نامه ای از چارلی چاپلین به دخترش ژرالدین

ژرالدین، دخترم : این جا شب است؛ یک شب نوئل در قلعه کوچک من، همه ی این سپاهیان بی سلاح خفته اند، برادر و خواهر تو _ حتی مادرت. به زحمت توانستم بی آنکه این پرندگان خفته را بیدار کنم، خودم را به این اتاق نیمه روشن ، به این اتاق انتظار پیش از مرگ برسانم . من از تو بسی دورم ، خیلِی دور ...اما چشمانم کور باد اگر یک لحظه تصویر تو را، از چشمخانه من دور کنند. تصویر تو آنجا روی میز هم هست، تصویر تو اینجا روی قلب من نیز هست. اما تو کجایی؟
آنجا در پاریس افسونگر بر روی صحنه پرشکوه تئاتر(شانزه لیزه) می رقصی. این را می دانم و چنان است که گویی در این سکوت شبانگاهی، آهنگ قدمهایت را می شنوم و در این ظلمات زمستانی ، برق ستارگان چشمانت را می بینم. شنیده ام نقش تو در این نمایش پرنور و پرشکوه نقش آن شاهدخت ایرانی است که اسیر خان تاتار شده است
شاهزاده خانم باش و برقص، ستاره باش و بدرخش،اما اگر قهقهه تحسین آمیز تماشاگران و عطر مستی آور گلهایی که برایت فرستاده اند ، ترا فرصت هشیاری داد، در گوشه ای بنشین و نامه ام را بخوان و به صدای پدرت گوش فرادار
من پدر تو هستم ژرالدین، من چارلی چاپلین هستم ، وقتی بچه بودی شب های دراز به بالینت نشستم وبرایت قصه ها گفتم ، قصه زیبای " گرگ خفته در جنگل" قصه " اژدهای بیدار در صحرا" خواب که به چشمان پیرم میآمد، طعنه اش می زدم و می گفتمش برو؛ من در رویای دخترم خفته ام، رویا می دیدم ژرالدین، رویا... رویای فردای تو، رویای امروز تو، دختری می دیدم دختری می دیدم بر روی صحنه، فرشته ای می دیدم بر روی آسمان، که می رقصد و می شنیدم تماشاگران را که می گفتند، " دختره را می بینی؟ " این دخترهمان دلقک پیره، اسمش یادته؟ " چارلی " آره من چارلی هستم
من دلقک پیری بیش نیستم، امروز نوبت توست، برقص، من با آن شلوار گشاد پاره پاره رقصیدم و تودرجامه ی حریر شاهزادگان می رقصی، این رقص ها و بیشتر از آن، صدای کف زدنهای تماشاگران، گاه ترا به آسمانها خواهد برد
برو، آنجا هم برو، اما گاهی نیزبه روی زمین بیا و زندگی مردمان را تماشا کن زندگی آن رقاصگان دوره گرد کوچه های تاریک را که با شکم گرسنه م رقصند و یا پاهایی که از بینوایی می لرزد، من یکی از اینان بودم
ژرالدین، در آن شبها ی افسانه ای کودکی، که تا با لالایی قصه های من به خواب می رفتی، من باز بیدار می ماندم، در چهره تو "می نگریستم، ضربان قلبت را می شمردم و از خود می پرسیدم : " چارلی آیا این بچه گربه هرگز ترا خواهد شناخت؟
تو مرا نمی شناسی. ژرالدین در آن شبها بس قصه ها با تو گفتم اما قصه خود را هرگز نگفته ام، این هم داستانی شنیدنی است. داستان آن دلقک گرسنه ای که در پست ترین محلات لندن آواز می خواند و می رقصید و صدقه جمع میکرد، این داستان من است. من درد گرسنگی را چشیده ام، من درد بیخانمانی را کشیده ام، و از این بیشترها من درد حقارت آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج میزداما سکه صدقه رهگذر خودخواهی آنرا می خشکاند، احساس کرده ام با این همه من زنده ام و از زندگان پیش از آنکه بمیرتد نباید حرفی زد. داستان من بکار تو نمی آید، از تو حرف بزنیم، به دنبال نام تو نام من است"چاپلین" با این نام چهل سال بیشتر مردم روی زمین را خندانده ام بیشتر از آنچه آنان خندیدند خود گریستم. ژرالدین در دنیایی که تو زندگی می کنی، تنها رقص و موسیقی نیست. نیمه شب هنگامی که از سالن پرشکوه تئاتر بیرون بیایی آن تحسین کنندگان ثروتمند را یکسره فراموش کن، اما حال آن راننده تاکسی را که تو را به منزل میرساند بپرس، حال زنش را هم بپرس و اگر آبستن بود و پولی برای خرید بچه اش نداشت چک بکش و پنهانی توی جیب شوهرش بگذار
به نماینده خودم در پاریس دستور داده ام فقط این نوع خرج های تو را بی چون وچرا قبول کند، اما برای خرج های دیگرت باید صورتحساب بفرستی

