در ايـن قسمت برخي از قـوانـيـن اصـلـي ارتـبـاطات انـساني در فضاي كاري را مشاهده ميكنيد.
براي مهارت يافتن در آنها، بايد اين قوانين را جزئي از خود درآوريد.
1- ديگران را با نام صدا بزنيد
اين خوشايند ترين صدا براي گوش هر كسي است. وقتي نام فردي را بكار مي بريد، در حقيقت پيغام خود را به صـورتي اختصاصي و تـنها براي شـخـص او مبـدل مـي سـازيــد. همچنين علاقمندي و ميزان اهميت شما را نسبـت به فرد ميـرسـاند. اين يك ابزار ساده فريبنده براي كاستن از جبهه گري هاي شخص مي بـاشـد چـرا كه يك نوع وجه ضمان و تـعهــد بـوجود مي آورد. جملات خود را با اسامي افراد آميـخته، و بـا سـؤالاتــي نــظـيـر، "علي، امروز خوب هستي؟" آغاز كنيد.
2- اشتباه خود را بپذيريد
ممكن است تصوركـنيد كه اگر اشتباهي كه مرتكب شده ايد را بگردن نگيريد، وجهه خود را از دست خواهيد داد. اين كار درست نيست. اعتراف به اشتباهات در مـحيط كـار يكي از ستوده ترين اعمال است چون اندك افرادي مبادرت به آن مي نـمايـنـد. بـيـامـوزيــد كه چـگونه تـكبـر و خـودخـواهـي را كنار گذاشته و بپذيريد كه كامل نيستيد. فقط در اين كـار زياده روي نكنيد مثلا لازم نـيست با عذرخواهي هاي فـراوان در جـلسـات اقـدام به بيان اشتباهات خود نماييد. يك جمله "من اشتباه كردم و متوجه آن ميشوم،" كفايت ميكند.
3- ديگران را با معيارهاي بالا درنظر بگيريد
اندك افرادي در بين ما، كه معمولا عقل كل خطاب ميگردنـد، بـنـظر مي رسد اينگونه فكر ميكنند كه هيچ كسي جز خودشان قادر به انجام صحيح امور نميباشد. جزء اين گروه از افراد نباشيد. به قابليتهاي ديگران اعتماد كنـيد. در واقـع به آنـهـا در انـجام دادن كارها به بهتريـن وجـه ممـكن اطـمـيــنان داشتـه بـاشيد. ايـن به مـعناي داشتن انتظارات بيش از حد نيست. باور داشتن يك فرد او را تشـويـق بـه انـجـام كـارها با حداكثر توان نموده و از نا اميدي جلوگيري بعمل مي آورد.
4-علاقه اي صادقانه و صميمي از خود نشان دهيد
"كارها خوب پيش ميره علي جان؟خوبه، ميشه اين پرونده ها رو برام چك كني؟" اين به معناي ابراز علاقه نبوده و بيشتر به دوستي خاله خرسه شباهت دارد. هر فردي در دفتر كار شما داراي سابقه اي غني از علايق، تجارب و سلايق مي بـاشد. حـتـي اگر نقطه اشتراكي با هم نداريد، در مورد اطرافيانتان اطلاعات كسب كنيد.
اگر يكي از همكاران شما گفت كه شركت در گيم هاي آنلاين را دوست دارد، در مورد آن از او سؤال نماييد-- حتي اگـر بـراي شـما جالب نيست. نه تنها ميتوانيد چيز جديدي ياد بگيريد، اگر در آينده به آن گرايش پيدا كنـيـد، از امتيازاتـي برخوردار خواهيد گشت. مردم دوست دارند كه ديگران آنها را بخاطر داشته باشند
به سخن خود مشغول بوده و بدانيد چه وقت بايد آنرا بيان كنيد
5- از ديگران تعريف و تمجيد نماييد
فقط نگوييد "خوب بود." در مورد تعريف خود صريح تر بوده و نشان دهيد كه در مورد آنچه كه فرد در حقيقت انجام داده آگاهي داريد. "علي، تـو خيـلي خوب جلسه را اداره كردي بخصوص وقتي هـمـه از مسيـر مـوضوع اصـلـي منـحرف شده بودند،" اين يك مثال خوب است. در عين حال سعي كنيد به ندرت و فقط زماني كه واقـعا نـيـاز است انتقاد نماييد. انتقاد را طوري بيان كنيد كه مانند يك نصيحت سازنده از طرف دوسـتـي قـابـل اعـتـمــاد در نظر گرفته شود
6- مراقب حرفهايتان باشيد
اگر تصميم پيگيري كاري را نداريد، نگوييد كه آن را انـجـام خواهيد داد. اعتبار شما ارتباط تنگاتنگي با كلامتان دارد. اگر به قول خود عمل نكنيد، در مـورد كـارهـاي بـزرگ بـه شـما اعتماد نشده و در نتيجه پيشرفتي نخواهيد كرد
7- قدرداني و سپاسگزاري كنيد
اگر فـردي لـطفـي به شما كرد، و يا براي انجام كاري براي شما از خواسته خود گذشت، مطمئــن گرديد كـه بـه اين سـعي و تـلاش آگـاه شويد. شما بخودي خود مستحق لطف نـبـوده و كسـي بــه شما بدهكار نيست. اگر مورد لـطـف واقـع شـديد، تـشـكر نـمـوده و درعوض مقابله بمثل كنيد
8- با فكر و با ملاحظه باشيد
هـرگز تـصور نـكيند كه ديگران سخنان شما را مساعد و ارزشمند تلـقـي خـواهـنـد كـرد. برخي افراد بصورت طبيعي تك تك كلماتي كه شخص بـيـان مي كنـد را بـراي يـافــتن يك رودررويي شخصي مورد جستجو قرار مي دهند. شما نمي تـوانيـد اينگونه افراد را تغيير دهيد، اما قادريد نزد آنها حرف هاي خود را با دقت سازمان دهي نماييد. پيش از صحبت كـردن فكر كنيد و مطمئن شويد كه هيچ ابهامي كه باعث سوء تعبيـر شـود در سـخـنـان شما وجود ندارد.همچنين ميتوانيد سـعي در فهميدن نقطه نظرات ديگران نماييد تا از بروز سوء تفاهمات ممانعت بعمل آوريد. ممكن است عميقا" اعتـقـاد بر حـقانـيـت خـود داشـتـه باشيد، اما متوجه گرديد كه ديگران به همين منوال درباره عقايد و باورهايشان مي انديـشند. شما بايد نظرات آوها را محترم شمرده و ببينيد چرا آنها اينگونه فكر ميكنند. بجاي مـشاجره از ديگران بخواهيد در مورد مواضعشان توضيح دهنـد. مجـبـور نيـستـيد مـوافــقت كنيد، اما ميتوانيد بگوييد، "من متوجه هستم شما چه لي گوييد."
