمانهاي اقتصادي - اجتماعي، توليدي   و خدماتي طراحي شده است.

رشته MBA   يا کارشناسی ارشد مديريت حرفه ای بازرگانی چنانچه از نامش پيداست تنها مديريت بازرگانی نيست ، از آنجا که در ايران آموزش مديريت به سه شاخه بازرگانی ، صنعتی و دولتی تقسيم می شود برای اكثر متقاضيان اين گمان پيش می آيد که   MBA تنها در بر گيرنده مباحث مديريت بازرگانی است و به طور مثال برای مديريت صنعتی بايد به سراغ رشته ديگری رفت در حالی که اين تصور کاملا اشتباه است.

MBA   مديريت Business   است و Business   يعنی کليه عملياتی که از توليد تا فروش و خدمات پس از فروش کالا يا خدمات را شامل ميشود و به صورت مکرر اتفاق می افتد.

برای رشته   MBA حدود 30 گرايش مختلف در کشور های مختلف تعريف شده است. اما   چهار گرايش اصلی اين رشته که تقريبا در همه دانشگاه ها تدريس می شوند به شرح زير است:

1-   بازاریابی و مدیریت فروش ( Marketing )

2- مدیریت مالی و مدیریت موسسات مالی ( Finance )

  3- مدیریت تولید و سیستمهای تولید و پروژه ( Operation )

  4- مدیریت منابع انسانی ( Human Resources )

امروزه حتی MBA   با گرايش هايی مانند تجارت الکترونيک و فن آوری اطلاعات نيز ارائه می شود که نشان از انعطاف پذيری بالا و نياز روز افزون به فارغ التحصيلان اين رشته است.

متاسفانه امروزه بسياري بدون توجه به محتواي MBA آن را با نام مديريت سازمان مي شناسند و تنها به بخش بسيار کوچکي از اهدافي که در اين دوره بررسي مي شود مي پردازند. اگر بخواهيم تعريفي دقيقتر از اهداف MBA   داشته باشيم بايد توجه داشت که هدف اين دوره پذيرش فارغ التحصيلان دوره هاي كارشناسي در رشته هاي مختلف به خصوص رشته هاي فني و مهندسي و پرورش افرادي است كه قادر باشند در زمينه هاي ذيل انجام وظيفه نمايند :

(1)     اداره و راهبري مؤثر و كارآمد سازمان يا يك بخش تخصصي از آن نظير بخش هاي توليدي، بازاريابي و فروش، اطلاعات و مالي

(2)        ايجاد تحول در يك بخش تخصصي سازمان

(3)        طراحي، هدايت و رهبري تحول در كل سازمان پس از كسب تجارب عملي در مديريت

(4)        كارآفريني با ايجاد فعاليت هاي جديد در درون سازمان و يا ايجاد سازمانهاي جديد

(5)        ارائه خدمات مشاوره اي و مطالعاتي در زمينه هاي مزبور به مديران سازمانهاي اقتصادي و اجتماعي

اين اهداف تقريبا" در تمام جهان يکسان هستند. به عنوان نمونه ( Harvard Business School(HBS

که يکي از معتبر ترين Business School هاي جهان مي باشد،هدف دوره و   قابليتهاي مورد نظر فارغ التحصيلان خود را به شرح زير مي داند:

1- a transformational experience for students who will go on to change the lives of those around them

2- Builds a foundation for a life time of leadership

3- Developing abilities to look beyond the present, envisioning what might be and how to accomplish it .

افراديكه در اين دوره پذيرفته ميشوند، حداقل دوره كارشناسي را در يكي از رشته هاي دانشگاهي گذرانده و با حوزه تخصصي دوره كارشناسي آشنائي پيدا كرده اند. اين افراد پس از فراگرفتن دانش مديريت و تمرين مهارتهاي مديريتي در اين دوره ، نيروهاي ارزنده اي خواهند شد كه مي توانند با تركيب دانش تخصصي و مديريتي خود در جهت تحقق هدفهاي بالا   نقش مهمي در بهبود مديريت جامعه ايفا نمايند.

