حكايت سازمان‌هاي‌ سيستم‌ناپذير

برگرفته از : http://www.shabakeh-mag.com/Articles/Show.aspx?n=1002254

اشاره :
آيا واقعاً هر شركتي كه در پيكره سازمان خود دست به استقرار سيستم‌هاي اطلا‌عاتي كامپيوتري بزند، لزوماً يك سازمان موفق و مدرن شناخته مي‌شود؟


از  سال‌ها پيش تاكنون بسياري از سازمان‌ها و شركت‌هاي دولتي و غيردولتي عزم خود را براي استفاده از سيستم‌هاي اتوماسيون اداري نشان داده‌اند. انقلا‌ب صنعتي و پس از آن انقلا‌بي كه با نام فناوري اطلا‌عات خود را به جامعه انساني تحميل نمود، جاي درنگي را براي اين سازمان‌ها در رساندن خود به قطار استفاده از مزاياي فناوري اطلا‌عات باقي نگذاشت. قاعدتاً سازمان‌هايي كه مشتريان  بيشتري  داشتند، زودتر از بقيه ضرورت استفاده از اين فناوري را درك كردند و به سوي آن شتافتند. شايد سازمان‌هايي كه متولي خدمات عمومي شهري بودند، اولين‌ نهادهايي باشند كه نفس اين موضوع را پذيرفتند و تلا‌ش نمودند بنيان خود را براساس آن پايه‌ريزي نمايند. سازمان‌هايي كه متصدي خدماتي چون مخابرات، برق، آب يا امثال آن بودند، راه‌حل برآمدن از پسِ مشكلا‌ت مربوط به انبوه مشتريان و حساب و كتاب‌هاي مالي مربوط به آن‌ها را در دستيابي به فناوري اطلا‌عات يافتند.
 
بانك‌ها و مؤسسات مالي نيز كه حجم ثبت فرايندهاي مالي و يافتن آن‌ها در زمان لا‌زم، تمام توان و نيروي انسانيشان را اشغال كرده بود و حتي فضاي زيادي از مكان فيزيكي فعاليتشان را جهت بايگاني، به‌خود اختصاص داده بود دريافتند كه راه‌حل فائق آمدن بر اين نوع معضلا‌ت، ‌كوچ به سوي فناوري جديدي است كه مي‌تواند اطلا‌عات مورد نياز و فرايندهاي تجاريشان را در ظرف چند ثانيه روي رسانه كوچك و كم حجمي ذخيره و بازيابي كند.

بنابراين با اين كار به دو هدف خود، يعني رفع مشكل سنتي زمان و مكان در مراودات روزمره سازمان دست يافتند. اما اين انتهاي داستان نبود؛ چرا كه بسياري از مؤسسات اداري يا تجاري ديگر نيز با گسترش روزافزون نيروها و منابع مورد استفاده‌ خود، نياز به داشتن سيستم‌هاي اطلا‌عاتي را دريافتند. از سوي ديگر با گسترش علوم و فنون مربوط به اين حوزه در داخل كشور، داشتن سيستم‌هاي اطلا‌عاتي نه‌ تنها براي ثبت خودكار و سريع اطلا‌عات، بلكه براي هدف مهم‌تري چون تجزيه و تحليل اطلا‌عات به وسيله گزارش‌ها و آمارهاي ارائه شده توسط سيستم، نيز مسجل شد.
 
بدين‌سبب ميل به استفاده از اين سيستم‌ها كم‌كم در شركت‌ها و بنگاه‌هاي تجاري كوچك نيز افزايش يافت. به‌طوري كه امروزه هيچ مؤسسه يا نهادي را بدون داشتن سيستم‌هاي اطلا‌عاتي كامپيوتري، يك مؤسسه موفق و مدرن قلمداد نمي‌كنيم. اما آيا واقعاً هر شركتي كه در پيكره سازمان خود دست به استقرار اين سيستم‌ها بزند، لزوماً يك سازمان موفق و مدرن شناخته مي‌شود؟ به نظر من جواب كاملا‌ً منفي است.

در واقع از اين نظر سازمان‌ها را مي‌توان به سه دسته تقسيم كرد: دسته اول سازمان‌هايي كه نياز به داشتن سيستم را درك كرده‌اند، اما به دليلي قادر به برپايي آن در سازمان خود نيستند. دوم آن‌هايي كه به ضرب و زور جو حاكم بر روابطشان با محيط خارج،  برخلا‌ف ميل و آگاهي باطني‌ خود مجبور به پذيرش سيستم در سازمان شده‌اند و دسته سوم آن‌هايي كه به هر دليل به سيستم روي آورده‌اند و در كارشان هم به هر شكل موفق بوده‌اند.

بنابراين دو دسته اول را مي‌توان به نوعي جزء سازمان‌هاي سيستم‌ناپذير به حساب آورد كه شايد حتي به‌‌رغم  تمايل يا تعاملشان با سيستم، هنوز نتوانسته‌اند به استفاده مطلوب از آن دست يابند. از آن‌جا كه امروزه كمتر فردي را مي‌توان يافت كه با كامپيوتر و مسائل مربوط به آن ناآشنا باشد، دليل سيستم‌ناپذيري سازمان‌ها را مي‌توان در عامل ديگري جست‌وجو كرد. به نظر من مهم‌ترين عاملي كه در رسيدنِ شركت‌ها به موقعيت بهره‌برداري مناسب از سيستم نقش بازدارنده دارد، انضباط اداري است كه مسئول مستقيم آن هم <مدير سازمان> است!
اجازه دهيد مسئله را كمي ساده‌تر كنيم. زماني كه كسي از حساب و كتاب سررشته‌اي ندارد، يا از اهميت آن ناآگاه است، استفاده از چرتكه، دفتر و قلم، يا ماشين‌حساب كه ابزارهاي حساب و كتاب هستند هم برايش چندان تفاوتي ندارد؛ چرا كه اين ابزارها براي رسيدن به هدفي مؤثرند كه اصولا‌ً اين شخص ميانه‌اي با آن ندارد. همين مسئله در سطح يك سازمان بزرگ‌تر نيز قابل تعميم است.

يك سيستم كامپيوتري زماني مي‌تواند راهگشاي يك سازمان باشد كه آن سازمان حداقل از لحاظ ساختار سنتي و به قولي <سيستم دستي> مشكلي نداشته باشد. اگر وظيفه و اختيارات افراد شاغل در سازمان به درستي به آن‌ها تفهيم نشده باشد يا روابط ميان آن‌ها و كارهاي روزمره يا امور خاص از آغاز تا پايان به درستي توسط مديريت تبيين نشده باشد، هيچ‌گاه آن سازمان به نظم و ساختار منظم و سيستمي نزديك نمي‌شود.
 
حتي بسياري از شركت‌هايي كه با تلا‌ش بسيار ساختار خود را با استفاده از چارت‌هاي سازماني متداول و استاندارد بنا كرده‌اند، براي رسيدن به وضعيت مبتني بر سيستم، در ابتداي راه قرار دارند؛ چرا كه مرحله مهم‌تري پيش رودارند و آن همان برقراري جريان كاري (workflow) مناسب و از پيش تعيين‌شده ميان مناصب مختلف شغلي در سطح آن سازمان است. در اين وضعيت هر اقدام ديگري چون استخدام يا جايگزيني كاركنان، در نظر گرفتن ملا‌حظات مالي جديد، وضع قوانين داخلي بي‌پايه و اصطلا‌حاً <من‌درآوري> و امثال آن، نه‌تنها مشكل را حل نمي‌كند بلكه موجب بي‌نظمي بيشتر در سطح سازمان مي‌شود. راه‌حل اين معضل در تزريق روحيه و نگرش جديد سيستمي در ذهن مدير ارشد سازمان است.

برگرفته از : سایت از همه رنگ خاطراتچی

The following pictures are of the same place but taken under different seasons!! 
 (be sure to scroll on past the last)

عکس های زیر از یک منظره و در فصل های مختلف گرفته شده است











 

خلاصه پیام به فارسی:پدری از چهار فرزندش خواست که درختی را توصیف کنند . منتها هرکدام در فصلی به سراغ درخت رفتند.طبیعی است که هر کدام توصیف متفاوتی ارائه کردند و دیگری را تکذیب کردند. ولی در پایان پدر گفت همه شما درست گفتید. باید یاد بگیریم که هیچ پدیده ای را در یک نگاه و با دیدن تنها یک حالت و چهره از ان توصیف نکنیم
 
Lessons on Life

There was a man who had four sons. He wanted his sons to learn not to

judge things too quickly. So he sent them each on a quest, in turn, to go
and look at a pear tree that was a great distance away.

The first son went in the winter, the second in the spring, the third in
summer, and the youngest son in the fall.




When they had all gone and come back, he called them together to

describe what they had seen.
The first son said that the tree was ugly, bent, and twisted.

The second son said no it was covered with green buds and full of promise.

The third son disagreed; he said it was laden with blossoms that smelled

so sweet and looked so beautiful, it was the most graceful thing he had
ever seen.

The last son disagreed with all of them; he said it was ripe and drooping

with fruit, full of life and fulfillment.
The man then explained to his sons that they were all right, because
they had each seen but only one season in the tree's life.

He told them that you cannot judge a tree, or a person, by only one

season, and that the essence of who they are and the pleasure, joy,
and love that come from that life can only be measured at the end,
when all the seasons are up.

If you give up when it's winter, you will miss the promise of your spring,

the beauty of your summer, fulfillment of your fall.

Moral:

Don't let the pain of one season destroy the joy of all the rest.

Don't judge life by one difficult season.
Persevere through the difficult patches and better times are sure to
come some time or later.
HAPPY BUDDIES DAY!!!

هفت اصل بيل گيتس

«بيل گيتس»، رئيس «مايکروسافت»، در يک سخنراني در يکي از دبيرستان‌هاي آمريکا، خطاب به دانش‌آموزان گفت: «در دبيرستان خيلي چيزها را به دانش‌آموزان نمي‌آموزند». او هفت اصل مهم را که دانش‌آموزان در دبيرستان فرا نمي‌گيرند، بيان كرد. به گزارش ايسنا، اصول بيل گيتس به اين شرح است: اصل اول: در زندگي، همه چيز عادلانه نيست، بهتر است با اين حقيقت کنار بياييد. اصل دوم: دنيا براي عزت نفس شما اهميتي قايل نيست. در اين دنيا از شما انتظار مي‌رود که قبل از آن‌که نسبت به خودتان احساس خوبي داشته باشيد، کار مثبتي انجام دهيد. اصل سوم: پس از فارغ‌التحصيل شدن از دبيرستان و استخدام، کسي به شما رقم فوق‌العاده زيادي پرداخت نخواهد کرد. به همين ترتيب قبل از آن‌که بتوانيد به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسيد، بايد براي مقام و مزايايش زحمت بکشيد. اصل چهارم: اگر فکر مي‌کنيد، آموزگارتان سختگير است، سخت در اشتباه هستيد. پس از استخدام شدن متوجه خواهيد شد که رئيس شما خيلي سختگيرتر از آموزگارتان است، چون امنيت شغلي آموزگارتان را ندارد. اصل پنجم: آشپزي در رستوران‌ها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگ‌هاي ما براي اين کار اصطلاح ديگري داشتند، از نظر آنها اين کار «يک فرصت» بود. اصل ششم: اگر در کارتان موفق نيستيد، والدين خود را ملامت نکنيد، از ناليدن دست بکشيد و از اشتباهات خود درس بگيريد. اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشويد، والدين شما هم جوانان پرشوري بودند و به قدري که اکنون به نظر شما مي‌رسد، ملال‌آور نبودند.

طريقه برخورد با رئيس جديد

برگرفته از : سایت مردمان - طريقه برخورد با رئيس جديد 

زمان می گذرد و آدم های اطراف شما در شرکت نیز ممکن است تغییر کنند. همانطور که کارمندان و همکاران هم درجه تان می آیند و می روند، ممکن است روزی برسد که رئیستان هم بخواهد برود و فرد جدید جایگزین او شود. آیا می دانید باید با این رئیس جدید چه برخوردی داشته باشید؟ برای تطبیق یافتن با روش او چه کارهایی باید انجام دهید تا باز به موفقیت دست یابید؟

اکثر افراد برای گذاشتن تاثیری مثبت بر رئیس و ناظر جدید خود در تکاپو و تلاش هستند، درحالیکه تعدادی از رئیس ها نیز قادر به تاثیر گذاشتن بر کارمندان جدید و شرکت جدید خود نیستند، و به همین خاطر مدت زیادی نمی توانند در یک شرکت دوام بیاورند.

