Shokrollahi@ppars.com

کودکی که از او سؤال کردم، حدودا ٌ5 سال داشت
دوست داری بزرگ شدی چکاره شوی ؟
مثل بسياری از کودکان هم سن و سالش گفت می خواهم دکتر شوم.
پرسيدم چرا؟
در حالی که با ماشينش بازی می کرد گفت: " چون پولدار هستند" چند ماهی گذشت باز همان سؤال را از او پرسيدم، باز هم پاسخ داد: " دکتر" ولی اين بار اضافه کرد جراح قلب.
گفتم: چرا؟
گفت:" چون خيلی پولدار هستند."
اما چند ماه بعد كه باز همان سؤال را از او پرسيدم پاسخش باور نكردني بود: می خواهم دزد شوم!
با تعجب پرسيدم چرا؟
گفت چون دزد ها اگر فقط 1 شب دزدی کنند " خيلی خيلی پولدار می شوند، تازه مجبور هم نيستند درس بخوانند"!
وقتی مسأله را بررسی کردم متوجه شدم که اين اواخر، منزل يکی از نزديکان آنها مورد سرقت قرار گرفته و صحبت ها و تنش های زيادی که آن روزها در آن خانه حاکم بود، باعث اين تغيير در نگرش کودک شده بود. تا قبل از سرقت منزل خويشاوند، پولدار بودن( ارزشي كه از سوي اطرافيان كودك به او القا شده بود) از طريق پزشک شدن دست يافتني مي نمود، ولی اکنون کودک دريافته بود که امکان ديگری نيز وجود دارد که شايد از نگاه او بسيار ساده تر و آسانتر بود. (دزدی که در يک شب حاصل زحمات چند خانواده را مالک شد، احتمالاراحت‌تر از يك پزشك، پولدار مي‌شد!).
اين تجربه مرا به اين موضوع آگاه كرد كه بسياری از آرزوهای ما نيز نتيجه پيام های محيطی است که در طول رشدمان به ما تحميل شده است. اين پيام ها، گاهي آنچنان موجی ايجاد می کنند که فکر و ذهن عده زيادي را تحت تاثير قرار مي‌دهد و باعث می شوند تا نگرش های نادرست وحتي ضد ارزش‌ها در ذهن افراد جامعه بوجود بيايد و به تدريج تبديل به يک"ارزش"شود. ارزشی که برای دست يابی به آن افراد جامعه خصوصا تازه‌كارها اغلب به بيراهه می روند و زيان و خسران بسياری را تحمل می کنند.
اگر شاغل هستيد صادقانه بگوييد شغلتان را دوست داريد؟
آيا انتخاب خودتان بوده است؟
اگر يك بار ديگر مي‌خواستيد شغلي را انتخاب كنيد انتخابتان باز هم اين بود؟
آيا شغل تان را به ديگران پيشنهاد مي‌كنيد؟
و از همه مهم‌تر ديگران ( فرزند، خواهر و...) را در انتخاب شغل ، مجبور مي‌كنيد؟؟