تاريخچه MBA

_________________________

 MBA در خارج از کشور قدمتي حدودا" 80 ساله دارد و به نظر مي رسد که در   Wharton Business School وابسته به دانشگاه پنسيلوانيا متولد شده باشد. گسترش سريع اين رشته در سالهاي دهه 60و 70 ميلادي منجر به اين شد که در ايران نيز در دهه 70 ميلادي مرکزي تحت عنوان ICMS و با همکاري دانشگاه هاروارد راه اندازي شود که بعد از انقلاب منحل گرديد. اين مرکز عليرغم   اينکه تنها دو دوره فارغ التحصيل ارائه کرد ليکن نوستالژي ناشي از آن هنوز در اذهان بخشهاي مديريتي برجسته کشور باقي است. دومين گام در اين راستا توسط سازمان مديريت صنعتي برداشته شد که در اواخر دهه 60 شمسي اقدام به راه اندازي دوره مديريت اجرايي Executive MBA نمود ليکن به دليل عدم تبليغات مناسب و نيز شرايط دشوار ورود جاي چنداني در ميان فارغ التحصيلان جديد   باز نکرد. سرانجام در اول دهه 80 شمسي دانشگاه صنعتي شريف به اتکاي وجهه منحصر به فرد خود اقدام به راه اندازي اين رشته با توجه به نياز شديد کشور نمود. علي رغم اين تلاشها، هنوز تا رسيدن به کشورهاي توسعه يافته و حتي بسياري از کشورهاي در حال توسعه راه درازي در پيش رو داريم. MBA امروزه يکي از معيارهاي رشد کشورها محسوب مي شود بطوريكه در سنگاپور با 4 ميليون نفر جمعيت حدود 30 دوره MBA و در آمريکا 700 دوره وجود دارند .

دانشگاههاي ارائه دهنده دوره MBA در ايران

__________________________

در ايران چند دوره در مراكز زير ارائه مي شود كه از طريق كنكور سراسري دانشجو مي پذيرند :‌

1 - دانشگاه صنعتي شريف   (50 نفر)

2- دانشگاه تهران (8 نفر)

3- دانشگاه صنعتي شاهرود (6 نفر)

4- موسسه آموزش عالي غير انتفاعي و غير دولتي كيش (15 نفر)

5 - دانشگاه صنعتي مالك اشتر (10 نفر)

6- دانشگاه علوم و فنون مازندران (غير انتفاعي) (25 نفر)

7- دانشگاه تهران _ شبانه (4 نفر)

8- دانشگاه صنعتي شاهرود – شبانه (4 نفر)

9 - دانشگاه صنعتي مالك اشتر - شبانه (5 نفر)

طول دوره و شرايط ورود MBA

__________________________

 

طول دوره و شرايط ورود

دوره كارشناسي ارشد MBA به صورت كارشناسي ارشد ناپيوسته و آموزشي است. اين دوره به نام دوره MBA در اكثر نظامهاي آموزش عالي كشورهاي پيشرفته و در حال توسعه ارائه ميشود . با توجه به اينكه فارغ التحصيلان رشته هاي مختلف و به خصوص رشته هاي فني و مهندسي   وارد اين دوره مي شوند و بايد با مباني و اصول مديريت علمي و دانش روز مديريت در حوزه هاي مختلف آشنا شوند، طول دروه حداقل 2 و حد اكثر 3 سال بوده و تعداد واحدهاي لازم براي فارغ التحصيل شدن بر خلاف ساير فوق ليسانسها که ۳۶ واحد است 58 واحد درسي است. بنابراين دانشجويان اين دوره، مانند ساير دانشجوياني كه در ساير نقاط جهان در اين رشته به تحصيل مي پردازند، براي تكميل دوره خود در طي 2 سال يا 4 ترم بايد به طور متوسط در هر نيمسال تحصيلي حدود 14 واحد درسي را بگذرانند. به اين لحاظ دوره كارشناسي ارشد MBA ، دوره سنگين و پر كاري است و دانشجوياني كه وارد اين دوره ميشوند بايد از لحاظ استعداد و فرصت مطالعه و تحصيل در وضعيت خوبي قرار داشته باشند. دانشجويان ورودي به اين دوره از فارغ التحصيلان زبده رشته هاي مختلف با شرايط ذيل پذيرفته خواهند شد :

الف - داشتن شرايط عمومي ورود به آموزش عالي

ب - داشتن حداقل گواهينامه كارشناسي مورد تأئيد وزارت علوم، تحقيقات و فنآوري يا وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي در رشته هاي مورد قبول

ج- قبولي در آزمون ورودي كه مواد و ضرايب آن به شرح زير ميباشد :