در این مقاله می خواهیم به شما کارمندان عزیز آموزش دهیم که چطور به راحتی هر چه تمام تر بتوانید تاثیری مثبت بر رئیس جدید خود گذاشته و نظر او را به خود جلب کنید.  

جانب گیری نکنید

وقتی یک رئیس جدید استخدام می شود، مطمئناً افرادی هستند که تصور می کنند آنها نیز استحقاق ترفیع گرفتن و گماشته شدن برای آن منصب را داشته اند و توانایی هایشان نیز از فرد تازه وارد بسیار بیشتر است.

گاهی اوقات این کارمند درمانده همه ی تلاش خود را برای به خاک نشاندن رئیس جدید به کار می گیرد و هر کاری می کند تا او را شکست خورده ببیند و گاهی اوقات نیز موفق می شود.

اما کاری که شما باید بکنید این است که بدون هیچگونه جانب گیری با کارمند خاطی، تا آنجا که می توانید به رئیس خود کمک کنید اما زیاده روی نکنید. و تا آنجا که میتوانید برای ترفیع مقام خود تلاش کنید.

صبر کنید تا آب ها از آسیاب بیفتد

روزهای اول بعد از استخدام رئیس جدید، همه ی کارمندهای بادمجام دور قابچین پیش او خواهند رفت و به او اعلام  خواهند کرد که هر کمکی که از دستشان برمی آید میتوانند برای او انجام دهند. البته این افراد به خاطر اشتیاق بیش از حدشان، مورد توجه رئیس قرار نمی گیرند.

کاری که شما باید بکنید این است که باید چند وقت صبر کنید تا این آمد و رفت ها فروکش کند. بعد نزد او بروید، و مودبانه خود را معرفی کنید. و در مورد کارتان و تلاش و کوشش هایتان او را مطلع کنید. و روراست سر اصل مطلب بروید و وقت خودتان و او را زیاد نگیرید.

برای انجام کارهای کوچک داوطلب شوید

اگر قرار بر این شده است که بخواهید رئیس جدیدتان را با محیط تازه آشنا کنید، یکی از کارهایی که می تواند انجام دهید این است که برای کارهای کوچکی که انجام آن اسباب راحتی او را فراهم می کند داوطلب شوید.

رئیس جدید شما احتمالاً هر سه یا چهار هفته یکبار قصد رسیدگی به کارهای کارمندان را پیدا می کند. این همن جایی است که شما می توانید او را از وجود خود مطلع کرده و به او کمک کنید، بدون اینکه قصد فضولی و دخالت در کارهای سایر کارمندان را داشته باشید.

آرام و آهسته شروع کنید. داوطلب شدن برای کارهای بزرگ ممکن است شک رئیس شما و همکارانتان را برانگیزد. کارهایی را انتخاب کنید که کسی طالب انجام دادن آن نیست. مطمئن باشید که رئیستان خیلی زود از شما برای انجام اینکار تشکر خواهد کرد.

بدانید که ایجاد اعتماد زمان می برد. رابطه های بزرگ گاهی با کمی صبر ایجاد شده اند. به او نشان دهید که قابل اعتماد هستید.

نگویید که همه چیز را می دانید

ایحاد یک احساس خوب در رئیس جدید نیازی به دانستن همه چیز ندارد. البته شما می خواهید شخصی کاردان و با اطلاع به نظر آیید، اما بدانید این با نمایش دادن صحت پیدا نمی کند. وقتی فردی متخصص و کاردان نیستید، لزومی ندارد که خود را اینگونه نشان دهید. درضمن اکثر اوقات به جای تاثیر مثبت، تاثیر عکس روی رئیس خود خواهید گذاشت و باعث خواهد شد که درمورد هر چیز دیگری هم که می گویید رئیستان به شما شک کند.

اگر به جای اینکه بگویید، "می دانم، می دانم..." بگویید، "بیشتر درموردش تحقیق میکنم" یا "پیشنهاد می کنم از فلانی بپرسید او بیشتر اطلاع دارد.." بسیار فروتنانه تر است و رئیستان نیز بیشتر خوشش خواهد آمد.

وقتی کسی در مورد مطلبی که اطلاع چندانی از آن ندارد، کارشاسانه صحبت میکند، نشان دهنده ی این است که مغرورتر از این است که بخواهد از کسی سوال کند و کمک بگیرد. وقتی رئیس جدید به دنبال فردی قابل اعتماد است، اینکار شما اشتباهی بسیار خطرناک خواهد بود.

پس اگر درمورد چیزی اطلاع کافی دارید، سعی کنید آن را به بهترین صورت انجام دهید. و اگرنه حتماً از دیگران سوال کنید و کمک بخواهید تا به شما بهترین راه انجام آن کار را پیشنهاد کنند. آنچه باعث ارزش دار شدن شما می شود، کمک به رئیستان برای پیشبرد کارها به بهترین شکل است. پس غرور را کنار بگذارید و خودتان باشید.

تصویر شغلی خود را دوباره بسازید

داشتن یک رئیس جدید به این معناست که می توانید تصویر خود در شرکت را بازسازی کنید. شاید با رئیس سابق میانه ی خوبی نداشته اید و یا شاید هم داشته اید اما حالا او دیگر رئیس شما نیست.

بدانید که گذشته گذشته است و رئیس جدید احتمالاً از رابطه ی شما با رئیس سابق، درمورد شما قضاوت خواهد کرد.

اعتماد برپایه صداقت بنا می شود. اشتباهات گذشته دلیل بر تیره و تار کردن آینده تان نیست. اما اگر حقیقت را مخفی نگاه دارید، ممکن است آینده تان را نیز تیره و تار کند. اگر نگران اشتباهات گذشته تان هستید، بدانید که شما هم انسانید و انسان جایزالخطاست. به رئیستان نشان دهید که از اشتباهات گذشته تان درس گرفته اید و تشنه ی پیشرفت و ترقی هستید.

نقش جدید آنها را قبول کنید

از سیاست های شرکت خود را دور نگاه دارید. نباید کاری کنید که خطری برای رئیس و فرد بعدی که می خواهد جایگزین او شود به حساب بیایید. اینکار مخصوصاً وقتی که تصور می کنید شایسته ی منصبی بالاتر را داشته باشید اتفاق می افتد.

مطلب اینجاست که باید بفهمید که رئیس جدید دشمن شما نیست. و او با نشستن بر منصب مدیریت جای شما را نگرفته است. این شما بودید که نتوانستید قابلیت های خود را به افرادی که تصمیم می گیرند نشان دهید.

اما لازم به پنهان کاری هم نیست. می توانید خیلی رک و روراست به رئیس جدید بگویید که شما امیدوار به دست آوردن آن منصب بودید. صداقت همیشه دشمنی ها را از بین می برد. و به رئیستان نشان دهید که شما دو نفر می توانید با هم برای پیشبرد اهداف شرکت همکاری کنید.

از موقعیت بهترین استفاده را ببرید!

خوشامدگویی به رئیس جدید شرکت ممکن است تجربه ی خوشایندی نباشد. از این موقعیت استفاده کنید و خود را از دیگران جدا کنید. با نشان دادن قابلیت اعتماد و همکاری خود به رئیس جدید، نظر مثبت او را به خود جلب کنید.

آيا شما هم در زندگی اينطور هستيد ؟

روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي گذشت. ناگهان از بين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد.پاره آجر به اتومبيل او برخورد كرد . مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد كه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت و او را سرزنش كرد.پسرك گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست
توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي
صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند. پسرك گفت:اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور مي كند. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم. براي اينكه شما را متوقف كتم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم.
 مرد بسيار متاثر شد و از پسر عذر خواهي كرد. برادر
پسرك را بلند كرد و روي صندلي نشاند و سوار اتومبيل گرانقيمتش شد و به راهش ادامه داد.

 

در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيد كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند !
خدا
در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف مي زند. اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور مي شود پاره آجري به سمت ما پرتاب كند. اين انتخاب خودمان است كه گوش كنيم يا نه !

حکایت خواندنی مدیریت ایرانی

برگرفته از : http://azhamehrang.blogfa.com/post-526.aspx

race1.JPG

يه روز يه تيم قايقراني ايراني تصميم مي گيرد كه با يك تيم ژاپني در يك مسابقه سرعت شركت كنند. هر دو تيم توافق مي كنند كه سالي يك بار با هم رقابت كنند ....
هر تيم شامل 8 نفر بود ...
در روزهاي قبل از اولين مسابقه هر دو تيم خيلي خيلي زياد تلاش مي كردند كه براي مسابقه به بيشترين آمادگي برسند .
روز مسابقه فرا مي رسد و رقابت آغاز مي شود . هر دو تيم شانه به شانه هم به پيش مي رفتند و درحالي كه قايقها خيلي نزديك به هم بودند ، تيم ژاپني با يك مايل اختلاف زودتر از خط پايان مي گذرد و برنده مسابقه مي شود ...

race2.JPG

بازيكن هاي تيم ايران از اين شكست حسابي ناراحت مي شوند و با حالتي افسرده از مسابقه بر مي گردند ...

مسوولان تيم ايران تصميم مي گيرند كاري كنند كه در رقابت سال آينده حتما پيروز بشند ؛ براي همين يك تيم آناليزور استخدام مي كنند براي بررسي علل شكست و پيشنهاد دادن راه كارها و روشهاي جديد براي پيروزي ...

race3.JPG

بعد از تحقيقات گسترده ،‌ تيم تحقيق متوجه اين نكته مهم شدند كه در تيم ژاپن ، 7 نفر پارو زن بوده اند و يك نفر كاپيتان ...

race4.JPG

و خب البته در تيم ايران 7 نفر كاپيتان بوده اند و يك نفر پارو زن ...!!!

race5.JPG

اين نتايج مديريت تيم را به فكر فرو برد ؛ مديران تيم تصميم گرفتند كه مشاوراني را استخدام كنند كه يك ساختار جديدي را براي تيم طراحي كنند ..

بعد از چندين ماه مشاوران به اين نتيجه رسيدند كه تيم ايران به اين دليل كه كاپيتان هاي خيلي زياد و پارو زن هاي خيلي كمي داشته شكست خورده ، درپايان بررسي ها مشاوران يك پيشنهاد مشخص داشتند : ساختار تيم ايران بايد تغيير كند !

race6.JPG


از آن روز به بعد با ارائه راه كار مشاورين تيم ايران چنين تركيبي پيدا كرد : 4 نفر به عنوان كاپيتان ، 2 نفر يه عنوان مدير ، ‌1 نفر به عنوان مدير ارشد و 1 نفر به عنوان پارو زن (!!!) علاوه بر اين مشاورين پيشنهاد كردند براي بهبود كاركرد پارو زن ، حتما يايد پاروزني با صلاحيت و توانايي بهتر در تيم به كارگرفته شود !

race7.JPG

......

...........

و در مسابقه سال بعد تيم ژاپن با دو مايل اختلاف پيروز مي شود ...!

race8.JPG

بعد از شكست در دومين مسابقه ، مديران تيم كه خيلي ناراحت بودند در اولين گام خيلي سريع پارو زن را از تيم اخراج مي كنند ، زيرا به اين نتيجه رسيدند كه پارو زن كارايي لازم را در تيم نداشته است .

race9.JPG

اما در مقابل از مدير ارشد و 2 نفر مدير تيم خود قدرداني مي كنند و جوايزي را به آنها مي دهند ، براي اينكه اعتقاد داشتند كه آنها انگيزه خيلي خوبي را در تيم ايجاد كردند و در مرحله آماده سازي زحمات زيادي كشيده اند ...

race10.JPG

مديران تيم ايران در پايان به اين نتيجه رسيدند كه تيم آناليز كه به خوبي به بررسي دلايل شكست پرداخته بودند ، تيم مشاوران هم كه استراتژي و ساختار خيلي خوبي براي تيم طراحي كرده بودند و مديران تيم هم كه به خوبي انگيزه لازم را در تيم ايجاد ايجاد كرده بودند ، پس حتما يكي از دلايل اين شكست ها ، ناكارامدي ابزار و وسايل استفاده شده بوده است (!!!) و براي بهبود كار و گرفتن نتيجه در مسابقه سال آينده بايد وسايل استفاده شده در مسابقه را تغيير دهند ، در نتيجه :

تيم ايران اين روزها در حال طراحي يك " قايق " جديد است .... !!  راز نو

سر نخ گمشده تبليغات

برگرفته از : مدیریت حلقه مفقوده

سر نخ گمشده تبليغات
 
 
چكيده
 

سازمانها و شركتها همواره با محدوديت منابع مواجه بوده و هستند. بدليل وجود اين محدوديت ها استفاده بهينه از منابع براي آنها ضروري مي باشد. آنچه كه يك شركت را از ساير رقبايش متمايز مي سازد، استفاده مناسب از منابع در دسترس مي‌باشد. يكي از مهمترين منابع سازمانها بودجه در اختيار آنها است كه معمولاً يكي از اقلام اين بودجه به تبليغات شركتها اختصاص مي‌يابد. در اغلب شركتها اين بودجه بصورت درصدي از فروش تعيين شده و هزينه مي شود. ولي عموماً سازمانها كمتر به اثربخشي تبليغات خود توجه مي‌نمايند. در نتيجه ممكن است عليرغم صرف هزينه‌هاي زياد، به نتايج مطلوب دست پيدا نكنند. لذا براي اطمينان كافي از اثر بخشي تبليغات، قبل از صرف هزينه‌هاي آن مي‌بايست اقداماتي صورت پذيرد كه از مهترين آنها مي توان به هدف گذاري تبليغات اشاره كرد.