گاه به گاه با اتوبوس یا مترو شهر را بگرد، مردم را نگاه کن، زنان بیوه و کودکان یتیم را نگاه کن، و دست کم روزی یکبار باخود بگو " من هم یکی از آنها هستم " تو یکی از آنها هستی دخترم ، نه بیشتر
هنر بیش از آنکه دو بال پرواز به انسان بدهد، اغلب دو پای او را نیز می شکند. وقتی به آنجا رسیدی که یک لحظه خود را برتر از تماشاگران رقص خویش بدانی ، همان لحظه صحنه را ترک کن و با اولین تا کسی خود را به حومه پاریس برسان، من آنجا را خوب می شناسم، از قرنها پیش آنجا گهواره بهاری کولیان بوده است. در آنجا رقاصه های مثل خودت را خواهی دید، زیباتر از تو، چالاکتر از تو، مغرورتر از تو،آنجا از نورکورکننده نورافکن های تئاتر شانزه لیزه خبری نیست. نورافکن رقاصان کولی تنها نورماه است. نگاه کن، خوب نگاه کن، آیا بهتر از تو می رقصند؟ اعتراف کن دخترم، همیشه کسی هست که بهتر از تو می رقصد، همیشه کسی هست که بهتر از تو میزند و این را بدان در خانواده چارلی هرگز کسی آنقدر گستاخ نبوده است که به یک کالسکه ران یا یک گدای کنار رود سن، ناسزایی بدهد. من خواهم مرد و تو خواهی زیست، امید من آنست که هرگز در فقر زندگی نکنی، همراه نامه یک چک سفید برایت می فرستم، هر مبلغی که می خواهی بنویس و بگیر اما همیشه دو فرانک خرج می کنی با خود بگو : " سومین سکه مال من نیست، این باید مال یک مرد گمنام باشد که امشب به یک فرانک نیاز دارد. " جستجویی لازم نیست، این نیازمندان گمنام را اگر بخواهی همه جا خواهی یافت. اگر از پول و سکه با تو حرف میزنم برای آنست که از نیروی فریب و افسون این بچه های شیطان، خوب آگاهم. من زمانی دراز در سیرک زیسته ام و همیشه و هر لحظه بخاطر بندبازانی که از روی ریسمانی نازک را میروند نگران بوده ام اما این حقیقت را با تو بگویم، دخترم؛ مردمان بر روی زمین استوار بیشتر از بندبازان بر روی ریسمان نااستوارسقوط می کنند، نباید که شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان تو را فریب دهد. آن شب این الماس ریسمان نااستوار تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است. شاید روزی چهره زیبای شاهزاده ای تو را گول بزند، آنروز تو بندبازی ناشی خواهی بود و بندبازان ناشی همیشه سقوط میکنند

.دل به زر و زیور نبند، زیرا بزرگترین الماس این جهان آفتاب است و خوشبختانه این الماس بر گردن همه می درخشد
اما اگر روزی دل به آفتاب چهره مردی بستی با او یکدل باش، به مادرت گفته ام در این باره نامه ای برایت بنویسد، او عشق را بهتر از من میشناسد و او برای تعریف یکدلی شایسته تر از من است. کار تو بس دشوار است، این را میدانم که بر روی صحنه جز تکه ای از حریر نازک چیزی بدن تو را نمی پوشاند. بخاطر هنر می توان لخت و عریان روی صحنه رفت و پوشیده تر و باکره تر بازگشت، اما هیچ چیز و هیچکس دیگر در این جهان نیست که شایسته آن باشد که دختری ناخن پایش را بخاطر او عریان کند
برهنگی بیماری عصر ماست، و من پیرمردم و شاید که حرفهای خنده آور میزنم، اما به گمان من تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست می داری، بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال دهسال پیش باشد، مال دوران پوشیدگی، نترس این دهسال ترا پیرتر نخواهد کرد. بهر حال امیدوارم تو آخرین کسی باشی که تبعه جزیره ی لختی ها می شود. میدانم که پدران و فرزندان همیشه جنگی جاودانی با یکدیگر دارند، با من جنگ کن دخترم، من از کودکان مطیع خوشم نمی آید، با این همه پیش ارز آنکه اشک های من این نامه را تر کند، میخواهم یک امید به خود بدهم، امشب شب نوئل است، شب معجزه است و امیدوارم معجزه ای رخ دهد تا تو آنچه را من براستی می خواستم بگویم، دریافته باشی. چارلی دیگر پیر شده است. ژرالدین به زودی به جای جامه های رقص روزی هم لباس عزا بپوشی و بر سر مزار من بیائی، حاضر به زحمت تو نیستم. تنها گاه گاهی چهره ی خود را در آئینه نگاه کن، آنجا من را نیز خواهی دید،خون من در رگهای توست و امیدوارم حتی آن زمان که خون در رگهای من می خشکد، چارلی را، پدرت را فراموش نکنی
من فرشته نبودم اما تا آنجا که در توان من بود تلاش کردم که ادمی باشم، تو نیز تلاش بکن

رویت را می بوسم

نحوه برگزاري جلسات و ميتينگهاي اداري

برگرفته از : http://www.mardoman.com/success/meeting.aspx

نحوه برگزاري جلسات و ميتينگهاي اداري 

نويسنده: آرمند

جلسات و ميتينگ ها راهي بسيار فوق العاده براي خلق ايده ها، توضيح و تفصيل افکار و اداره فعاليت هاي گروهي است. اما اين برخورد رو در رو با اعضاي گروه و همکاران، اگر با آمادگي قبلي نبوده و مديريت صحيح نداشته باشد، شکست مي خورد.