-     رياضيات عمومي 1و 2 دوره فني ومهندسي با ضريب 2.5

-     زبان انگليسي با ضريب 2

-     آمادگي و استعداد تحصيلي ويژه رشته مديريت با ضريب 2

-     اصول (تئوري) مديريت با ضريب 1.5

د- قبولي در   مصاحبه تخصصي سنجش علاقه و آمادگي تحصيلي براي رشته مديريت

گروه بندي دروس دوره كارشناسي ارشد MBA

__________________________

 

گروه بندي دروس دوره كارشناسي ارشد MBA

برنامه دوره كارشناسي ارشد MBA شامل 58 واحد نيمسالي به شرح ذيل است :

الف- دانش زير بنائي مديريت                         19 واحد

ب- دانش عمليات پنجگانه مديران                   15 واحد

ج- دانش يك حوزه تخصصي                          21 واحد

د- پروژه كارشناسي ارشد                              3 واحد

 

هدف دروس ارائه شده در هريك از گروه هاي مزبور به شرح زير است :

الف- در گروه دروس مربوط به دانش زير بنائي مديريت، دانشجويان با زيرساخت هاي دانش مديريت آشنا ميشوند . اين زيرساخت ها در زمينه هاي علوم اقتصادي، حسابداري، روشهاي كمي در تصميم گيري و بهينه سازي، سيستمهاي اطلاعاتي، حقوق تجارت و ارتباطات قراردارد.

ب- در گروه مربوط به دانش عمليات پنجگانه مديريت دانشجويان با مباني نظري مربوط به عمليات اصلي مديران آشنا ميشوند. دانشجويان صرفنظر از گرايش تخصصي خود در اين دوره كارشناسي ارشد لازمست با نظريات و تئوريهاي موجود در حوزه عمليات اصلي همه مديران شامل برنامه ريزي، كنترل، سازماندهي، مديريت نيروي انساني، رهبري و رفتار سازماني آشنا شوند. در حوزه رهبري و رفتار سازماني، روانشناسي و رفتار انساني نيز مورد بحث قرار خواهد گرفت.

ج- در گروه دروس مربوط به دانش يك حوزه تخصصي، دانشجويان با دانش و فنون يك حوزه تخصصي مديريت به طور عميقتر آشنا ميشوند. امروزه   با   گسترش   رشته   مديريت، هر يك از حوزه هاي تخصصي آن نظير مديريت عمليات، مدير مالي و يا مديريت استراتژيك حاوي نظريه ها و مطالب گسترده و عميقي است كه فراگيري همه آنها در يك دوره كارشناسي ارشد عملي و ضروري نيست. در واقع دانشجويان دوره كارشناسي ارشد با توجه به علاقه خود و امكانات مركز آموزشي محل تحصيل خود ميتوانند به طور عميق فقط وارد يك حوزه تخصصي شود. لذا 21 واحد درسي در هر يك از ده حوزه تخصصي ارائه ميشود. حوزه هاي تخصصي عبارتند از :

1- استراتژي 2- اقتصاد مديريت   3- مديريت بازاريابي   4- مديريت تكنولوژي   5- مديريت توسعه سازمان و منابع انساني   6- مديريت ديناميك سيستمها   7- سيستمهاي اطلاعاتي مديريت 8- مديريت عمليات   9- كارآفريني   و 10- مديريت مالي   است.

علاوه بر ده حوزه تخصصي مزبور يك حوزه عمومي نيز در نظر گرفته شده است تا دانشجويان بتوانند با موافقت آموزش دانشكده تركيبي از دروس دو يا چند حوزه را مطابق با نيازها و علايق خود انتخاب نمايند.

د- علاوه بر دروس تخصصي، دانشجويان موظف به انجام يك پروژه به ارزش 3 واحد در حوزه تخصصي خود ميباشند. هدف از انجام اين پروژه كاربرد دانش تخصصي كسب شده در ارتباط با يك مورد عملي است.

نظر به اينكه دانشجويان از گرايش هاي مختلف وارد اين دوره خواهند شد، لذا براي موفقيت در واحدهاي درسي مزبور ميبايست در صورت ضرورت چند درس را به عنوان پيش نياز اخذ نمايند. بديهي است چنانچه درسي از دروس پيشنياز در مقاطع تحصيلي قبلي اخذ شده باشد، در صورت موافقت دانشكده دانشجو از گذاراندن مجدد آن معاف خواهد بود .