كليدواژه : تبليغات ؛ بازاريابي ؛ هدفگذاري ؛ فروش
 

1- مقدمه

 

يكي از ابزارهاي مهم ارتباطي در كسب و كار، تبليغات مي‌باشد. موفقيت يا عدم موفقيت بسياري از سازمانها و شركتها در گرو فعاليتهاي تبليغاتي آنهاست. لذا بدليل اهميت و نقش مهم اين امر، هرساله شاهد بالا رفتن بودجه تبليغاتي در سازمانها و شركتها مي‌باشيم. اما پرداختن به امورتبليغاتي براي بسياري از سازمانها تبديل به يك عادت شده است بطوريكه معمولاً بدون در نظر گرفتن نتايج حاصل از تبليغات سال گذشته، بودجه بيشتري براي تبليغات سال بعد خود تصويب نموده و هزينه مي‌نمايند. تصميم راجع به انتخاب رسانه و پيام نيز عموماً بدون بررسي‌هاي كافي اتخاذ مي‌شود. پر واضح است كه در چنين شرايطي تبليغ دهنده بدون اطمينان لازم از اثربخشي تبليغات خود، براي آن هزينه‌هاي بسياري صرف مي‌كند. از طرف ديگر مشاورين و شركتهاي تبليغاتي نيز كمتر در مقام پاسخگويي در مقابل عملكرد خود قرار مي‌گيرند چرا كه اصولاً از ابتدا براي تبليغ دهنده مشخص نبوده كه هدف از صرف هزينه براي تبليغ خود چه بوده است. معمولاً كوچكترين تغييرات، بعنوان مثال در فروش شركت يا ديدگاه مردم نسبت به يك نام تجاري كافي است كه تبليغ دهنده را از اثر بخشي تبليغ خود مطمئن سازد. در هر صورت هر تبليغ دهنده‌اي اقدام به تخصيص بودجه لازم و انتخاب پيام و رسانه براي تبليغ خود خواهد نمود اما سوال اينجاست كه كدام تبليغ و در چه رسانه‌اي و با چه بودجه‌اي شركتها و سازمانها را به اهداف خود نزديك‌تر مي‌سازد؟

براي پاسخ به اين سوال مي‌بايست مقايسه‌اي از يك طرف بين شركتهاي تبليغاتي و از طرف ديگر ما بين رسانه‌هاي مختلف انجام پذيرد. اما براي هر مقايسه، شاخصهايي مورد نياز است و در حقيقت اين شاخصها هستند كه نشان دهنده عملكرد يك رسانه نسبت به رسانه‌اي ديگر و يا يك شركت تبليغاتي در مقايسه با شركت ديگر مي‌باشند. شاخصهاي مورد استفاده براي اين منظور در واقع همان نتايج مورد انتظار تبليغ دهنده مي‌باشند. بطور كلي مي‌توان گفت كه هر شركت تبليغاتي و يا رسانه‌اي كه تبليغ دهنده را به اهداف تبليغاتي خود نزديك‌تر سازد انتخاب مناسب‌تري تلقي خواهد شد. از اين جا مي‌توان به نقش و اهميت تعيين هدف در برنامه‌ريزي تبليغاتي يك شركت پي برد. چرا كه قبل از هر اقدامي تبليغ دهنده مي‌بايست مشخص نمايد كه دقيقاً هدفش از تبليغ چيست. تعيين دقيق اهداف به تبليغ دهنده كمك مي‌كند تا بتواند از اين اهداف بعنوان راهنمايي براي تعيين ميزان درستي اقدامات انجام گرفته استفاده نمايد.

هدفگذاري در واقع همان سرنخي است كه در فرايند تبليغاتي اكثر سازمانها و شركتها گم شده است. در شرايطي كه تبليغ‌دهندگان نمي‌دانند دقيقاً قرار است چه نتيجه‌اي از تبليغات خود بگيرند، انتخاب هر رسانه و يا شركت تبليغاتي، انتخاب اشتباهي نخواهد بود. كسي كه هدفي ندارد، هرگز گم نمي‌شود!

در اين مقاله سعي شده است ضمن نشان دادن اهميت هدفگذاري در تبليغات، راهكارهايي براي تعيين اهداف تبليغاتي مناسب براي تبليغ‌دهندگان ارائه شود.

 

2- تعريف تبليغات

 

در كتابها و متون مختلف تعاريف متفاوتي از تبليغات آمده است. اما در تمامي آن تعاريف، اشتراكاتي وجود دارد. اين اشتراكات شامل موارد زير مي‌شوند:

  • تبليغ عبارت از يك ارتباط غيرشخصي است .
  • مي بايست براي آن پول پرداخت شود.
  • از طريق رسانه‌هاي مختلف انجام مي‌پذيرد.
  • براي متقاعد ساختن يا تأثير بر اذهان افراد صورت مي‌پذيرد.

با توجه به موارد بالا مي‌توان تبليغات را اينگونه تعريف نمود: "تبليغات عبارت است از ارتباط و معرفي غير شخصي محصول يا خدمت از طريق حاملهاي مختلف در مقابل دريافت وجه براي مؤسسات انتفاعي يا غير انتفاعي، يا افرادي كه به نحوي در پيام مشخص شده‌اند.

 

3- پيدايش تبليغات

 

از دوران ماقبل تاريخ نوعي ارتباط در خصوص آگاهي از وجود و در دسترس بودن اجناس و كالاها وجود داشته است. برخي از تصاويري كه بر روي ديواره غارهاي اوليه نقش بسته است مربوط به سازندگان اشياي ابتدايي مي‌باشند. بنابراين، تبليغ مقوله‌اي نيست كه چندان جديد باشد و مربوط به سالهاي اخير گردد بلكه ريشه در زندگي اجتماعي انسانها داشته است. با اين همه آنچه ما تحت عنوان تبليغات نو و جديد مي‌شناسيم، ريشه در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم دارد. تبليغات به شكل امروزي مانند بسياري از رسوم ديگر وارد تجارت و كسب و كار شد و رفته رفته توسعه يافت چرا كه لزوم آن احساس مي‌شد.

بعد از انقلاب صنعتي بدليل بالا رفتن حجم توليدات، ديگر فروش مقوله راحتي نبود. زيرا اولاً بدليل توليد انبوه، تمايز در بين محصولات توليدي از ميان رفت و بيشتر محصولات، استاندارد و يك شكل شدند. ثانياً به علت زياد شدن فاصله بين توليد كننده و مصرف كننده، اطلاعات محصولات و خدمات مانند گذشته به سهولت در اختيار مصرف كنندگان قرار نمي‌گرفت لذا نياز به كانال ارتباطي جديدي احساس شد.

با اختراع ماشين چاپ و سپس راديو و تلويزيـون و ديـگر رسانه‌هاي جمعي، تبليغات رشد بيشتري يافت. بطوريكه امروزه شاهد بمباران تبليغاتي مي‌باشيم. هنگاميكه در حال تماشاي تلويزيون يا در حال شنيدن برنامه مورد علاقه خود از راديو هستيم و يا زمانيكه در اينترنت در حال جستجو و يا مـشاهده سـايتهاي مـختلف مـي‌باشيم، بـطور مــداوم در مـعرض تبليغات مختلف قرار داريم. حتي هنگامي كه در خيابان در حال عبور هستيم نيز در مواجه با تابلوهاي1 تبليغاتي قرار داريم. در شرایطی که ما با بمباران تبلیغاتی روبرو هستیم این سوال مطرح می‌شود که آیا همچون گذشته، تبلیغات توانایی نفوذ و تاثیرگذاری بر مخاطبان را دارد؟ به عبارت دیگر در شرايطي که همه با صرف هزینه‌های گزاف در حال تبلیغ هستند و تبلیغات بخش ثابتی از فعالیتهای سازمانها شده است، چگونه می‌توان قبل از آنکه هزینه‌های فراوانی صرف امور تبلیغاتی نمود، از میزان اثربخشی آن فعاليتها اطمینان حاصل کرد؟

 

4- بررسي مفهوم اثر بخشي

 

يكي از شاخصهاي سنجش موفقيت در هر سازماني، ميزاني است كه آن سازمان اهداف خود را محقق مي‌سازد. در اينجا موفقيت هر سازمان با توجه به خود آن سازمان تعيين مي‌شود. اين رويكرد در ادبيات مديريت تحت عنوان اثربخشي معرفي شده است. در واقع اثر بخشي عبارت است از درجه يا ميزاني كه سازمان به هدف‌هاي موردنظر خود دست مي‌يابد. براي سنجش اثربخشي در هر سازماني در ابتدا مي‌بايست اهدافي تعريف شوند. سپس جهت تحقق اين اهداف برنامه‌هايي تدوين شده و در ادامه اين برنامه‌ها به اجرا گذاشته شوند. در پايان نتايج به دست آمده با اهداف از پيش تعيين شده مقايسه شوند.

ميزان تحقق اهداف هر سازماني نشان دهنده ميزان اثربخشي آن سازمان مي‌باشد. نكته مهم در تعيين ميزان اثربخشي هر سازماني اين است كه اهدافي كه در ابتدا تعريف شده‌اند قابليت مقايسه با نتايج بدست آمده را داشته باشند. يكي از پيش نيازهاي اين مسئله، اين است كه اهدافي كه در ابتدا تعيين مي‌شوند، قابليت اندازه‌گيري داشته باشند.

 

5- اثر بخشي در تبليغات

 

به منظور سنجش اثربخشي تبليغات نيز همانند ساير فعاليتها مي‌بايست در برنامه‌ريزي تبليغات و در گام اول آن اهدافي براي تبليغات تعريف شود. براي برنامه‌ريزي تبليغات الگوهاي متفاوتي وجود دارد كه از معروفترين آنها مي‌توان به الگوي 5M اشاره نمود. در اين الگو كه در شكل 1 نشان داده شده است، در گام اول هدف تعيين مي‌شود، سپس بودجه لازم براي تبليغات تخصيص يافته و در گام هاي بعدي نسبت به تصميم گيري راجع به پيام و رسانه اقدام مي‌شود و نهايتاً به منظور تعيين اثر بخشي برنامه تبليغات نتايج به دست آمده با اهداف از پيش تعيين شده مقايسه مي‌شوند.