اهميت آمادگي قبلي 

براي اطمينان از اينکه همه ي افراد بتوانند مشارکتي موثر و کارآمد داشته باشند، خوب است زماني را براي جلسه انتخاب کنيد که افراد فرصت ايجاد آمادگي قبلي در خود را داشته باشند.

وقتي زمان و مکان ميتينگ انتخاب شد، بايد خود را براي سوالاتي که ممکن است از طرف شرکت کنندگان جلسه پرسيده شود، آماده کنيد. اگر شما مدير جلسه هستيد، خوب دستور جلسه اي با قيد کامل و دقيق جزئيات تهيه کنيد.

در اين يادداشت ها، هدف اصلي و ساختار جلسه را طرح ريزي کنيد و آن را در اختيار شرکت کنندگان نيز بگذاريد. اين کار باعث مي شود همه ي شرکت کنندگان با آمادگي لازم براي بررسي هدف در جلسه شرکت کنند.

موفقيت يک ميتينگ يا جلسه اداري به مهارت هاي رئيس جلسه بستگي دارد. براي اطمينان از موفقيت جلسه، رئيس بايد کارهاي زير را انجام دهد:

  • تهيه دستور جلسه
  • شروع بحث و تشويق ديگران به شرکت فعالانه در جلسه
  • متعادل کردن روند جلسهنه خيلي سريع و پرشتاب و نه خيلي کند
  • خلاصه کردن بحث موردنظر و ارائه پيشنهادات در انتهاي هر بخش از جلسه
  • اطمينان يافتن از اينکه کليه شرکت کنندگان خلاصه مذاکرات و صورت جلسات را دريافت کرده اند.

علاوه بر اين نکات که به شما کمک ميکند تا ميتينگي پربار و سودمند داشته باشيد، موارد مهم ديگري  را نيز بايد مد نظر قرار داد.

مديريت و رهبري ميتينگ

يکي از اصلي ترين کليدهاي موفقيت هر جلسه کاري، انتخاب صحيح شرکت کنندگان است. بايد شرکت کنندگاني را انتخاب کنيد که بتوانند تصميمات خوب و ارزنده اي بگيرند و پيشنهادات سودمند ارائه دهند. تعداد شرکت کننده ها نبايد از 12 نفر تجاوز کند، حتي کمتر از اين تعداد باشند هم بهتر است. اين افراد بايد اطلاعات لازم براي مباحثه درمورد مواردي که در صورت جلسه قيد شده را دارا باشند.

نكته:

کافي است فقط چند لحظه به مخارجي که اين ميتينگ برايتان در بر خواهد داشت فکر کنيد. متوجه مي شويد که راه انداختن ميتينگ کاري تقريباً پرهزينه است، به همين خاطر مهم است که افرادي که در جلسه شرکت مي کنند و هر دقيقه از زمان اين ميتينگ ارزش دار باشند. پس افرادي را به جلسه دعوت کنيد که حرفي براي گفتن داشته باشند و بتوانيد از وجود آنها استفاده کنيد. همچنين براي موضوعات و مشکلات ساده و پيش پا افتاده اي که مي توان آنها را به راحتي با ايميل يا نامه برطرف کرد، لازم نيست ميتينگ تشکيل دهيد.

اگر شما رهبر جلسه هستيد، اطمينان حاصل کنيد که افکار و ايده هاي همه ي افراد شرکت کننده در جلسه مطرح شود و اختيار  عنان جلسه دست عده اي خاص نباشد و همه بتوانند آزادانه حرفهايشان را مطرح کنند. بهتر است پس از پايان يافتن هر بخش از موارد ذکر شده در دستورجلسه، توقف کوتاهي کنيد، بحث انجام گرفته را خلاصه بندي کنيد و سپس به سراغ مبحث بعدي برويد.

وقتي يکي از موضاعات و اهداف دستورجلسه به نتيجه مي رسد، مسئوليت آن را به يکي از افراد حاضر در جلسه بسپاريد. براي جلوگيري از هرگونه سردرگمي و سوء تفاهم، عمليات را خلاصه کرده و در گزارشات صورت جلسه قيد کنيد.

زمانبندي

معمولاً گفته مي شود که جلسات اداري نوعي اتلاف وقت هستد. در اين قسمت راهکارهايي برايتان عنوان مي کنيم که به شما کمک ميکند چطور از اتلاف و هدر رفتن زمان در جلساتتان جلوگيري به عمل آوريد.