 

برنامه درسي دوره كارشناسي ارشد MBA

__________________________

 

برنامه آموزشي و درسي دوره كارشناسي ارشد MBA

برنامه درسي دوره كارشناسي ارشد MBA شامل موارد زير است :

 

الف - دروس جبراني :

براي دانشجوياني كه اين دروس را در مقاطع قبلي نگذرانده اند.

رديف

نام درس

ساعت

تعداد واحد

1

2

3

4

رياضيات عمومي 1 فني ـ مهندسي

رياضيات عمومي 2 فني ـ مهندسي

احتمال و آمار

مديريت سازمان يا اصول مديريت

51

51

51

51

3

3

3

3

جمع

204

12

 

ب - دروس پايه ( دانش زير بنائي ) :

براي كليه دانشجويان دوره اجباريست . دانشجوياني كه قبلاً اين دروس را گذرانده باشند با موافقت دانشكده ميتوانند با شركت در امتحان مربوطه از شركت در كلاس آن درس معاف شوند.

رديف

نام درس

ساعت

تعداد واحد

1

2

3

4

5

6

7

اقتصاد خرد

اقتصاد كلان

حسابداري براي مديران

روشهاي كمي در تصميم گيري مديران

سيستمهاي اطلاعات مديريت

حقوق تجارت

ارتباطات

51

51

51

51

51

34

34

3

3

3

3

3

2

2

جمع

306

19

 

ج- دروس اصلي (دانش عمليات پنجگانه مديريت) :

براي كليه دانشجويان دوره اجباريست.

رديف

نام درس

ساعت

تعداد واحد

1

2

3

4

5

برنامه ريزي استراتژيك

سيستم بودجه بندي و كنترل

سازماندهي

مديريت نيروي انساني

رهبري و رفتار سازماني

51

51

51

51

51

3

3

3

3

3

جمع

255

15

 

د- دروس حوزه تخصصي

پس از گذراندن 33 واحد ( شامل 19 واحد دروس زير بنائي و 15 واحد دروس عمليات اصلي مديريت ) دانشجويان نسبت به انتخاب يكي از حوزه هاي تخصصي 11 گانه دوره اقدام نموده و 21 واحد درسي را در حوزه تخصصي خود اخذ خواهند نمود.

بعضي از اين دروس بصورت اجباري آن حوزه خواهد بود و بعضي ديگر بصورت اختياري از ميان دروس   ارائه شده در آن گرايش   و   يا دروس ارائه شده   در گرايش هاي مرتبط انتخاب ميشوند. علاوه بر دروس اختياري پيشنهاد شده براي هر گرايش، در صورت لزوم دانشجويان ميتوانند پس از تأييد دانشكده مربوطه، تعدادي از دروس اختياري خود را از ساير دروس ارائه شده در دانشكده انتخاب نمايند.

 

دو نكته مهم :

1- علاوه بر دروس تخصصي، دانشجويان موظف به انجام يك پروژه پايان تحصيل به ارزش 3 واحد هستند. اين پروژه بيشتر جنبه كاربردي دارد و هدف از آن آشنائي دانشجويان با مشكلات كاربرد مباحث تئوريك در عمل است.

2- براي آشنائي دانشجويان با مسائل سازمانها در حوزه هاي تخصصي دو دوره كارورزي نيز در نظر گرفته شده است. كارورزي اول در تابستان سال اول تحصيل و كارورزي دوم در تابستان سال دوم انجام خواهد گرفت. در هر دوره كارورزي دانشجويان موظف به سپري كردن 240 ساعت در يكي از سازمانهاي خدماتي يا توليدي در ارتباط با حوزه تخصصي مورد علاقه خود هستند. در انتهاي هر كارورزي دانشجو ملزم به ارائه گزارش كار و دفاع از آن در مقابل يك هيأت منصفه خواهد بود. درس كارورزي داراي واحد و نمره نيست، بلكه بصورت قبول يا رد در كارنامه دانشجو وارد خواهد شد.