الگوي پنج ام

اكثر فعاليتهاي تبليغاتي هدفي را دنبال مي‌كنند اما آنچه كه يك طرح تبليغاتي خوب را از يك طرح تبليغاتي ضعيف متمايز مي‌سازد، كيفيت هدف تعيين شده در آنها مي‌باشد. تعريف درست و دقيق هدف به تبليغ دهنده كمك مي‌نمايد كه شاخصهاي مناسبي براي انتخاب رسانه و پيام در اختيار داشته باشد و در نتيجه انتخاب صحيح‌تري نيز خواهد داشت . اما سوال بعدي كه در اينجا مطرح مي‌شود اين است كه چگونه مي‌توان اهداف بهتري را براي تبليغات تعريف نمود؟

به منظور تعريف چنين اهدافي مي‌بايست طي يك فرايند تحقيقاتي، اطلاعات مورد نياز جمع‌آوري گردد. اين اطلاعات مي‌تواند بعنوان منبع اصلي تعيين هدف مورد استفاده قرار گيرد. اين فرايند تحقيقاتي شامل بخشهاي زير است:

  • در بخش اول بايد بررسي شود كه دليل اصلي تبليغ‌دهنده از تصميم براي تبليغات چيست. آيا فرصتي را احساس نموده، قرار است محصول جديدي معرفي شود و يا براي جلوگيري از افول يك محصول يا خدمت تصميم به تبليغات گرفته است. موارد بالا نمونه‌اي از دلايل تصميم براي شروع يك برنامه تبليغاتي هستند. ولي به هر ترتيب تبليغ دهنده مي‌بايست دقيقاً دليل خود را از انجام تبليغ مشخص نمايد.
  • در گام بعدي تبليغ‌دهنده مي‌بايست بطور روشن ويژگي‌هاي متمايز محصولي را كه قرار است براي آن تبليغات صورت پذيرد، ليست نمايد. اين ويژگي‌ها به دو بخش كلي تقسيم مي‌شوند:
    1. بخش اول به ويژگي‌هاي فيزيكي اختصاص دارد. در اين بخش تفاوتهاي اين محصول با ساير رقباي آن به لحاظ شكل، اجزا، اندازه، بسته بندي، كانال توزيع، خدمات، قيمت و ... آورده مي‌شود.
    2. در بخش دوم، ويژگي هاي احساسي مرتبط با نام تجاري2 آورده مي‌شود. در اين قسمت طرز فكر و ديدگاه مصرف كنندگان راجع به آن نام تجاري ليست مي‌شود.
  • در بخش بعدي بايد به اين سوال مهم پاسخ داده شود كه محصول يا خدمت مورد نظر چگونه و با چه تفاوتي نسبت به ساير رقبا به نيازهاي مصرف كنندگان پاسخ مي‌دهد. در اين پاسخ مزيت اصلي كه مشتريان با استفاده از اين محصول بدست مي‌آورند، بيان مي‌شود. پاسخ اين سوال كمك بسيار زيادي به تبليغ دهنده در انتخاب پيام در مراحل بعدي خواهد نمود.
  • در گام بعدي تبليغ دهنده مي‌بايست مخاطبين تبليغ را تعريف نمايد. در تعريف از مخاطبين هدف مي‌بايست به سه ويژگي مهم آنها اشاره شود. اين سه ويژگي عبارتند از:
    1. موقعيت جغرافيايي و مكاني مخاطبين
    2. ويژگي‌ها و خصوصيات روحي و رواني مخاطبين
    3. عادتهاي مخاطبين هدف در خواندن، شنيدن و ديدن

اطلاعات فوق را مي‌توان از تحقيقات بازار انجام شده در شركت به دست آورد. در صورت عدم انجام تحقيقات بازار، كسـب ايـن اطلاعات نياز به بررسي و صرف وقت و هزينه بيشتري خواهـد داشــت. با اين وجود صـرف اين هزينه‌ها، شركت را از هزينه‌هاي بسيار بيشتري كه ممكن است هيچ بازدهي را براي شركت نداشته باشد، مصون مي‌سازد. اطلاعات بدست آمده از بررسي‌هاي بالا به تبليغ دهنده در انتخاب رسانه مناسب براي تبليغ كمك خواهد نمود.

  • در بخش آخر تبليغ دهنده بايد بطور مشخص بيان نمايد كه تأثيرات مورد انتظارش از تبليغ چه مواردي است. بطور كلي تأثيرات مورد انتظار بر مخاطبين به واسطه تبليغ را مي‌توان به گروه‌هاي زير تقسيم نمود:
    1. افزايش آگاهي: در اينجا هدف از تبليغ، ارائه اطلاعات جديد در مورد نام تجاري، محصول يا ارائه پاسخ‌هاي جديد براي رفع نياز مشتريان است.
    2. ايجاد باور: در اين قسمت، هدف از تبليغ اين است كه مخاطبين تبليغ به اين باور رسانيده شوند كه كالاي مورد تبليغ بهتر از ساير كالاهاي مشابه است. و يا اينكه روشي كه تاكنون مورد استفاده قرار ‌گرفته، بهترين روش انجام كار نيست.
    3. برانگيختن احساس: هدف تبليغ در اين مورد ايجاد احساساتي از قبيل، هيجان نسبت به پيشنهاد جديد، تعجب راجع به بخشهايي از خبر و يا همدلي با ديدگاه مخاطبين است.

در كليه موارد بالا مي‌بايست مشخص شود مخاطبين چه كساني هستند و كداميك از تأثيرات بالا از آنها انتظار مي‌رود و اين تأثيرات به چه ميزاني خواهد بود. نتايج حاصله تا اين مرحله اهداف مورد انتظار تبليغ دهنده را مشخص خواهد نمود. چنانچه تمام مراحل ذكر شده به درستي طي شود ميزان اثربخشي تبليغات تا حد قابل ملاحظه‌اي افزايش خواهد يافت. در پايان به منظور سنجش اثربخشي تبليغ اجرا شده، مي‌بايست با انجام تحقيقاتي ميزان تأثير تبليغ بر مخاطبين آن اندازه‌گيري شود. مقايسه نتايج تحقيق اخير با اهداف پيش بيني شده، ميزان اثربخشي تبليغ انجام شده را نشان خواهد داد.

 

6- مزاياي هدفگذاري تبليغات

 

  1. كاهش زمان: هدفگذاري تبليغات اطلاعات دقيق‌تري را براي انتخاب رسانه، پيام و بودجه فراهم مي‌آورد و در نتيجه آزمون و خطا در آن مراحل كمتر شده و به تبع زمان كمتري براي تهيه تبليغ صرف خواهد شد.
  2. كاهش هزينه: بدليل انتخاب دقيق اهداف، از صرف هزينه‌هاي غير ضروري جلوگيري خواهد شد.
  3. سنجش اثربخشي تبليغ: ازهدف‌هاي تبليغ مي‌توان بعنوان شاخصهاي سنجش ميزان اثربخشي تبليغ استفاده نمود.
  4. كمك به ارزيابي راه‌حل‌هاي موجود: از آنجائيكه در گام اول فرايند هدفگذاري دلايل انجام تبليغ مورد بررسي قرار مي‌گيرد، لذا ضرورت انجام تبليغات نيز مورد ارزيابي قرار خواهد گرفت. چه بسا راه حل مسئله موجود، تبليغات نباشد.
  5. تعيين شاخصهاي مناسب براي انتخاب رسانه و پيام: همانطور كه در الگوي 5M به آن اشاره شد پس از انتخاب هدف، رسانه و پيام تبليغ انتخاب خواهد شد. بديهي است كه هدف‌گذاري شاخصهاي مناسبي را براي انتخاب رسانه و پيام فراهم مي‌سازد.

 

۷- نتيجه گيري

 

نقطه شروع یک فرايند تبلیغاتی، تخصيص منابع مالی برای اجرای عملیات تبلیغاتی نيست. به منظور حصول نتیجه از هزینه‌های تبلیغاتی باید چند قدم عقبتر رفت و از آنجا به طرح‌ریزی فرایند تبلیغاتی اقدام نمود. تنها سازمانهایی که درک درستی از اهداف و خواسته‌های خود دارند و برنامه تبليغاتی خود را دقیق و حساب شده طراحی می‌کنند می‌توانند از رقبای خود پیشی بگیرند، در غیر این صورت پیام تبلیغاتی آنها نيز در هیاهوی جنگل تبلیغاتی گم خواهد شد.

امروزه تنها پیامهای تبلیغاتی که هدفمند طراحی و اجرا شده باشند، می‌توانند بر مخاطبان خود تاثیر گذارند. فرايند هدفگذاري تبليغات با تشريح دلايل اصلي تبليغ دهنده از انجام تبليغ شروع شده و با تعريف تأثيرات مورد انتظار از تبليغ خاتمه مي‌يابد.

هدف گذاري تبليغ باعث كاهش زمان تهيه تبليغ و كاهش هزينه بدليل جلوگيري از آزمون و خطاهاي بسيار مي‌شود .ضمن اينكه تعيين هـدف در تبلـيغات، امـكان سنجش اثربخشي را نيز براي تبليغ دهنده فراهم مي‌آورد و اين خود براي تبليغ دهنده اين امكان را فراهم مي‌سازد كه در اقدامات بعدي خود از نتايج تبليغات پيشين استفاده نمايد.

مراجع

1. روستا احمد، داور ونوس، عبدالحميد ابراهيمي، مديريت بازاريابي، محل نشر: تهران، انتشارات سازمان مطالعه و تدوين كتب علوم انساني دانشگاه‌ها (سمت)، سال انتشار 1375

2. محمديان محمود، مديريت تبليغات از ديد بازاريابي، چاپ اول، انتشارات حروفيه

3. http://www.adcracker.com/brief

4. http://agency.travelwisconsin.com/Programs/es98f.shtm

5. http://www.theadwarehouse.com/services/brief1.html

6. http://www.thebrandmakers.co.uk/creative_brief.htm

7. http://www.market-impact.com/htmlfiles/articles/crbrief.htm

پي‌نوشت‌ها

1 . Billboard

2 . Brand

برخورد صحيح والدين با بازي هاي رايانه اي کودکان

برگرفته از : از همه رنگ خاطراتچی - برخورد صحيح والدين با بازي هاي رايانه اي کودکان

اين پديده ي جديد دانش بشري که تقريبا در همه شئون زندگي انسان راه يافته است، همچون ديگر ساخته هاي دست بشر، همان دو روي سکه را دارد که يک روي آن استفاده صحيح و مفيد در جهت تسريع و دقت در کارها و کمک به رشد و سعادت بشر است و روي ديگر آن استفاده نادرست است که معمولاً ، جز در موارد علمي و شغلي، از آن استفاده مي شود. در دنياي رايانه، آنچه بيشتر کودکان و نوجوانان را مجذوب و شيفته خود مي کند، همان چيزي است که به آن بازي هاي رايانه اي مي گويند.

.

اين بازي ها، با استفاده از تصاوير پر تحرک و صداهاي مهيج، دنيايي از هيجان را به اين انسان هاي تشنه ي جنب و جوش ارزاني مي کند و همين جذبه و کشش زياد است که روح و جسم آنان را برده وار مطيع خود مي سازد و به عالمي از تخليلاتي مي برد که خود را قهرمان اصلي ماجرا مي پندارند. اين بازي ها، با ترفندهاي مختلف، چنان تاثيري بر فکر و اعصاب فرد مي گذارند که در واقع خود او نيز جزيي از اين مجموعه ماشيني مي شود.

 الف) مزايا و معايب رايانه و بازیهای رایانه ای:

الف- مزاياي بازي هاي رايانه اي

- فرايند يادگيري بچه ها را تسهيل و توجه آنان را جلب مي کند.

- با رايانه ، هر چند بار که بخواهد، مي تواند موضوعي را ببيند، بخواند و مرور کند.

- برنامه هاي بسيار متنوعي نظير "بچه وروجک" ساخته شرکت برو در باند، به کودکان امکان مي دهد تا نقاشي ها يا داستان هايي را خلق کنند و يا بازي هايي را ارائه مي دهند که کودکان را به تاريخ يا جغرافيا علاقه مند مي سازند.

- برنامه آموزشي ديدررابيت به کودکان کمک مي کند تا مهارت هايي از قبيل تشخيص کلمات را با خود تمرين کنند.

- کودک، بدون کثيف کردن خود، لباس ها و اطراف، مي تواند به راحتي نقاشي بکشد و رنگ ها را عوض کند. مثلاً، اگر کودک از رنگ سبز لباس نقاشي اش خوشش نيامد، به کامپيوتر فرمان مي دهد رنگ قرمز کن، و اگر رنگ قرمز رضايت او را فراهم نکرد، رنگ آبي و ...

- مفاهيم و مباني رياضيات را با کمک شکلهاي کودکانه به کودک آموزش مي دهد.

- به نظر بعضي از پزشکان، بازي هاي رايانه اي به کودکان کمک مي کند که زودتر سلامت خود را باز يابند و به داروهاي مسکن کم تر نياز پيدا کنند.

- بازي هاي رايانه اي همچنين به کودکان مبتلا به امراض، مثلا "فلج مغز" يا نارسايي مربوط به تشخيص کلمات کمک مي کند.

- به عقيده يک دکتر روان شناس، بازي هاي رايانه اي بچه ها را وارد دنيايي مي کند که اختيارش در دست آنهاست و به همين دليل کودکان از اين بازي ها لذت فراواني مي برند.

- باعث هماهنگي چشم و دست و پرورش عضلات ظريف کودک مي شود.