  • جلسه را سر ساعت آغاز کنيد.
  • اگر کسي دير سر جلسه حاضر شد، مطالب گفته شده را دوباره براي او ذکر نکنيد، چون اينکار باعث مي شود گمان کنند دير آمدن سر جلسات اشکال و ايرادي ندارد و وقت ارزشمند ديگران را نيز هدر مي دهد.
  • زمان مشخصي براي اتمام جلسه در نظر گيريد و تا هر زمان که دوست داريد جلسه را طول ندهيد.
  • براي اينکه بتوانيد بهتر  وراحت تر  مطالب لازم را تا زمان تعيين شده براي اتمام جلسه برسانيد، مي توانيد موضوعات دستورجلسه را به ترتيب اهميت فهرست کنيد، با اين کار اگر وقت کم بياوريد، بررسي موضوعات مهم را از دست نداده ايد.
  • اگر به همه ي مضوعات دستورجلسه رسيدگي به عمل آورده ايد و مسئله ديگري بر جا نمانده است، مي توانيد قبل از رسيدن وقت اتمام جلسه، جلسه را پايان دهيد.

تهيه گزارش کار

تصميمات اتخاذ شده و عملکردهاي توافق شده را مي توانيد در اين گزارش کار ذکر کنيد. در جلسات بعدي مي توانيد از اين گزارش کار به عنوان مروري بر تصميمات و عملکردهاي قبلي استفاده کنيد و با اين روش پيشرفت بيشتري در کارها روي مي دهد.

سبک نگارش اين گزارش کار يا صورت جلسه بستگي به موقعيت دارد. در موقعيت ها ي مهم و بحراني و زمانيکه ثبت گزارش اهميت زيادي دارد ، اين صورت جلسات بايد تفصيلي  بسيار دقيق باشند. در شرايط معمولي اين صورت جلسات مي تواند فهرست ساده اي از تصميمات اتخاذ شده و عملکردهاي توافق شده باشد. اندازه اين گزارشات بايد برحسب نياز باشد، تا حد ممکن خلاصه و با ذکر کليه اطلاعات لازم. تهيه چنين گزارش کاري ساده تر و سريعتر خواهد بود.

رئيس جلسه بايد اين گزارش کار را تا 24 ساعت پس از اتمام جلسه در اختيار شرکت کنندگان قرار دهد و اگر اينکار در همان روز جلسه صورت گيرد، چه بسا بهتر خواهد بود.

4 فاكتور موفقيت شغلي

بـرای داشـتن شرکتی موفق باید استعداد، طرز برخـورد، و اهـداف مخـتــلف در نظر گرفته شود. بیشتر افراد معمولا از مـقـوله تـبـلیغـات چــشم پوشی می کنند، در حالیکه این مــورد بخصوص خود یکی از عوامل مهم بموفقیت رساندن بسیاری از بزرگان امر تجارت می باشد.
برای رسیدن بـموفقیت باید خود را با تمام وسایل موفقیت افـراد حـرفه ای مـــجهز کنید. البته منظور ما این نیست که تمام درها و دیوارهای دفترکار خود را با مدارک دانشگاهی و افـتخارات تحصیلی و آموزشگاهی پر کنید. داشتن دیپلم های جور واجور چیز خوبی است، اما به شما هیچ کمکی نمی کنند که بتوانید بازده کاری را بالا ببرید و فرد کارآمدی جلوه کنید.
شما نیاز به چیزهای بیشتری دارید؛ در جهانی که ظواهر همه جا را احاطه کرده اند، لوازم جانبی و طریقه استفاده از آنهاست که موفقیت و شکست شما را نمایان می سازد. چنین امکاناتی به اندازه تحصیلات مهم هستند.

به حساب آوردن مسائل جزئی
موکلین پر توان، کارفرما، مشتری، رؤسا به دنبال فرد فعالی هستند که توانایی عمل کردن را داشته باشد. این توانایی به منزله نقطه عطفی در زندگی به شمار میرود و باعث ایجاد تمایز بین شما و سایرین شده در آخر نیز برایتان شهرت و شکوه را به ارمغان می آورد. من نام این قبیل نکات را "کیت موفقیت شغلی" گذاشته ام. شما نباید هیچ گاه منزل خود را بدون آنها به مقصد کار ترک نمایید.
شاید هزینه تهیه برخی از آنها از سایرین کمی بیشتر باشد؛ اما این موارد جزء سرمایه گذاریهایی هستند که به هیچ وجه نمی توان از آنها صرف نظر کرد. برای اینکه شبکه ارتباطی شما به درستی پی ریزی شود، باید تمام تجهیزات لازم برای برقراری ارتباط را به همراه خود داشته باشید.


4 وسیله مورد نیاز یک تاجر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به خاطر داشته باشید که 4 وسیله ذکر شده در این بخش نقش مهمی را در موفقیت شغلی فرد ایفا می کند. سعی کنید همیشه یک دست کت شلوار شیک بپوشید، کفش های واکس زده به پا کنید و یک کیف سامسونت به دست گیرید. البته این موارد جزء اولویت های مقدماتی هستند و بعد از آن نیز موارد زیر را که به نام "4 شگفت انگیز" مشهور هستند، رعایت کنید.