زمينه هاي فعاليت فارغ التحصيلان MBA

__________________________

زمينه هاي فعاليت فارغ التحصيلان

فارغ التحصيلان اين دوره با فراگيري دانش و فنون مديريت قادر خواهند بود در زمينه هاي ذيل فعاليت نمايند :

  • اداره امور واحدهاي ستادي سازمانهاي توليدي و اجتماعي در جهت كمك به مديران اين سازمانها براي اداره مؤثرتر سازمانهاي خود
  • اداره و راهبري مؤثر و كارآمد يك سازمان يا يك بخش تخصصي از آن نظير بخش هاي توليد، تحقيق و توسعه، مالي، فروش، پرسنلي و اطلاعات           
  • ايجاد تحول در يك بخش تخصصي سازمان با تجديد تشكيلات، رويه ها و شيوه هاي اداري آن بخش
  • كارآفريني در يك سازمان براي شروع فعاليت هاي جديد يا ايجاد و اداره سازمانهاي جديد
  • طراحي تحول در كل يك سازمان و رهبري و هدايت تحولات كلي بعد از كسب تجربيات مديريتي

ضرورت و اهميت MBA

__________________________

 

توسعه كشور و ارتقاء استاندارد زندگي در آن مستلزم بهبود و ارتقاء كيفيت مديريت در سازمانهاي اقتصادي و اجتماعي است. با بهبود مديريت است كه ميتوان بهره وري را افزايش داد و از ظرفيت ها و امكانات موجود كالا و خدمات بيشتري را توليد نمود و ظرفيت هاي زيادتري را بوجود آورد.  

بهبود مديريت نيز مستلزم آگاهي و تسلط به دانش مديريت است. امروزه مديريت به عنوان يكي از شاخه هاي معرفت بشري پيشرفت زيادي نموده است و آموزش و تحقيق در زمينه آن گسترش فراواني يافته است . باتوجه به اهميت مديريت در رشد و ارتقاء سازمانها و جوامع، نظامهاي آموزش عالي كشورها آموزش و تحقيق در حوزه مديريت را از نظر كيفي و كمي به سرعت توسعه داده اند.

يكي از زمينه هاي بارز توسعه آموزش مديريت ايجاد رشته كارشناسي ارشد مديريت   سازمان (MBA) در كشورهاي مختلف جهان است. اين رشته به سرعت نخست در امريكا و كشورهاي صنعتي و سپس در كشورهاي در حال توسعه موفق، گسترش يافته است .

همانطوريكه قبلا" ذكر شد، فارغ التحصيلان دوره هاي كارشناسي و مخصوصا" فارغ التحصيلان دوره هاي فني و مهندسي وارد اين دوره شده و در يك آموزش فشرده و پركار به فراگيري دانش و فنون مديريت مي پردازند. تركيب دانش تخصصي دوره كارشناسي و آگاهي و تسلط به دانش و فنون مديريت در دوره كارشناسي ارشد، از فارغ التحصيلان اين دوره مديران كارآمد و مؤثري ميسازد كه در افزايش كارآئي و رشد سازمانهاي اقتصادي - اجتماعي تأثير بسزايي دارند. به خاطر كسب همين توانائي هاست كه در سه دهه اخير دوره هاي MBA در كشورهاي مختلف جهان به سرعت گسترش يافته و تنها در كشور آمريكا حدود 700 موسسه آموزش عالي دوره MBA ارائه ميدهند.

اگر مي خواهيد خود را قانع کنيد که چرا بايد MBA را انتخاب کنيد، کار دشواري نخواهيد داشت. جايگاه MBA در دنياي امروز امکان ادامه تحصيل در برترين دانشگاههاي داخل و خارج را در اختيار شما قرار خواهد داد. در صورتي که زمينه شغلي مد نظر شما باشد، با توجه به اينکه اين رشته بسيار نوپاست و با استقبال شديد سازمانها نيز مواجه شده است مي توان بازار کار بکر و دست نخورده اي براي آن در نظر داشت، هرچند در آمريکا علي رغم سابقه 80 ساله هنوز بازار کار بسيار وسيعي در اختيار فارغ التحصيلان قرار دارد. در ايران نيز آمارهاي فعلي نشان از تضمين شغل در آينده دارد. MBA قابليتهاي شما را وراي تخصصي که اکنون داريد توسعه خواهد داد و شما را به شخصي مبدل خواهد کرد که هيچ سازماني قادرنخواهد بود به راحتي از روي تخصص شما عبور کند . اين نکته که قادر هستيد MBA را به عنوان رشته   دوم همراه با رشته اصلي خود امتحان دهيد نيز قابل توجه است. هرچند MBA ارزشي وراي رشته هاي تخصصي و فني در دنياي امروز دارد.

چه کسانی برای MBA اقدام نکنند

__________________________

 

- اگر از ثروت خوشتان نمی آيد

- اگر روحيه رهبری نداريد و نمی خواهيد به دست آوريد و می خواهيد هميشه پيرو باشيد.

- اگر فکر می کنيد موفق شدن يا ثروتمند شدن شانسی است.