- براي معلولان و پر کردن اوقات فراغت آنان وسيله کمک آموزشي مناسبي است.

ب- معايب بازي هاي رايانه اي

1) آسيب هاي جسماني

2) آسيب هاي رواني – تربيتي

آسيب هاي جسماني

- چشمان فرد، به دليل خيره شدن مداوم به صفحه نمايش رايانه، به شدت تحت تاثير نور قرار مي گيرد و دچار عوارض مي شود. تحقيقات نشان داده است که نوجوانان چنان غرق بازي مي شوند که توجه نمي کنند به قدرت بينايي و ذهني شان تا چه اندازه فشار مي آورند.

- اعصاب نوجوان، به علت درگير شدن شديد او در ماجرا، فشار زيادي را بر او وارد مي آورد.

- به دليل اين که کودک تا ساعت ها در وضعيتي ثابت مي نشيند، ستون فقرات و استخوان بندي او دچار اشکال و در نتيجه به آرتروز مبتلا مي شود. همچينن، احساس سوزش و سفت شدن گردن، کتف ها و مچ دست از ديگر عوارض کار به نسبت ثابت و طولاني مدت با رايانه است.

- هيجان دايم در حين بازي بر سازواره ي فرد اثر مي گذارد و براي دستگاه گردش خون و گوارش او تاثيرهاي منفي دارد. اين هيجانات کاذب همچنين سلامت رواني کودک را به خطر مي اندازد.

- پوست فرد همواره در معرض بمباران پرتوهايي قرار مي گيرد که از صفحه نمايشگر رايانه ساطع مي شود.

- ايجاد تهوع و سرگيجه، به ويژه در کودکان و نوجواناني که زمينه صرع دارند، از ديگر عوارض اين بازي هاست.

- به نظر بعضي از متخصصان اعصاب و روان، بازي هاي پرهيجان رايانه اي که در طي آن صفحه نمايشگر رايانه، پي در پي از فلاش ها و شعاع هاي خيره کننده نوري پوشيده مي شود، در نوجوانان که از نظر عصبي ضعيف اند و براي ابتلا به صرع آمادگي دارند، هيجانات شديد عصبي پديد مي آورد. به گفته پزشکان، علت عمده ناراحتي مربوط به کساني مي شود که به نور حساسيت دارند و تحمل تغيير مداوم شدت و ضعف نور در بازي هاي رايانه اي براي آنان مشکل است.

به گفته انجمن بيماران صرع انگليس، در حدود يک درصد از کودکان غير مبتلا به بيماري صرع، به نور حساسيت دارند، در حالي که به نور حساسيت دارند و تحمل تغيير مداوم شدت و ضعف نور در بازي هاي رايانه اي براي آنان مشکل است.

به گفته انجمن بيماران صرع انگليس، در حدود يک درصد از کودکان غير مبتلا به بيماري صرع، به نور حساسيت دارند، در حالي که اين رقم در ميان بيماران مبتلا به اين بيماري پنج درصد است. گزارش شده است که اين حساسيت ها، در مواردي، حتي به مرگ انجاميده است.

در تحقيقي که روزنامه انگليسي "سان" در اين مورد انجام داد، مادر نوجواني چهارده ساله گفت پسرم بر اثر بازي رايانه اي "نينتند و" جان سپرده است. وي افزود که پسرش پس از يک ساعت بازي دچار تشنج شد و به زمين افتاد و چند دقيقه بعد جان سپرد.

ب)آسيب هاي رواني – تربيتي بازي هاي رايانه اي
 

در مقاله ي پيش ابتدا به مزايا و سپس به ذکر آسيب هاي جسماني بازي هاي رايانه اي پرداختيم . حال آسيب هاي رواني و تربيتي اين نوع بازي ها را مورد بررسي قرار مي دهيم :

1- تقويت حس پرخاشگري

مهم ترين مشخصه ي بازي هاي رايانه اي، حالت جنگي اکثر آنهاست و اين که فرد، براي رسيدن به مرحله ي بعدي بازي، بايد با نيروهاي به اصطلاح دشمن بجنگد. استمرار چنين بازي هايي کودک را پرخاشگر و ستيزه جو بار مي آورد و او سعي مي کند با زور و تهاجم به خواسته هايش برسد.

«مجيد قادري»، مدير مرکز سرگرمي هاي سازنده ي کانون پرورش فکري مي گويد: «خشونت و سکس مهم ترين محرکه هايي است که در طراحي جديدترين و جذاب ترين بازي هاي رايانه اي به حد افراط از آن استفاده مي شود. چهره هاي معروف هاليوود که در فرهنگ ما انسان ها ضد ارزش و غيراخلاقي هستند، در اين بازي ها به صورت قهرمان هاي شکست ناپذير جلوه نمايي مي کنند.»

2- انزوا طلبي:

کودکاني که به طور دام به اين بازي ها مشغول اند، درونگرا مي شوند، در جامعه منزوي اند و در برقراري ارتباط اجتماعي با ديگران ناتوان. اين روحيه ي انزواطلبي باعث مي شود که کودک از گروه همسالان جدا شود که اين خود، سرآغازي است براي بروز ناهنجاري هاي ديگر. مادري در اين باره مي گويد: «فرزندم به اين بازي معتاد شده است. او هر روز، با تردستي و شيرين کاري، خود را به صفحه ي تلويزيون مي رساند و از دنياي بيرون به کلي بي خبر است و حتي متوجه رفت و آمد ميهمانان نمي شود. هميشه هم پس از دست کشيدن از اين کار سردرد و کسالت به سراغش مي آيد».

3- تنبل شدن ذهن:

در اين بازي ها، به دليل اين که کودک و نوجوان اغلب با ساخته ها و برنامه هاي ديگران به بازي مي پردازد و کم تر امکان دخل و تصرف در آنها را دارد، حالت انفعال در او پديد مي آيد و اعتماد به نفس وي در برابر ساخته ها و پيشرفت ديگران متزلزل مي شود. دکتر شهلا کاظمي پور، مشاور علمي مرکز سنجش برنامه اي صدا و سيما، مي گويد: «تصور بيشتر خانواده ها اين است که در بازي هاي رايانه اي فرد در بازي مداخله ي فکري مداوم دارد. به نظر من اين مداخله، فکري نيست، اين بازي ها سلول هاي مغزي را گول مي زنند و از نظر حرکتي نيز، اين بازي ها، فقط چند انگشت کودک را حرکت مي دهند. ما هرچه در اين مسير حرکت کنيم و بازي ها را گسترش دهيم، انسان هايي را تحويل جامعه خواهيم داد که سرخورده، افسرده، غيرمتحرک و غيرسازنده اند. خوداتکايي آنان بسيار کم خواهد بود و ابتکار عمل نخواهند داشت. در حالي که براي جامعه ، به انسان هايي خلاق، مبتکر و متفکر نياز داريم.»

4- تأثير منفي در روابط خانوادگي:

با توجه به اين که زندگي در عصر حاضر در کشور ما نيز به سوي ماشيني شدن پيش مي رود و در بعضي از خانواده ها زن و مرد هر دو کارمندند و يا برخي از مردان ممکن است بيش از يک شغل داشته باشند، خود به خود روابط عاطفي و در کنار هم بودن خانواده کم تر مي شود. با وجود تلويزيون به عنوان جعبه ي جادويي، شمار فراواني از همين وضع ناراضي بودند و شکايت داشتند که روابط خانوادگي سرد شده است. حالا که جعبه ي جادويي ديگري با جذبه ي سحرآميزتري به نام رايانه نيز در کنار جعبه ي جادوي پيشين قرار گرفته، مشکلات دو چندان شده است.

خانمي نقل مي کند: «همسرم، براي انجام دادن تحقيقات دانشگاهي اش، رايانه اي به منزل آورد که چند ديسک بازي هم ضميمه ي آن بود. دو پسرم در طول روز با آن مشغول بازي مي شدند و حتي سر شب ها ترجيح مي دادند با اين وسيله ي مشغول کننده ي جديد وقت بگذرانند. طولي نکشيد که توجه همسرم نيز به اين بازي ها جلب شد. کم کم پي بردم که تمرکز و صرف وقت آنان به اين ترتيب روابط خويشاوندي و عادي را تحت تأثير قرار داده است. به خود آمدم و با قاطعيت از همسرم خواستم که رايانه را به محل کارش منتقل کند.»

شکايت خانواده ي ديگر اين است که در تعطيلات تابستاني قصد مسافرت داشتند و مخارج و مقدمات آن نيز از پيش تأمين شده بود، اما اشتغال بيش از حد و علاقه مندي بچه ها به بازي رايانه اي، آنان را از اين تفريح سالم و مفرح محروم کرد.

5- اُفت اخلاقي:

روابط جنسی از مضامين ديگري است که در اين بازي ها از آن استفاده مي شود. فيلم هاي نبردهاي تن به تن دختران نيمه عريان، رقص و موسيقي غربي، به تصوير کشيدن روابط نامشروع و ... در ديسک هاي پلي استيشن و سي دي، بدن هيچ گونه مشکلي، در فروشگاه ها به معرض فروش گذاشته شده است.

بعضي از نوارهاي رايانه اي از بازي هاي ساده شروع مي شود و در پايان به تصاوير مستهجن مي رسد، به طوري که در برخي از اين بازي ها جايزه ي پيروزي در بازي، عکس هاي شنيع است که اگر بازيکن در بازي برنده شود، عکس هاي مستهجن به عنوان جايزه بر صفحه ي تلويزيون ظاهر مي شود.

بدون شک، در ساخت و توليد اين بازي ها دست سازمان هاي جاسوسي سيا، موساد و ... در کار است و مي خواهند ذهن و روان کودکان ما را مسموم کنند.

6- افت تحصيلي:

به دليل جاذبه ي محسور کننده ي اين بازي ها براي کودکان و نوجوانان، آنان وقت زيادي را صرف اين گونه بازي ها مي کنند. در واقع آنان انرژي عصبي و رواني خويش را به مصرف اين بازي مي رسانند و با چشمان و ذهني خسته از بازي دست مي کشند. حتي بعضي از کودکان صبح زودتر از وقت معمول بيدار مي شوند تا پيش از رفتن به مدرسه کمي به بازي بپردازند و وقت هاي تلف شده را هم بدين صورت جبران مي کنند. مسلم است با اين جذبه و علاقه اي که اين بازيها ايجاد مي کند، در افت تحصيلي آنان مؤثر است. يکي از پدر و مادرها اظهار مي دارد که پسرم، در سال گذشته، بهترين نمره هاي درسي را مي گرفت، اما از وقتي که رايانه برايش خريده ايم، روزي دو الي سه ساعت وقت خود را صرف بازي مي کند و از لحاظ تحصيل نيز افت محسوسي پيدا کرده است. اکثر بررسي ها نيز مؤيد اين مطلب است.

7- فراهم کردن زيربناي القاهاي سياسي – فرهنگي (از خود بيگانگي):

دنياي مجازي، ولي نزديک به واقعيتي که در اين بازي ها به تصوير کشيده مي شود، آن قدر مسحور کننده و جذاب است که مخاطب کودک و نوجوان تحت تأثير همه ي باورهايي قرار مي گيرد که طراحان اين بازي ها به او القا مي کنند.

فرد دچار از خود بيگانگي مي شود، به رنگ آنان در مي آيد و مانند آنان مي انديشد. براي کودکي که در حال بازي است، فرق نمي کند که دشمن چه کسي باشد؛ دشمن همان است که بازي مي گويد. در ميان انبوه بازي هاي رايانه اي که اکنون به راحتي در دسترس کودکان قرار مي گيرند، بازي هايي وجود دارند که در آن مسايل اعتقادي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي کشورهاي مسلمان، به ويژه ايران، مورد توهين قرار مي گيرد. در اين بازي ها بحث تروريزم را به گونه اي وارونه مطرح و ايرانيان را متهم به حمايت از آن مي کنند. به اين ترتيب که در يک بازي به نام اف – 111 پنج کشور مسلمان که در ميان آنها اسم ايران نيز ديده مي شود، به عنوان کشورهاي حامي تروريزم معرفي مي شوند. سپس بچه ها، در قالب خلبان هواپيماي جنگنده، مأموريت پيدا مي کنند که نقاط حساس اين کشورها، مثل مراکز اقتصادي و نظامي را، بمباران کنند.

در واقع، مروجان تروريزم، اين بازي ها را ميدان مناسبي براي تاخت و تاز عقايد و آراي خود در ميان کودکان و نوجوانان يافته اند و حقايق و واقعيت هاي موجود را به راحتي وارونه جلوه مي دهند.