کارت ویزیت
کارت های ویزیت برگ برنده هر موسسه بزرگ بازرگانی به شمار می روند. آنها به عنوان شناسنامه و برگ تعیین هویت و اصالت کارخانه ها هستند. و از آنجایی که چهره شغلی باید کمی محافظه کارانه باشد به همراه داشتن کارت انتخاب زیرکانه ای است. به عبارت دیگر : آنرا جدی بگیرید.

به نکات اساسی توجه کنید (مثل نام، عنوان، نام شرکت، و شماره تلفن و آدرس و پست الکترونیک) در حالی که رویدادهای ناخواسته را نیز کنترل می کنید. (مثلا کارت شما نباید تا شود و یا لکه های چربی بر روی آن ریخته شده باشد.) در انتخاب نوع کاغذ نیز دقت کنید و از خود خساست به خرج ندهید. به خاطر داشته باشید که چون کارتها می توانند ساختمان شغلی شما را پا بر جا نگه دارند به همین دلیل باید یک کاغذ با کیفیت انتخاب کنید، مثل کتان. این یک اجبار است. همچنین مطمئن شوید که جنس آن طوری است که به راحتی می توان روی آن نوشت.
اجازه دهید که دیگران از شما درخواست ارائه کارت کنند و همینطوری یکدفعه کارت های خود را به آنها ارائه نکنید. کارت های خود را باید درون یک جعبه درجه یک قرار دهید و کارت هایی را که دیگران به شما می دهند هم درون همان جعبه بگذارید. با این کار نه تنها آنها را گم و گور نمی کنید، بلکه افرادی که شما از آنها کار دریافت کرده اید، احساس می کنند که شما برایشان اهمیت خاصی قائل هستید.

کار پیرا (اُرگنایزر)
چه همان صورت جلسه های سنتی را ترجیح دهید چه یک ارگانایزر دیجیتالی، به هر حال هر کسی نیاز به چیزی دارد تا از آن طریق بتواند اطلاعات مهم را نگهداری کرده و قرارهای ملاقات مهم آینده را نیز در آن ذخیره کند. هر چند استفاده از تکنولوزی جدید فواید خاص خود را داراست: به راحتی می توانید اطلاعات ضروری را دانلود کنید، و اگر دستگاه شما دچار اشکالی شود به راحتی قابل تعمیر و یا جایگزینی است. به شما اجاره می دهد که به راحتی اطلاعات مربوط به یک فرد خاص را به روز (آپدیت) کنید. جستجو در آن به راحتی انجام می پذیرد و شما می توانید دسترسی آسان به تمام اطلاعات داشته باشید.
به یاد داشته باشید که حتما به اندازه کافی حافظه جانبی خریداری کنید؛ یک شارژر در دسترس داشته باشید. یک نشان ثابت برای گروه بندی افراد مختلف انتخاب کنید. (مثلا نام/نام خانوادگی، نام شرکت و غیره.) اگر نگوییم تمام ارگانایزرها اما تعداد زیادی از آنها دارای ساعت هشداردهنده نیز می باشند، که شما می توانید به راحتی از آن استفاده کنید. در آ خر باید برنامه خود در آغاز هر صبح نگاه کوتاهی کنید و برنامه خود را مطابق با آن تنظیم نمایید.

موبایل
جزء جدا نشدنی هر فرد حرفه ای تلفن همراه می باشد. این وسیله به شما امکان می دهد که در هر ساعت از روز و در هر کجا توانایی دسترسی به مشترکین خود را پیدا کنید. و نه تنها شما همیشه در دسترس خواهید بود، بلکه تلفن وسیله مناسبی است تا بتوانید شماره های ضروری خود را در حافظه آن ذخیره کنید. برخی مدل های جدید گوشی های تلفن همراه امکانات بیشتری از یک تلفن معمولی را به شما ارائه می دهند.
از شارژ موبایل خود اطمینان خاطر پیدا کنید تا خدای نکرده تلفن های ضروری را از دست ندهید. برای تلفن هایی که مکررا از آنها استفاده می کنید از حافظه صوتی استفاده کنید تا با ذکر نام افراد عمل شماره گیری انجام شود. و لطفا چند هزار تومان ماهیانه را پرداخت کنید تا تلفن شما به سیستم voice mail نیز مجهز گردد. شاید وقتی رئیستان به شما احتیاج پیدا می کند شما در حال رانندگی در داخل یک تونل باشید در اینجا تنها چیزی که به داد شما می رسد تلفن همراه است.

خودکار با کلاس
خودکار شاید فقط یک خودکار باشد اما چه احساسی به شما دست می دهد اگر وکیل و یا یک حسابدار برگه های شما را با یک خودکار 200 تومانی امضاء کنند؟ اصلا نیازی به گفتن نیست چرا که شما جذب فرد مورد نظر نمی شوید. خودکار شما به منزله امضای شماست و به همین دلیل شما باید این کار را با ظرافت کامل انجام دهید. برای مثال خودکار مونتبلانش یک انتخاب عالی است و جوهر آن نیز بر روی کاغذ پخش نمی گردد. هر وقت هم که جوهر آن تمام شد فقط کافی است مغزی را تعویض نمایید.