- اگر از شهرت خوشتان نمی آيد و يا قدرت ريسک معقول نداريد.

- اگر فکر می کنيد نمی توان بدون سرمايه و نفوذ يک شرکت بزرگ به وجود آورد.

و اگر باروحيه ای متواضع حاضر به تلاش برای رسيدن به اهداف متعالی نيستيد بهتر است در رشته ديگری ادامه تحصيل دهيد.

دانستنيهايي درباره MBA

__________________________

 

دانستنيهاي MBA :

  • آيا ميدانيد که MBA پرهزينه ترين رشته دانشگاهي در خارج کشور است و هزينه سالانه آن در برخي دانشگاهها به 70000 دلار در سال مي رسد؟
  • آيا مي دانيد که   MBA در دانشگاه هاروارد تنها رشته اي است که به دليل اطمينان از اشتغال خوب فارغ التحصيلان آن در آينده تحت پوشش کامل وام CITIBANK آمريکا قرار دارد و دانشجويان کليه هزينه هاي خود را از آنجا تامين مي کنند؟ آيا مي دانستيد که اکثر دانشگاههاي آمريکا ، کانادا و اروپا به دليل تقاضاي بسيار بالاي داخلي به اتباع خارجي جهت MBA پذيرش نمي دهند؟
  • حتما کل دروس ، کلاس ها، تحقيقات و ارائه آنها بايد به زبان انگليسی باشد. حتی در کشور هايی مانند فرانسه، آلمان و روسيه هم با تمام تعصباتی که روی زبان اصلی شان دارند،   MBA   به زبان انگليسی تدريس می شود.   حتی اگر تمام درس ها و مباحث مشابه باشد ولی زبان تدريس و تعليم انگليسی نباشد، رشته تحصيلی ديگر   MBA نيست و از نظر حرفه ای وقتی   MBA نباشد ديگر تفاوتی ندارد که چه اسمی داشته باشد.
  • خصوصيت بارز ديگر MBA   اين است که علاوه بر درس های تئوری بايد همراه با تحقيق Case Study   ، بازيهای تجاری Business Games ، و ارائه نتايج   در قالب   Presentation   و معمولا   تز و کارآموزی می باشد.
  • مباحث يک برنامه MBA بايد مرتبا مورد باز بينی و نو سازی قرار گيرد تا دانشجويان بتوانند با آخرين نياز ها و دست آورد های علم مديريت آشنا شوند.

منابع پيشنهادي براي كنكور MBA

__________________________

 

منابع پيشنهادي براي كنكور MBA

مراجع پيشنهادی دانشگاه شريف براي کنکور در اين رشته به شرح زير است:

منابع MBA

 

  • رياضي عمومي 1 و 2 کارشناسي مهندسي (ضريب 2.5)

        کتب رياضيات عمومي 1 و 2 کارشناسي مهندسي

 

  • اصول (تئوري) مديريت (ضريب 1.5)

   Management (A Global Perspective) 10th edition – By Koontz and Weihrich

     Management (6th Edition) - by: S.P.Robbins & M.Coulter

   مديريت عمومي، نويسنده: دکتر الوانی

  سازمان و مديريت، نويسنده: دکتر اقتداري

 

  • زبان تخصصی (ضريب 2)

Management (A Global Perspective) 10th edition – By Koontz and Weihrich

Management (6th Edition) - by: S.P.Robbins & M.Coulter

 

  • استعداد و آمادگي تحصيلي ويژه رشته مديريت (ضريب 2)

کتب مرتبط با GMAT

قبل از انتخاب MBA به اين موارد دقت كنيد

__________________________

 

قبل از انتخاب MBA به اين موارد دقت كنيد :‌

قبل از تصميم گيری برای انتخاب اين رشته، اگر شاغل هستيد و بايد هزينه زندگی را خودتان تامين کنيد،   حتما به اين نکته فکر کنيد که برای گذراندن اين دوره نياز به برنامه زمانی پيچيده و گذراندن يک زندگی سخت و پرکار داريد. درس ها به شدت وقت گير هستند و هريک از دروس بيش از ۱۲ واحد درس کارشناسی وقت می گيرند. در نظر داشته باشيد که بايد حداقل ۴۰ ساعت در هفته زمان برای مطالعه و انجام پروژه های درسی اختصاص دهيد.

اگر زبان انگليسی شما خوب نيست يا زبان خود را تقويت کنيد و يا از خير اين دوره بگذريد چون احتمالا اين رشته برای شما ساخته نشده است.