در يک بازي ديگر، يک ناو امريکايي وارد خليج فارس مي شود و سپس، در جريان بازي، محل مأموريت بچه ها را در کشتي تعيين مي کنند و او وظيفه دارد تا از ناو امريکايي در برابر قايق هاي تندروي ايراني که در آن تيپ هاي حزب الهي ديده مي شود، محافظت کنند. متأسفانه، اين گونه بازي ها، بدون هيچ نظارتي از سوي مراجعه ذي صلاح، به آساني در دسترس فرزندانمان قرار مي گيرد.

ج) برخورد صحيح والدين با بازي هاي رايانه اي کودکان

* اگر چنانچه قرار است از بازي هاي رايانه اي استفاده کنيد، بهتر است بازي هاي تصويري خلاق که کودکان، به وسيله ي آنها، بايد معماهايي را حل کنند، بيش از بازي هاي ديگر مورد توجه قرار گيرد.

* بازي دسته جمعي کودکان با اين ابزارهاي تصويري کم تر مسئله ساز است، اين اسباب بازي ها، زماني مخرب خواهد بود که کودک به تنهايي براي ساعات طولاني، غرق بازي شود.

* بر کارشناسان و متوليان امور فرهنگي و تربيتي فرض است که همت به خرج دهند و براي تهيه ي بازي هاي رايانه اي آموزنده، علمي، تربيتي و مبتني بر عقايد اسلامي که در عين حال داراي جاذبه و هيجان کافي باشد، اقدام کنند.

پدران و مادران وقت بيشتري را به کودک و نوجوان خويش اختصاص بدهند. وقت گذاري و ارتباط درست ميان پدر و مادر و فرزندان هر اندازه بيشتر باشد، زمينه ي چنين بازي هايي کم تر فراهم مي شود.

* به اعتقاد پزشکان ايتاليايي و بعضي از ديگر کشورهاي اروپايي، مقصران اصلي، پدران و مادران هستند که فرزندان خود را، ساعت هاي طولاني، در مقابل تلويزيون، رايانه، ويدئوگيم، يا فيلم هاي ويدئويي رها مي کنند.

* بهتر است پدران و مادران همراه فرزندان خويش به کوهستان، راهپيمايي، باشگاه ها، ميدان هاي ورزشي بروند و به بازي هاي مورد علاقه ي کودک بپردازند تا انرژي عصبي و رواني آنان تخليه و توجه آنان از بازي هاي رايانه اي منحرف شود.

* پروفسور لي پيرسون، روان شناس آموزش شوراي شهر بيرمنگام، معتقد است:

- بهترين راه حل، خارج کردن رايانه از اتاق کودک است.

- راه حل ديگر اين است که پدر و مادر هم در بازي هاي رايانه اي با کودک مشارکت کنند (در اين صورت مي توانند پس از پايان بازي محتواي آن را مورد نقد و بررسي قرار دهند).

- به کودک اجازه ندهيد در فاصله ي بسيار نزديکي از صفحه ي نمايش رايانه بنشيند.

- از رايانه هاي با صفحه ي کوچک استفاده کنيد.

- نور صفحه ي تلويزيون را کم کنيد.

* ضروري است که پيوسته ميان دو نوبت بازي استراحت کنند. دو شرکت بزرگ ژاپني سازنده ي بازي هاي رايانه اي معروف به نينتندو – سگا ، به خريداران هشدار داده و توصيه مي کنند که در فاصله ي ميان بازي ها به طور منظم به خود استراحت بدهند.

* صفحه ي نمايشگر رايانه اندکي پايين تر از چشم ها قرار داده شود، به طوري که چشمها مسلط به صفحه ي نمايشگر باشد.

* روشنايي اتاق به نحوي تنظيم شود که بازتابش و زنندگي نور به حداقل برسد.

* بهتراست پدر و مادر با کودکان گفت و گو کنند و به تفاهم برسند که، براي مثال، فقط روزهاي تعطيلي مجاز به استفاده از اين بازي ها هستند.

* با استدلال و منطق، آسيب هايي را که رايانه به کودکان وارد مي آورد، متذکر شويد.

* مخرب ترين بازي هاي تصويري، آن دسته از بازي هايي هستند که تصاوير آنها به طور مکرر بر صفحه ي نمايشگر ظاهر مي شوند و کودک بايد به تمام تصاويري که از برابر چشم وي مي گذرند شليک کند. از اين رو، توصيه مي شود اين گونه بازي ها کم تر در دسترس کودک قرار گيرد.

منبع:راهنماي انتخاب اسباب بازي ،تأليف: محمدرضا مطهري تبیان

اسم شما چيست؟؟

فكر مي كنيد خصوصيات شما به اسم تان ربطي دارد؟
 
افراد ي كه هم اسم شما هستند را مي شناسيد؟
 
خصوصيات انها چقدر شبيه شما هست؟
 
                                                
اين سوالها را پرسيدم تا برايتان بگويم كه : پيشينيان كه دانسته‌هايشان براساس خرد و حكمت باستان بود، دريافته بودند كه حروف و اعداد اسرار و رموز پنهان و تاثيرات خاصي دارند. در آغاز و در بسياري از فرهنگها و مذاهب، نامها به عنوان ابزاري جهت رشد و بستري براي تكامل شخصيتها بوده‌اند. مطمئناً نامها همواره مفاهيم ساده و رواني جهت برقراري ارتباط و مشخص شدن هويت شخص هستند، با اينحال مردمان قديم در گذشته به خوبي فهميده بودند كه هر اسمي فركانس انرژي خاصي را با خود حمل  مي‌كند كه بر زندگي حامل اسم بسيار تأثيرگذار است.
                                              
                                                           
اين تأثيرگذاري را بسياري از تمدنها و ملل در نقاط مختلف كرة زمين دريافته و مورد استفاده قرار داده‌اند.
 
به عنوان مثال بوميان امريكا سنت جالي داشته‌اند، كساني كه يك مقطع از زندگي را تمام كرده و وارد فاز مهم ديگري از زندگي مي‌شده‌اند، نام خود را عوض مي‌كردند. در برخي قبايل سرخپوستي نيز بعضي افراد دو نام داشتند، يكي از آنها هرگز به صورت عمومي آشكار نمي‌شده، علت اصلي هم قدرت موجود در آن بوده كه مي‌توانسته به شخص ديگري منتقل شود. در قرن هفدهم هم اروپائيان با استفاده از آناگرام، روش به هم ريختن حروف يك كلمه و ساخت كلمات جديد از روي آن، به اين نتيجه رسيده‌اند كه با به هم ريختن نام اشخاص مي‌توان به كلمه‌ي براي بررسي شخصيت فرد دست يافت. مثلاً پت مستعد و باهوش است. گرتا بزرگ است و دورا هم مانند جاده هميشه در سفر است.
                                                      
برخي از اسكيموها وقتي پير مي‌شوند براي خود اسم جديدي انتخاب مي‌كنند، و اميدوارند كه با اسم جديد نيرو و توان تازه‌اي به آنها داده شود.در اندونزي نيز پس از تحمل يك دروه رنج و ناراحتي شديد و طولاني يا بيماري سخت اسم خود را عوض مي‌كنند، آنها معتقدند كه با اين كار شيطان را براي پيدا كردن مجددشان گيج مي‌كنند و اين آشفتگي باعث مي‌شود كه اندوه و حزن ديگر آنها را پيدا نكند.
                                                         
در مذاهب گوناگون و كتب مقدس نيز مثالهايي در اين زمينه وجود دارد. در انجيل شخصيتهاي بسياري هستند كه با تغيير مكان و موقعيت از محلي به محل ديگر يا پايان يافتن يك دوره رنج ومحنت نامشان تغيير كرده است(مسيح، مي‌ديد كه شعمون نبي اعتماد به نفس زيادي ندارد، نام اور ا به پيتر تغيير داد)

 سارايي در سن 90 سالگي، پس از تحمل سالها نازايي، نام خود را به ساره تغيير داد. در سنت يهوديان، تا به امروز هم وقتي كسي از بيماري طولاني رنج مي‌برد، نامي براي او انتخاب مي‌شود به اين اميداست كه فركانس انرژي نام جديد او را براي زندگي تازه و سرشار از سلامتي كمك كند.

 به هر حال چه اين اعتقادات وسنتها به طور كامل درست و واقعي باشند و چه در طول ساليان بسيار دستخوش تغيير يا آميخته به خرافه شده باشند، وجود اين عقايد مشترك در بين اديان و ملل گوناگون، نشان دهندة اين است كه اقوام گذشته خوبي از قدرت كلمات و تأثير نام روي سرنوشت، شخصيت و حتي وضعيت فيزيكي افراد آگاه بوده‌آند

اولين شانس را درياب

مرد جواني در ارزوي ازدواج با دختر كشاورزي بود
كشاورز گفت برو در ان قطعه زمين بايست.من سه گاو نر را ازاد مي كنم اگر توانستي دم يكي از اين گاو نرها را بگيري من دخترم را بتو خواهم داد.
مرد قبول كرد.در طويله اولي كه بزرگترين بود باز شد . باور كردني نبود بزرگترين و خشمگين ترين گاوي كه در تمام عمرش ديده بود. گاو با سم به زمين مي كوبيد و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را كنار كشيد تا گاو از مرتع گذشت.دومين در طويله كه كوچكتر بود باز شد.گاوي كوچكتر از قبلي كه با سرعت حركت كرد .جوان پيش خودش گفت : منطق مي گويد اين را ولش كنم چون گاو بعدي كوچكتر است و اين ارزش جنگيدن ندارد.
سومين در طويله هم باز شد و همانطور كه فكر ميكرد ضعيفترين و كوچكترين گاوي بود كه در تمام عمرش ديده بود.
پس لبخندي زد در موقع مناسب روي گاو پريد و دستش را دراز كرد تا دم گاو را بگيرد...

 اما.........گاو دم نداشت!!!!


زندگي پر از ارزشهاي دست يافتني است اما اگر به انها اجازه رد شدن بدهيم ممكن است كه ديگر هيچوقت نصيبمان نشود.براي همين سعي كن كه هميشه اولين شانس را دريابي.

دفتر كار من چگونه است؟ بيل گيتس پاسخ مي‌دهد

ترجمه: محمد امين اتمان‌زاده
ماهنامه شبکه - فروردين و ارديبهشت ۱۳۸۵ شماره 64
http://www.shabakeh-mag.com/Articles/Show.aspx?n=1002420
اشاره :

از زماني‌كه ماهنامه شبكه در شماره دوم خود (شهريور 1377) گفت‌وگوي بيل گيتس با سردبير مجله فورچون را منتشر كرده، تاكنون ده‌ها گفت‌وگو و مصاحبه از او در نشريات مختلف داخل و خارج از كشور چاپ شده است. اغلب اين گفت‌وگوها درمورد راهبردهاي كاري مايكروسافت، دعواهاي حقوقي متعدد اين شركت با شركت‌هاي ديگر، دولت‌ها و حتي اتحاديه اروپايي بوده‌است. اما اين‌بار گيتس از محيط كارش مي‌گويد و اين‌كه چگونه از ابزارهاي ديجيتالي بهره مي‌گيرد تا كاغذ را به عنوان نماد دوران پيش از ديجيتالي شدن حذف نمايد.


منبع : ماهنامه فورچون - آوريل 2006

اگر نگاهي به دفتر كار من بيندازيد، كاغذ چنداني در آن نمي‌يابيد. من روي ميز خود سه صفحه نمايش دارم كه به طور همزمان از يك كامپيوتر تغذيه مي‌شوند. اگر يك‌بار چنين كاري را تجربه‌ كنيد ديگر حاضر به رها كردنش نيستيد. چراكه تاثير مستقيمي بر ميزان بهره‌وري و بازدهي دارد.

صفحه نمايش سمت‌چپي فهرست ايميل‌هاي مرا نشان مي‌دهد. صفحه مركزي معمولا براي ايميلي است كه در حال خواندن و بررسي آن هستم و نهايتا مرورگر من در صفحه دست راستي نمايش داده مي‌شود. اين چيدمان مرا به خواندن و مرور سريع كارها قادر مي‌سازد و كمك مي‌كند رخدادهاي جديدي را كه در هنگام  كاركردن من رخ مي‌دهد ببينم يا لينك‌هاي مرتبط با ايميل‌ها را در اختيارم مي‌گذارد.