راهنمای خرید خودکار ساده است:
مدل های ظریفتر را خریداری کنید
از آن در محل خنک نگهداری کنید (تا جوهر آن از بین نرود و پس ندهد)
مطمئن باشید که می نویسد
خودکار شما همانند تلفن همراه زمانی که به آنها نیاز پیدا کنید، حرف اول را می زند. اضافه کردن یک امضای ظریف هنر دیگری است که شما را از سایرین متمایز می نماید. حتی اگر برای خرید لوازم تحریر مناسب مجبور هستید یک کیلومتر راه بروید این کار را انجام دهید چراکه ارزشش را دارد.

آماده باشید
ـــــــــــــــــ

"کیت موفقیت شغلی" به شما کمک می کند که همیشه در دسترس باشید و ارزش بیشتری به شما می بخشد و باعث می شود تا در نظر تمام مشترکین خود محترم تر جلوه کنید.
در این جا باید ذکر کنم که تمام موارد بالا را باید به عنوان ضروریات کار خود در نظر بگیرید و نه به عنوان وسایل حاشیه ای که می توانید توسط آنها تاثیر گذارتر و با نفوذتر جلوه کنید. هر کسی می تواند یک گوشی همراه مدل بالا و خودکار خوبی خریداری کند اما اینکه چگونه می تواند از آنها به درستی استفاده کند تا از آن طریق از پله های نردبان موفقیت شغلی بالا رود، بحث دیگری است.
 

40 راز دستيابي به آرامش

1- شكرگذار نعمت الهي باشيد.

2- نيايش كنيد.

3- سكوت كنيد و با صداي ملايم صحبت كنيد.

4- باغباني كنيد.

5- به صداي آواز پرندگان گوش بسپاريد.

6- طلوع و غروب خورشيد را تماشا كنيد.

7- گل ها را ببوييد.

8- به دامان طبيعت برويد.

9- ساعت مچي را رها كنيد.

10- شقيقه هايتان را ماساژ دهيد.

11- موهاي خود را شانه بزنيد.

12- موسيقي مورد علاقه خود را گوش دهيد.

13- لبخند بزنيد.

14- نفس عميق بكشيد.

15- هر روز استحمام كنيد.

16- شير بخوريد.

17- ظرفي پراز ميوه را تماشا كنيد.

18- هرروز 8 ليوان آب بنوشيد.

19- تغذيه مناسب داشته باشيد.

20- به ميزان كافي استراحت كنيد.

21- بازي كنيد.

22- با دوستي رازدار؛درد دل كنيد.

23- اشك بريزيد.

24- پاكيزه باشيد.

25- نظم را رعايت كنيد.

26- صادق و رازنگهدار باشيد.

27- به كساني كه دوستشان داريد ابراز علاقه كنيد.

28- همه كائنات را دوست بداريد.

29- به خود و ديگران احترام بگذاريد.

30- مودب و مهربان باشيد.

31- به قول هايتان عمل كنيد.

32- مشكلات و تشويق هاي خود را بنويسيد.

33- ليستي از موفقيتهايي كه تا كنون كسب كرده ايد فراهم كنيد.

34- مثبت انديش باشيد.

35- خود و ديگران را ببخشيد.

36- گذشته را رها كنيد و در اكنون جاودانه زندگي كنيد.

37- بخشش كنيد

38- براي رسيدن به اهداف خود برنامه ريزي كنيد.

 39- اهداف خود را تعيين كنيد.

40- به خدا ايمان داشته باشيد.

بحث و جدل

بحث و جدل همیشه اتفاق می افتد. نوع رابطه تان اهمیتی ندارداین بحث ها چه با رئیستان باشد، چه با دوستان، یا دوست دختر و یا همسرتانباید بتوانید با این اختلافات و ناسازگاری ها کنار بیایید. این بحث و جدل ها برای همه ی ما پیش می آید، اما نباید طوری با آنها برخورد کنیم که همه ی پل های پشت سر را خراب کرده و رابطه هایمان را از بین ببریم.

راه های سالمی هم برای بحث و جدل کردن وجود دارد. درست است که این راه ها هم تقریباً همان طبیعت ناخوشایند همه ی جنگ و دعواها را در خود دارد، اما بحث های سازنده این مزیت را دارد که مطمئنتان می سازد، موضوع مورد اختلاف را حل کرده اید و دیگر در آینده چنین بحث هایی بینتان اتفاق نمی افتد. اما جنگ و دعوا به شیوه نامطلوب، به جای حل مشکل، اوضاع را وخیم تر هم می کند. از اینرو، در این مقاله قصد داریم شما را با شیوه های نامطلوب، و متاسفانه متداول بحث و جدل کردن آشنا کنیم، تا با درک بیهوده بودن و حتی مضر بودن آنها، دیگر در جنگ و دعواهایتان از این روش ها استفاده نکنید.