و در پايان اگر همسر و فرزند داريد مطمئن شويد می   توانند با اين مساله کنار بيايند که   طی دو سالی که در اين رشته تحصيل می کنيد يا در منزل نخواهيد بود و يا در ساعاتی هم که در منزل هستيد به نظر می رسد که باز هم در منزل نيستيد...چون زمانی برای مشارکت در زندگی نخواهيد داشت..

توجه داشته باشيد که رشته MBA بر خلاف ساير رشته های کارشناسی ارشد دارای ۵۷ واحد درسی است که معادل دو دوره کارشناسی ارشد در رشته های ديگر است و بايد در هر ترم ۱۲ تا ۱۵ واحد با اين حجم را بگذرانيد...

پس خوب فکر کنيد...شرايط زندگی خود را در نظر بگيريد...و تلاش کنيد...اگر مسيرتان را درست برويد احتمالا طی چند سال آينده مدير ارشد يکی از سازمان های موفق کشورمان خواهيد بود...

چگونه مي توان در رشته MBA قبول شد

__________________________

 

به طور معمول کسی که بتواند درصدهايي حدود 70 درصد زبان، 70 درصد استعداد و آمادگي تحصيلي ويژه رشته مديريت، 40 درصد اصول مديريت و 20 درصد رياضيات داشته باشد مرحله اول را به سادگي پشت سر مي گذارد و براي مصاحبه دعوت مي شود. تقريباً هر سال مدل اين مصاحبه تغيير مي كند و روز به روز عجيب تر و غير متعارف تر می شود.

در ميان حدود پنج هزار شرکت کننده در آزمون کساني که رتبه اي تقريبا کمتر از 200 داشته باشند به مصاحبه دعوت مي شوند. در مصاحبه توانايي فهميدن و مکالمه زبان انگليسي، توانمندي هاي مديريتي، سوابق پژوهشي و اجرايي و توانمندي هاي ارتباطي افراد مورد توجه قرار مي گيرد.

براي موفقيت در مصاحبه بايد:

·         بتوانيد در شرايط استرس به خوبي عمل کنيد

·         ابتکار عمل در گفتگو را به دست بگيريد

·         به سوالات آنگونه که خود مي پسنديد پاسخ دهيد

·         بتوانيد متون انگليسي را خوب بفهميد

·         بتوانيد مکالمه مورد قبولي به زبان انگليسي داشته باشيد

·         رزومه مناسبي به صورت مکتوب آماده کنيد

·         هدف روشني براي شرکت در دوره داشته باشيد

·         با انرژي باشيد

کساني که داراي حداقل سه سال سابقه مديريتي باشند مي توانند اميدوار باشند نمره خوبي از مصاحبه بگيرند. نزديک به سي درصد از پذيرفته شدگان از ميان اين افراد خواهند بود.

 

جمله روزانه

یک بار هم نشنیده ام کسی در بستر مرگ اظهار پشیمانی کند که :"کاش بیشتر در اداره کار کرده بودم."
وین دایر

برگرفته از نامه saheledoosti@yahoo.com به http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/Archive/516.htm

نامه آبراهام لینكلن به آموزگار پسرش

به پسرم درس بدهید
او باید بداند كه همه مردم عادل و همه آن ها صادق نیستند، اما به پسرم بیاموزید كه به ازای هر شیاد، انسان صدیقی هم وجود دارد.
به او بگویید، به ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر جوانمردی هم یافت می شود.
به او بیاموزید، كه در ازای هر دشمن، دوستی هم هست.
می دانم كه وقت می گیرد، اما به او بیاموزید اگر با كار و زحمت خویش، یك دلار كاسبی كند بهتر از آن است كه جایی روی زمین پنج دلار بیابد.
به او بیاموزید كه از باختن پند بگیرد. از پیروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن بر حذر دارید. به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآور شوید.
اگر می توانید، به او نقش موثر كتاب در زندگی را آموزش دهید. به او بگویید تعمق كند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقیق شود. به گل های درون باغچه و زنبورها كه در هوا پرواز می كنند، دقیق شود.
به پسرم بیاموزید كه در مدرسه بهتر این است كه مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد.
به پسرم یاد بدهید با ملایم ها، ملایم و با گردن كش ها، گردن كش باشد. به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه بر خلاف او حرف بزنند.
به پسرم یاد بدهید كه همه حرف ها را بشنود و سخنی را كه به نظرش درست می رسد انتخاب كند.
ارزش های زندگی را به پسرم آموزش دهید. اگر می توانید به پسرم یاد بدهید كه در اوج اندوه تبسم كند. به او بیاموزید كه از اشك ریختن خجالت نكشد.
به او بیاموزید كه می تواند برای فكر و شعورش مبلغی تعیین كند، اما قیمت گذاری برای دل بی معناست.
به او بگویید كه تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد.
در كار تدریس به پسرم ملایمت به خرج دهید اما از او یك نازپرورده نسازید. بگذارید كه او شجاع باشد، به او بیاموزید كه به مردم اعتقاد داشته باشد توقع زیادی است اما ببینید كه چه می توانید بكنید، پسرم كودك كم سال بسیار خوبی است.