در مايكروسافت كاربرد ايميل‌ بيشتر از ديگر رسانه‌هاي ارتباطي مانند تماس‌هاي تلفني، اسناد، وبلاگ‌ها، تابلو‌هاي اعلانات و يا حتي جلسات است؛ در واقع پيام‌هاي صوتي و فاكس‌ها در صندوق ايميل‌هاي ما رد و بدل مي‌شوند.
من روزانه حدود يكصد ايميل دريافت مي‌كنم كه البته براي حفظ اين ميزان ناچار به پالايش و فيلتركردن پيام‌ها شده‌ايم؛ تنها ايميل‌هايي مستقيما به دست من مي‌رسند كه قبلا با آن‌ها مكاتبه كرده باشم و اين شامل هركسي از مايكروسافت، اينتل، اچ‌پي و همه شركت‌هاي همراه و تمام افرادي مي‌شود كه من آن‌ها را مي‌شناسم. من هميشه فهرستي كه دستيارم از ايميل‌هاي ديگر تهيه مي‌كند را ملاحظه مي‌كنم كه معمولا افراد ناشناس يا شركت‌هايي هستند كه در فهرست مجاز من جايي نداشته‌اند.

بدين صورت متوجه مي‌شوم كه چه‌ كساني لب به تحسين ما گشوده‌اند، از چه‌چيزي شكايت داشته‌اند و در چه موردي پرسش مطرح نموده‌اند.اكنون ما به نقطه‌اي رسيده‌ايم كه چالشمان ديگر چگونگي برقراري ارتباط موثر با ايميل‌ها نيست، بلكه اطمينان از آن است كه وقت گرانبها صرف بااهميت‌ترين ايميل‌ها شود. من از ابزارهايي نظيرin-box rules استفاده مي‌كنم و با كمك آن پوشه‌ها را به دنبال پيام‌هاي علامت‌گذاري شده و يا گروه‌بندي شده مي‌كاوم كه اين كار براساس محتوا و اهميت پيام‌ها انجام مي‌گيرد.

من فهرست‌هاي چندان شلوغي ندارم. در عوض از پوشه‌هاي ايميل،  دسكتاپ و تقويم آنلاين خود استفاده مي‌كنم. بنابراين زماني كه سر ميزم مي‌روم، به راحتي مي‌توانم روي ايميل‌هايي تمركز كنم كه قبلا آن‌ها را علامت‌گذاري نموده‌ام و يا پوشه‌هايي را بررسي نمايم كه حاوي پروژه‌هاي خاص و يا وبلاگ‌هاي ويژه هستند.
آوت‌لوك نيز بخش تذكر دهنده‌اي دارد كه در صورت دريافت ايميل‌هاي جديد، پنجره كوچكي را در گوشه پاييني سمت راست نمايش مي‌دهد. ما اسمش را گذاشته‌ايم.

من به صورت مرتب آن را كنار مي‌زنم؛ مگر اين‌كه عنواني با اولويت بالا به چشمم بخورد.يكي از نتايج آن تداوم تمركز است. اين مشكل ناشي از ازدياد اطلاعات است. مشكل ديگر كمبود اطلاعات است. غرق شدن در اطلاعات به اين معني نيست كه ما اطلاعات صحيح را در اختيار داريم يا با اشخاص درستي سر و كار پيدا مي‌كنيم.من با SharePoint به سراغ اين قبيل موضوعات مي‌روم كه در واقع ابزاري است براي ايجاد وب‌سايت‌هايي براي جلب همكاري مشترك در مورد پروژه‌هاي خاص. اين سايت‌ها مي‌توانند حاوي طرح‌ها، برنامه‌ريزي‌ها، صفحات بحث و گفتمان، و يا هرنوع اطلاعات ديگر باشند.

همين الان من خود را آماده تينك‌ويك (هفته تفكر) مي‌كنم. در ماه مه، من به مدت يك‌هفته خلوت مي‌كنم و به مطالعه حدود يكصد مقاله‌اي روي‌ مي‌آورم كه كاركنان مايكروسافت نوشته‌اند. نويسندگان آن‌ها نيز اغلب در كار تحقيق و آزمايش پيامدهاي مربوط به شركت و آينده فناوري هستند. دوازده سال است كه من به اين روند ادامه مي‌دهم. روال من در اين هفته تماما خواندن و اظهارنظر در مورد مقالات است. امروزه تمام اين روند صورت ديجيتال به خودگرفته و درهاي آن به‌روي تمام كاركنان شركت باز است تا بخت خويش را در اين ميدان بيازمايند. ديگر در انتخاب مقالات مفيد و درست بسيار چيره‌دست شده‌ام و مي‌توانم نظرات خود را به صورت الكترونيكي در همان زمان به اطلاع افراد برسانم.

بيش از پنجاه‌هزار نفر در مايكروسافت مشغول به كارند. لذا گاهي از خود مي‌پرسم:" آينده سيستم پرداخت الكترونيكي چه خواهد بود؟" يا " چطور مي‌توان راهي براي ضبط خاطرات و حفظ آن‌ براي نسل‌هاي آينده يافت؟" من اين دست ايده‌ها يا هر فكر بكر ديگري را يادداشت مي‌كنم. سپس افراد خاصي مي‌توانند نظري به آن‌ها بيندازند و بگويند:" نه تو اشتباه مي‌كني" يا " فكرش را كرده‌اي كه اين كار در جاهاي ديگر چگونه انجام مي‌شود؟"

SharePoint كه مرا با دورترين افراد اين سازمان مرتبط مي‌سازد، بيشتر به اَبَر وب‌سايتي مي‌ماند كه امكان ويرايش و بحث را با افراد بسياري، فراتر از روال محدود ارسال ايميل فراهم مي‌آورد و چنانچه چيز جديدي در محدوده‌هاي مورد علاقه‌ شما قرار داده شود، بلافاصله شما را در جريان مي‌گذارد.

در دفتر كار بيل گيتس

سخت‌افزار

كامپيوتر روميزي دل و Tablet PC با سيستم‌عامل ويندوز اكس‌پي

سه مانيتور 21 اينچي NEC 

ماوس بي‌سيم مايكروسافت

دوربين Logitech براي كنفرانس‌هاي ويديويي

نرم‌افزار (همگي محصول مايكروسافت)

آوت‌لوك براي ايميل‌ها و تقويم

SharePoint براي كارهاي مشترك با ديگران

OneNote براي يادداشت‌برداري

Communicator براي پيام‌رساني فوري، تلفن زدن و بقيه كارها

كاغذ

وجود ندارد.

جستجوگر دسكتاپ، ابزار ديگري است كه تاثير شاياني در افزايش بهره‌وري من داشته ‌است و نحوه دستيابي من به اطلاعات موجود در كامپيوتر‌، سرورها و حتي اينترنت را به كلي دگرگون ساخته است. چراكه با وجود هاردديسك‌هاي بزرگ‌تر و افزايش پهناي‌باند، من اكنون چندين گيگابايت اطلاعات در قالب ايميل، اسناد، فايل‌هاي رسانه‌اي، پايگاه‌هاي داده و ... را روي كامپيوتر شخصي و سرورهايم دارم.

براي يافتن سندي كه گمان مي‌كنم حاوي بخش خاصي از اطلاعات مورد نظر من است، ديگر مجبور به گشت و گذار ميان انبوه پوشه‌ها نيستم، بلكه به راحتي مي‌توانم عبارت مورد نظرم را در يك نوار ابزار بنويسم و در يك چشم بر هم زدن تمام ايميل‌ها و اسناد حاوي اطلاعاتي در اين زمينه را زير نظر بگيرم. براي شماره‌ تلفن‌ها و نشاني‌هاي ايميل هم عمل مشابهي انجام مي‌دهم.

مقالات كاغذي ديگر سهم اندكي در برنامه‌ روزانه‌ام دارند. من نوددرصد اخبار را به صورت آنلاين دريافت مي‌كنم و زماني كه به جلسات و همايش‌ها مي‌روم براي نوشتن سريع مطالب از Tablet PC خود استفاده مي‌كنم كه با كامپيوتر دفترم كاملا همگام شده و به همين دليل تمام فايل‌هاي مورد نيازم را در دسترس دارم. دستگاه مذكور نرم‌افزار OneNote را نيز براي اظهارنظر دارد. بنابراين تمام اظهارنظراتم نيز در قالب ديجيتال هستند.

يكي از وسايل قديمي كه هنوز در دفتر من مانده يك وايت‌بورد است. من همواره چند ماژيك رنگي براي نوشتن دارم و اين ‌ابزار هنوز براي جلسات و انتقال افكارمان عالي است. البته صفحه‌هاي وايت‌بورد جديد در برخي دفاتر مايكروسافت توانايي اخذ و انتقال تصاوير به كامپيوتر را نيز دارند كه تقريبا به يك Tablet PC بزرگ مي‌مانند.
 
من هنوز چنين چيزي را در دفترم ندارم. اما احتمالا براي سال آينده بايد به فكر يك وايت‌بورد ديجيتال باشم. امروزه اگر چيزي ببينم كه نظرم را جلب كند، تنها خودكار و Tablet PC را در مي‌آورم و آن‌را ترسيم مي‌كنم.

روزهايم اغلب مملو از جلسه و نشست است. بزرگ‌ترين نعمت براي من يافتن وقتي است تا بتوانم به يادداشت كردن افكارم بپردازم يا برنامه جلسات روزانه‌ام را بررسي كنم. اما گاهي اين اتفاق رخ نمي‌دهد و شب‌ها يگانه فرصتي است كه مي‌توانم در خانه بنشينم و به سراغ تمام ايميل‌هاي نخوانده بروم. اگر در تمام هفته سرم شلوغ باشد، مجبورم آخر هفته را به فرستادن ايميل‌هاي طولاني و تفكربرانگيز اختصاص دهم. دوشنبه‌ صبح كه افراد سر كار خود مي‌آيند، مرا كاملا گرفتار مي‌بينند؛ البته خودشان هم كلي ايميل براي خواندن دارند.

8 روش براي كسب حقوق بيشتر هنگام استخدام

مصاحبه را انجام داده و همه را تحت تاثیر مهارت ها، اشتیاق و مدارک تحصیلی خود قرار داده اید، و اکنون برای مرحله ی دوم مصاحبه دعوت شده اید. میدانید که قصد استخدامتان را دارند.

مشکل اینجاست که شما حقوقی بیش از آنچه آنها خود پیشنهاد داده اند می خواهید. اما آیا می دانید که چطور تصمیم گیرنده ها را برای تخصیص حقوق بیشتر برای شما بدون منصرف کردنشان از استخدامتان متقاعد کنید؟

همه چیز بستگی به آمادگی قبلی، رفتار و عملکردتان دارد. در اینجا به نکاتی اشاره می کنیم که به شما کمک می کند.

 

1- تحقیقات لازم را انجام دهید
تا می توانید درمورد میزان پرداختی های شرکت مورد نظر اطلاعات جمع آوری کنید. هر چند تا مدرک دانشگاهی و گواهینامه های مختلف هم داشته باشید، اتحادیه ها و كمپاني هاي شراکتی معمولاً در تغییر میزان حقوق انعطاف پذیری کمتری دارند.

در قسمتی از تحقیقاتتان باید حداقل حقوق درخواستی خودتان را تعیین کنید. اگر میبینید که حقوق پیشنهادی آنها از حداقل حقوق شما هم پایین تر است، بهتر است که وقت خود را تلف نکنید. دلیلی ندارد که وقت خود را صرف مصاحبه های شرکت ها و کارخانه هایی بکنید که نمی توانند دستمزد و حقوق دلخواه شما را برآورده کنند.   

2-  پیشنهاد اول را شما ندهید
قسمت حقوق پیشنهادی را در فرم استخدام خالی بگذارید و هیچ حقوق مشخصی را تعین نکنید. اگر از همان ابتدا حقوق بالایی را پیشنهاد دهید، روی نظر مسئولان برای استخدام شما تاثیر خواهد گذاشت.  شاید هم مبلغی کمتر از آنچه رئیس برایتان در نظر گرفته بوده بنویسید و با این کار حقوقتان کمتر شود.

3-  ارزشهایتان را بشناسید
ببینید آیا در موضع قدرت هستید. اگر شرکت ها و جاهای دیگر به دنبال شما هستند، می توانید از آن برای اعمال قدرت و نفوذ استفاده کنید. اما حواستان باشد که خیلی هم روی این مسئله تاکید نکنید. بیش از حد مطمئن و دلگرم بودن هم ممکن است برایتان مشکل ساز شود.