1.  به میان کشیدن مسائل نامربوط

در این شیوه دعوا، شما مسائلی را به میان می کشید که هیچ ارتباطی با موضوع اصلی بحثتان ندارد. مثلاً از نوع برخورد دوست دخترتان با یکی از همکارانش دچار حسادت شده اید و سر این موضوع با او دعوا راه انداخته اید، اما وسط دعوا، طرز برخورد او با مادر یا خواهرتان را پیش می کشید یا از این شکوه می کنید که چرا مثلاً فلان روز فلان لباس را در مهمانی پوشیده بوده است. این کار نه تنها موضوعات مختلف دیگر را هم به میان می آورد که باعث وخیم تر شدن اوضاع می شود، بلکه باعث میشود از موضوع اصلی هم دور شوید. با این روش هیچ مشکلی هیچوقت حل نخواهد شد و دعواها همینطور بین شما بیشتر و بیشتر خواهد شد.

روش جدید:  دفعه بعد، به جای پیش کشیدن موضوعات نامربوط وسط دعوا، سعی کنید فقط روی همان موضوع اصلی بحث کنید. بقیه مسائل و مشکلات را به وقت دیگری موکول کنید. با این روش بحث هایتان کوتاه تر و مشخص تر خواهند بود و احتمال این که پس از خاتمه دعوا به سازش برسید و مشکلتان حل شود بیشتر است.

2.  اشاره به عیب های طرف مقابل

این به آن معناست که خشونت شما در دعوا و مرافعه به حدی می رسد که با حرف های تند و گزنده خود قصد آزار طرف مقابل را پیدا میکنید. البته اکثر اوقات این کار عمداً صورت نمی گیرد. هر حرفی که با کلماتی مثل "حداقل من فلان کار را نمی کنم، یا فلان اخلاق را ندارم" شروع شود نشان دهنده این نوع دعوا کردن است. این شیوه بحث کردن هم کاملاً مخرب است چون احساسات فرد مقابل را به حدی جریحه دار میکنید که بعدها خودتان از حرفهایتان پشیمان می شوید. این شیوه ی بحث و جدل برای هر دو طرف زیان آور است.

روش جدید:  به جای اینکه درمورد خود آدم ها دعوا راه بیندازید، درمورد رفتارشان بحث کنید. در دعواهای خودتان عیب های طرف مقابل را به رخ او نکشید، به جای این به او بفهمانید که رفتار فلان روز او چقدر زشت بوده یا ناراحتتان کرده است. با این روش، طرفتان خواهد فهمید که اگر آن رفتار خود را متوقف کند، دعوا و جدل هم خاتمه خواهد یافت، و شما هم دشمنان کمتری برای خودتان درست خواهید کرد.

3.  انداختن تقصیر به گردن دیگری

اگر مقصر اصلی باشید، آنقدر بهانه تراشی و سفسطه می کنید تا تقصیر را به گردن فرد مقابل بیندازید و اشتباهتان را گردن نمی گیرید. این یک مکانیسم دفاعی است. احتمالاً فکر می کنید که با قبول کردن تقصیرتان، دعوا به نفع طرف مقابل تمام میشود و شما بازنده خواهید بود و فکر می کنید که این دعوا به خاطر اشتباهات فرد مقابل به وجود آمده است. متاسفانه، تا زمانی که شما از قبول مسئولیت شانه خالی میکنید، قادر به حل اختلافتان نخواهید بود و هیچوقت با فرد مقابل به سازش نخواهید رسید. ممکن است چند بار طرف مقابلتان کوتاه بیاید و تقصیر را گردن بگیرد، اما کم کم باعث کمرنگ شدن رابطه تان می شود و مشکلاتتان بارها و بارها تکرار می شود و هیچوقت از بین نمی رود.

روش جدید:  می توانید هم تقصیرتان را قبول کنید و هم حرف خودتان را به کرسی بنشانید. بابت اشتباهتان از طرف مقابل عذر خواهی کنید، اما به او هم گوشزد کنید که دوست ندارید کسی مدام اشتباهاتتان را به رختان بکشد. هرچه شما بیشتر گذشت کنید، دیگران هم راحت تر از خطاهای شما خواهند گذشت.

4.  مظلوم نمایی

چنین فردی هم از قبول مسئولیت شانه خالی میکند، اما به جای اینکه بخواهد خود را پیروز میدان کند، می خواهد طرف مقابل به او رحم کند. وقتی چنین فردی به گستاخی یا تکبر محکوم می شود، با گریه و زاری می خواهد به طرف مقابل بفهماند که چنین کارهایی را نکرده است. اینها افرادی هستند که هیچوقت در دعوا و بحث مقصر شناخته نمی شوند و هیچوقت گناهکار نیستند. اما به مرور زمان این روش اعصاب نزدیکان و دوستان او را خرد می کند و دیگر گول حرفها و مظلوم نمایی های او را نخواهند خورد.

روش جدید:  جرات داشته باشید و اشتباهتان را قبول کنید. تقصیراتتان را گردن بگیرید و خود را برای تغییر آماده کنید. اگر در موقعیت هایی خودخواهانه رفتار کرده اید، به اطرافیانتان اطمینان دهید که خودتان متوجه مسئله شده اید و قصد جبران دارید.