برگرفته از نامه 

mitramrz@yahoo.com

 به http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/Archive/516.htm

زيباترين قلب

روزي مرد جواني وسط شهري ايستاده بود و ادعا مي كرد كه زيبا ترين قلب
را درتمام آن منطقه دارد . جمعيت زياد جمع شدند . قلب او كاملاً سالم بود و
هيچ خدشه‌اي بر آن وارد نشده بود و همه تصديق كردند كه قلب او به راستي
زيباترين قلبي است كه تاكنون ديده‌اند.
مرد جوان با كمال افتخار با صدايي بلند به تعريف قلب خود پرداخت .
ناگهان پير مردي جلوي جمعيت آمد و گفت كه قلب تو به زيبايي قلب من نيست .
مرد جوان و ديگران با تعجب به قلب پير مرد نگاه كردند قلب او با
قدرت تمام مي‌تپيد اما پر از زخم بود.  قسمت‌هايي از قلب او
برداشته شده و تكه‌هايي جايگزين آن شده بود و آنها به راستي
جاهاي خالي را به خوبي پر نكرده بودند براي همين  گوشه‌هايي
دندانه دندانه درآن ديده مي‌شد.
 
 
 
در بعضي نقاط شيارهاي عميقي وجود داشت كه هيچ تكه‌اي آن را
پرنكرده بود، مردم كه به قلب پير مرد خيره شده بودند با خود مي‌گفتند
كه چطور او ادعا مي‌كند كه زيباترين قلب را دارد؟
مرد جوان به پير مرد اشاره كرد و گفت تو حتماً شوخي مي‌كني؛
قلب خود را با قلب من مقايسه كن ؛ قلب تو فقط مشتي رخم و بريدگي و خراش
است .
پير مرد گفت : درست است . قلب تو سالم به نظر مي‌رسد اما من
هرگز قلب خود را با قلب تو عوض نمي‌كنم. هر زخمي نشانگر
انساني است كه من عشقم را به او داده‌ام،  من بخشي از قلبم
را جدا كرده‌ام و به او بخشيده‌ام. گاهي او هم بخشي از قلب
خود را به من داده است كه به جاي آن تكه‌ي بخشيده شده قرار داده‌ام؛
اما چون اين دو عين هم نبوده‌اند گوشه‌هايي دندانه دندانه در قلبم وجود دارد
كه برايم عزيزند؛ چرا كه ياد‌آور عشق ميان دو انسان هستند.
بعضي وقتها  بخشي از قلبم را به كساني بخشيده‌ام اما آنها چيزي
از قلبشان را به من نداده‌اند، اينها همين شيارهاي عميق هستند .
گرچه دردآور هستند اما ياد‌آور عشقي هستند كه داشته‌ام .
اميدوارم كه آنها هم روزي بازگردند و اين شيارهاي عميق را با قطعه‌اي
كه من در انتظارش بوده‌ام پركنند، پس حالا مي‌بيني كه زيبايي واقعي چيست ؟
مرد جوان بي هيچ سخني ايستاد، در حالي كه اشك از گونه‌هايش سرازير
مي‌شد به سمت پير مرد رفت از قلب جوان و سالم خود قطعه‌اي
بيرون آورد و با دستهاي لرزان به پير مرد تقديم كرد پير مرد آن را گرفت و
در گوشه‌اي از قلبش جاي داد و بخشي از قلب پير و زخمي خود را به
جاي قلب مرد جوان گذاشت .
مرد جوان به قلبش نگاه كرد؛ ديگر سالم نبود،  اما از هميشه زيباتر بود
زيرا كه عشق از قلب پير مرد به قلب او نفوذ كرده بود