4-  بگذارید اول آنها مسئله ی حقوق را مطرح کنند
نباید شما خودتان مسئله ی حقوق را به میان آورید. و وقتی از شما حقوق پیشنهادیتان را سوال کردند، حدود قیمتتان را بدهید، اما بگویید که این قیمت باز جای بحث دارد و دیگر ساکت شوید و بحث راه نیاندازید.

5-  فواید مهارتهایتان را مطرح کنید
وقتی درمورد شغل گذشته تان صحبت می کنید، دستاوردها و پیشرفت هایتان را توضیح دهید. تمام موفقیت هایی را که برای شرکت قبلی به دست آورده اید را برای آنها بازگو کنید. حتی اگر پاداشی هم در این زمینه دریافت کرده اید، آن را هم مطرح کنید. با این کار آنها شما را به عنوان فردی فعال و باکفایت خواهند دید.   

6-  متعجب نگاه نکنید
وقتی مصاحبه کننده، حقوق پیشنهادی شرکت را برایتان مطرح کرد، فقط سرتان را تکان دهید، گویی که در حال بررسی هستید، اما ساکت بمانید. اما اگر قیمت پیشنهادیشان خیلی کمتر از توقع شما باشد، کمی تعجب کردن کاملاً لازم است.

7- عاقلانه رفتار کنید
با توجه به تحقیقاتی که انجام داده اید، می دانید که حقوق پیشنهادیشان خیلی پایین است. نیازی به بحث و دعوا نیست. اینجا باید ریسک کنید. بلند شوید و به آنها بگوید که این میزان حقوق برایتان کافی نمی باشد. دو احتمال وجود دارد، یکی اینکه همان موقع فايل استحدام شما را بسته و فراموشتان می کنند، یا اینکه اگر به نظرشان قابلیت های خوبی داشته باشید، روی مسئله ی حقوق تجدید نظر می کنند.

8-  انعطاف نشان دهید
اگر واقعاً این کار را می خواهید، پس لازم است که کمی هم شما از خودتان انعطاف نشان دهید. البته پول مهم است، اما گاهی اوقات مسائل مهمتری هم در یک کار وجود دارد. پس اگر آنها انعام ها و پاداش های ویژه ای برایتان در نظر گرفتند، شما هم کمی کوتاه بیایید.

 

خودتان را باور داشته باشید
اگر خودتان و مهارتها و قابلیت هایتان را باور داشته باشید، با اعتماد به نفس بیشتر جلو خواهید رفت، و حتماً موفق خواهید شد که آنها را متقاعد به دادن حقوق دلخواهتان کنید.

با آمادگی قبلی، کمی روانشناسی، و استفاده از مهارت های اجتماعیتان،  با تکیه بر قابلیت هایتان، می توانید به هدفتان دست یابید .

برگرفته از سایت مردمان:  http://www.mardoman.com/success/salary.aspx

نكته های اخلاقی مهم

* درس اول: يه روز مسوول فروش، منشي دفتر، و مدير شرکت براي ناهار به سمت سلف قدم مي زدند... يهو يه چراغ جادو روي زمين پيدا مي کنن و روي اون رو مالش ميدن و جن چراغ ظاهر ميشه... جن ميگه: من براي هر کدوم از شما يک آرزو برآورده مي کنم... منشي مي پره جلو و ميگه «اول من، اول من!... من مي خوام که توي باهاماس باشم، سوار يه قايق بادباني شيک باشم و هيچ نگراني و غمي از دنيا نداشته باشم»... پوووف منشي ناپديد ميشه... بعد مسوول فروش مي پره جلو و ميگه: حالا من، حالا من!... من مي خوام توي هاوايي کنار ساحل لم بدم، يه ماساژور شخصي و يه منبع بي انتهاي آبجو داشته باشم و تمام عمرم حال کنم»... پوووف! مسوول فروش هم ناپديد ميشه... بعد جن به مدير ميگه: حالا نوبت توئه... مدير ميگه: «من مي خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توي شرکت باشن
نتيجهء اخلاقي: هميشه اجازه بده که رئيست اول صحبت کنه

* درس دوم: يه کلاغ روي يه درخت نشسته بود و تمام روز بيکار بود و هيچ کاري نمي کرد... يه خرگوش از کلاغ پرسيد: منم مي تونم مثل تو تمام روز بيکار بشينم و هيچ کاري نکنم؟ کلاغ جواب داد: البته که مي توني!... خرگوش روي زمين کنار درخت نشست و مشغول استراحت شد... يهو روباه پريد خرگوش رو گرفت و خورد
نتيجهء اخلاقي: براي اينکه بيکار بشيني و هيچ کاري نکني، بايد اون بالا بالاها نشسته باشي

* درس سوم: يه روز يه کشيش به يه راهبه پيشنهاد مي کنه که با ماشين برسوندش به مقصدش... راهبه سوار ميشه و راه ميفتن... چند دقيقهء بعد راهبه پاهاش رو روي هم ميندازه و کشيش زير چشمي يه نگاهي به پاي راهبه ميندازه... راهبه ميگه: پدر روحاني ، روايت مقدس ؟؟؟ رو به خاطر بيار... کشيش قرمز ميشه و به جاده خيره ميشه... چند دقيقه بعد بازم شيطون وارد عمل ميشه و کشيش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پاي راهبه تماس ميده... راهبه باز ميگه: پدر روحاني! روايت مقدس ؟؟؟ رو به خاطر بيار!... کشيش زير لب يه فحش ميده و بيخيال ميشه و راهبه رو به مقصدش مي رسونه... بعد از اينکه کشيش به کليسا بر مي گرده سريع ميدوه و از توي کتاب روايت مقدس ؟؟؟ رو پيدا مي کنه و مي بينه که نوشته: به پيش برو و عمل خود را پيگيري کن... کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادماني که مي خواهي مي رسي !
نتيجهء اخلاقي: اگه توي شغلت از اطلاعات شغلي خودت کاملا آگاه نباشي، فرصتهاي بزرگي رو از دست ميدي

* درس چهارم: بلافاصله بعد از اينکه زن پيتر از زير دوش حمام بيرون اومد پيتر وارد حمام شد... همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد... زن پيتر يه حوله دور خودش پيچيد و رفت تا در رو باز کنه... همسايه شون -رابرت- پشت در ايستاده بود... تا رابرت زن پيتر رو ديد گفت: همين الان ؟؟؟؟ دلار بهت ميدم اگه اون حوله رو بندازي زمين!... بعد از چند لحظه تفکر، زن پيتر حوله رو ميندازه و رابرت چند ثانيه تماشا مي کنه و ؟؟؟؟ دلار به زن پيتر ميده و ميره... زن دوباره حوله رو دور خودش پيچيد و به حمام برگشت... پيتر پرسيد: کي بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسايه مون بود... پيتر گفت: خوبه... چيزي در مورد ؟؟؟؟ دلاري که به من بدهکار بود گفت؟
نتيجهء اخلاقي: اگه شما اطلاعات حساس مشترک با کسي داريد که به اعتبار و آبرو مربوط ميشه، هميشه بايد در وضعيتي باشيد که بتونيد از اتفاقات قابل اجتناب جلوگيري کنيد

* درس پنجم: من خيلي خوشحال بودم... من و نامزدم قرار ازدواجمون رو گذاشته بوديم... والدينم خيلي کمکم کردند... دوستانم خيلي تشويقم کردند و نامزدم هم دختر فوق العاده اي بود... فقط يه چيز من رو يه کم نگران مي کرد و اون هم خواهر نامزدم بود... اون دختر باحال، زيبا و جذابي بود که گاهي اوقات بي پروا با من شوخي هاي ناجوري مي کرد و باعث مي شد که من احساس راحتي نداشته باشم... يه روز خواهر نامزدم با من تماس گرفت و از من خواست که برم خونه شون براي انتخاب مدعوين عروسي... سوار ماشينم شدم و وقتي رفتم اونجا اون تنها بود و بلافاصله رک و راست به من گفت: اگه همين الان ؟؟؟ دلار به من بدي بعدش حاضرم با تو ........ ! من شوکه شده بودم و نمي تونستم حرف بزنم... اون گفت: من ميرم توي اتاق خواب و اگه تو مايل به اين کار هستي بيا پيشم... وقتي که داشت از پله ها بالا مي رفت من بهش خيره شده بودم و بعد از رفتنش چند دقيقه ايستادم و بعد به طرف در ساختمون برگشتم و از خونه خارج شدم... يهو با چهرهء نامزدم و چشمهاي اشک آلود پدر نامزدم مواجه شدم پدر نامزدم من رو در آغوش گرفت و گفت " تو از امتحان ما موفق بيرون اومدي... ما خيلي خوشحاليم که چنين دامادي داريم... ما هيچکس بهتر از تو نمي تونستيم براي دخترمون پيدا کنيم... به خانوادهء ما خوش اومدي!
نتيجهء اخلاقي: هميشه کيف پولتون رو توي داشبورد ماشينتون بذاريد.

و دو فنجان قهوه

پروفسور مقابل کلاس فلسفه خود ایستاد و چند شیء رو روی میز گذاشت. وقتی کلاس شروع شد، بدون هیچ کلمه ای، یک شیشه بسیار بزرگ سس مایونز رو برداشت و شروع به پر کردن آن با چند توپ گلف کرد.
بعد از شاگردان خود پرسید که آیا این ظرف پر است؟ و همه موافقت کردند.
سپس پروفسور ظرفی از سنگریزه برداشت و آنها رو به داخل شیشه ریخت و شیشه رو به آرامی تکان داد. سنگریزه ها در بین مناطق باز بین توپهای گلف قرار گرفتند؛ و سپس دوباره از دانشجویان پرسید که آیا ظرف پر است؟ و باز همگی موافقت کردند. بعد دوباره پروفسور ظرفی از ماسه را برداشت و داخل شیشه ریخت؛ و خوب البته، ماسه ها همه جاهای خالی رو پر کردند. او یکبار دیگر از پرسید که آیا ظرف پر است و دانشجویان یکصدا گفتند: "بله".
بعد پروفسور دو فنجان پر از قهوه از زیر میز برداشت و روی همه محتویات داخل شیشه خالی کرد. "در حقیقت دارم جاهای خالی بین ماسه ها رو پر می کنم!" همه دانشجویان خندیدند. در حالی که صدای خنده فرو می نشست، پروفسور گفت: " حالا من می خوام که متوجه این مطلب بشین که :
این شیشه نمایی از زندگی شماست، توپهای گلف مهمترین چیزها در زندگی شما هستند خدا، خانواده تان، فرزندانتان، سلامتیتان، دوستانتان و مهمترین علایقتان- چیزهایی که اگر همه چیزهای دیگر از بین بروند ولی اینها بمانند، باز زندگیتان پای برجا خواهد بود.
سنگریزه ها سایر چیزهای قابل اهمیت هستند مثل کارتان، خانه تان و ماشنتان. ماسه ها هم سایر چیزها هستند- مسایل خیلی ساده."
پروفسور ادامه داد: "اگر اول ماسه ها رو در ظرف قرار بدید، دیگر جایی برای سنگریزه ها و توپهای گلف باقی نمی مونه، درست عین زندگیتان. اگر شما همه زمان و انرژیتان رو روی چیزهای ساده و پیش پاافتاده صرف کنین، دیگر جایی و زمانی برای مسایلی که برایتان اهمیت داره باقی نمی مونه. به چیزهایی که برای شاد بودنتان اهمیت داره توجه زیادی کنین، با فرزندانتان بازی کنین، زمانی رو برای چک آپ پزشکی بذارین. با دوستان و اطرافیانتان به بیرون بروید و با اونها خوش بگذرونین. همیشه زمان برای تمیز کردن خانه و تعمیر خرابیها هست. همیشه در دسترس باشین. اول مواظب توپهای گلف باشین، چیزهایی که واقعاً برایتان اهمیت دارند، موارد دارای اهمیت رو مشخص کنین. بقیه چیزها همون ماسه ها هستند."
یکی از دانشجویان دستش را بلند کرد و پرسید: پس دو فنجان قهوه چه معنی داشتند؟
پروفسور لبخند زد و گفت: " خوشحالم که پرسیدی. این فقط برای این بود که به شما نشون بدم که مهم نیست که زندگیتان چقدر شلوغ و پر مشغله ست،
همیشه در اون جایی برای دو فنجان قهوه ، برای صرف با یک دوست هست!

برگرفته از : http://alpr.30morgh.org/archives/004929.php