5.  فحش دادن و ناسزا گفتن

ناسزا گفتن حین دعوا، نشانه ناپختگی، از دست دادن کنترل و غیر حرفه ای بودن شماست. فحش دادن و ناسزا گفتن هیچوقت فشار و تنش دعوا را کم نمی کند، بلکه با اینکار شان و شخصیت فرد مقابل را هم خرد می کنید. این کار یک اختلاف عقیده جزئی را به دعوای شخصی بدل می کند و حتی اگر دعوا هم حل شود، فرد مقابل هیچوقت فراموش نخواهد کرد که شما چه ناسزاهایی به او حین دعوا گفته اید.

روش جدید:  بحث و جدل هایتان را همیشه در کمال ادب و نزاکت انجام دهید. روی رفتار ناشایست طرفتان تمرکز کنید نه خودِ او. اگر حرف هایتان را معقولانه و مؤدبانه بزنید، طرف مقابل بیشتر روی حرفهایتان حساب خواهد کرد.

6.  متوسل شدن به رفتارهای خشونت آمیز

این شیوه مخصوص آندسته از افرادی است که حین دعوا در را به هم می کوبند، ظرف و ظروف اطرافشان را پرت می کنند، مشت روی میز می کوبند و....همه ی این رفتارها ما را یاد جنگ و دعواهای بچگانه بین خواهر و برادرها می اندازد. این رفتارها نه تنها به هیچ جایی نمی رسد، بلکه طرف مقابل را عصبانی تر هم می کند. باید بتوانید عصبانیتتان را کنترل کنید، به ویژه در محل کار. همه حق دارند عصبانی شوند، اما باید بتوانند این عصبانیت را کنترل کنند. اگر موقع دعوا اشیاء را پرت کنید، یعنی برای اهل آن خانه یا اتاق احترامی قائل نیستید. فکر نمی کنم دوست داشته باشید اطرافیانتان تصور کنند هنوز بچه هستید و رفتارهایتان کودکانه است.

روش جدید:  اگر می بینید که حین دعوا انگیزه زیادی برای پرت کردن اشیاء دارید، راه دیگری برای بیرون ریختن عصبانیتتان پیدا کنید. مثلاً سعی کنید روی یک تکه کاغذ دلیل عصبانیتتان را بنویسید، یا به باشگاه یا پیاده روی بروید. تنها چاره کار این است که خود را از آن موقعیت دور کنید.

7.  فرار از موقعیت

هر وقت بحثی پیش می آید، فکر می کنید قبل از اینکه بیشتر عصبانی شوید، بهتر است سریع شال و کلاه کرده و از معرکه فرار کنید. البته اگر این کار را برای این می کنید که بعد از کمی آرام تر شدن، مشکل را بررسی کنید، روش بسیار خوبی است چون می توانید عاقلانه تر فکر کنید و تصمیم بگیرید و چیزی از دهانتان بیرون نمی آید که بعدها به خاطر آن پشیمان شوید. اما اگر این کار را از ترس رودررو شدن با فرد مقابل و قبول مسئولیت دربرابر اشتباهاتتان انجام می دهید، روش خوبی به شما نمی رود. اما ماندن در موقعیت و خالی کردن عصبانیت هم گهگاه بد نیست، بااینکه معایبی هم دارد. از قدیم گفته اند، هیچوقت عصبانی به بستر نروید.

اگر حتی یکی از طرفین حین دعوا روش خود را عوض کنند، ممکن است دعوا به کلی خاتمه یابد. یادتان باشد که طرف مقابلتان هم به اندازه خود شما عصبانی و ناراحت است، حتی اگر حق با شما باشد.

روش جدید:  به جای اینکه عصبانیتتان را بر سر طرف مقابل خالی کنید، یک قدم به عقب بردارید، نفسی عمیق بکشید و از طرفتان بخواهید که کمی آرامتر پیش رود. این کارها به هر دو شما فرصت می دهد کنترل خودتان را دوباره به دست آورید، بیشتر فکر کنید و به کمک هم مشکل را حل کنید. اگر لازم می بینید که موقعیت را ترک کنید، به طرف مقابلتان بگویید که این کار را به خاطر این انجام می دهید که عصبانیتتان فروکش کند و بعداً درمورد مشکل صحبت خواهید کرد.

بانزاکت دعوا کنید!

وقتی دعوا و بحثی برایتان پیش می آید، باید باملاحظه رفتار کنید و کنترلتان را حفظ کنید. باید سعی کنید نقطه نظرات طرف مقابل را خوب درک کنید و ببینید آیا حرف هایتان اوضاع را بدتر می کند یا بهتر. مهمتر اینکه، یادتان باشد بعضی وقت ها لازم است غرورتان را زیر پا بگذاریدمی دانم کار مشکلی است. بعضی وقت ها هم خوب است بگذارید گذر زمان خودش مشکلات و مسائل را برطرف کند. با استفاده از روشهایی که در این مقاله گفته شد، می توانید معقولانه تر و خوشایندتر جدل کنید!