9- از خود گذشتگي كنيد
گه گاهي از مكان شغلي خود خارج شده و به ديگران در كـارهـايشـان كـمك نماييد. اين عمل را بدون اينكه از شما درخواست شود انجام دهيد. گفتن، "كمك لازم نـداري؟" يــك تاثير دوگانه در پي دارد. ابتدا، شما ديگران را تشويق بـه از خـود گـذشتـگي نـمـوده و در نتـيـجـه مـحيـط كـاري مثـبـت تـري ايـجاCF خـواهد شـد. دوم، بـراي خود لطفي متعاقب را خريداري ميكنيد، چرا كه مهرباني هميشه بازميگردد
10- متواضع و فروتن باشيد
تلاشهاي مشهود براي تحت تاثير قرار دادن همكاران و اشخاص مافنق نـتـيجه عكس به همراه خواهد داشت. هيچكس آدم خودنما را دوست ندارد. اگر ميــخواهيد كمالات شما تـوسـط ديـگران تصديق شوند، كافي است تمرين بردباري بيشتري بنماييد. كاميابيـهاي شما زماني مصداق واقعي پيدا ميكنـند كـه اجازه دهيد ديگران خود متوجه آنها گردند نه اينكه مرتب صحبت از آن بميان آوريد
11- به حفظ آبروي ديگران كمك كنيد
هـر كسي اشتباه مي كـنـد. بــه دفعه قبلي كه اشتباهي خجالت آور مرتكب شديد فكر كنيد. دوست نداشتيد كسي بيـايـد و اشـتـباه شـمـا را كـوچـك جلوه داده و از جديت آن بكاهد؟ پس همين كار را شما در مورد ديگران انجام دهيد. با خنـديـدن به اشتباهي كه شخص ( نه با خنديدن به خود شخص ) مرتكب شده بهمراه ضربه اي دوستانه به شانه هـاي او از پريشانيش كاسته و بگوييد، "اين براي بهترين افراد اين شـركـت هـم مـمـكـن است پيش بيايد." با اين كار به او و به ديگران اطمينان ميدهيد كه دنيا به پايان نرسيده است. اگر مـــناسب است، بجاي جلب توجه بي مورد نسبت به اD4تباه رخ داده، هيـچ چيزي نگوييد
پاكسازي ميدان مين
ــــــ
محيط كاري مي تـواند ميـدان ميـني از اشـخاص زود رنعج و احـساساتـي بـاشــد. داراي خصوصيات خود بودن آن را خنثي نمي كـنـد. بـا دانسـتـن قـوانـيـن بـرخـورد بـا ديـگـــران سياستمدارترين فرد محل كار خـود بـاشـيد. امـروزه، كـارمنــداني كه از روابط انساني به بهترين وجه آگاهي دارند، مناسب ترين افراد براي مديريت محسوب ميگـردند. كـارفرماي شما احتمالا اين موضوع را دانسته و به آن توجه خواهد كرد
نوشته شده توسط محمد طاهري در یکشنبه سوم دی 1385 ساعت 15:15 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
برگرفته از :
http://www.mardoman.com/success/meeting.aspx
نحوه برگزاري جلسات و ميتينگهاي اداري
نويسنده: آرمند
جلسات و ميتينگ ها راهي بسيار فوق العاده براي خلق ايده ها، توضيح و تفصيل افکار و اداره فعاليت هاي گروهي است. اما اين برخورد رو در رو با اعضاي گروه و همکاران، اگر با آمادگي قبلي نبوده و مديريت صحيح نداشته باشد، شکست مي خورد.
اهميت آمادگي قبلي
براي اطمينان از اينکه همه ي افراد بتوانند مشارکتي موثر و کارآمد داشته باشند، خوب است زماني را براي جلسه انتخاب کنيد که افراد فرصت ايجاد آمادگي قبلي در خود را داشته باشند.
وقتي زمان و مکان ميتينگ انتخاب شد، بايد خود را براي سوالاتي که ممکن است از طرف شرکت کنندگان جلسه پرسيده شود، آماده کنيد. اگر شما مدير جلسه هستيد، خوب دستور جلسه اي با قيد کامل و دقيق جزئيات تهيه کنيد.
در اين يادداشت ها، هدف اصلي و ساختار جلسه را طرح ريزي کنيد و آن را در اختيار شرکت کنندگان نيز بگذاريد. اين کار باعث مي شود همه ي شرکت کنندگان با آمادگي لازم براي بررسي هدف در جلسه شرکت کنند.
موفقيت يک ميتينگ يا جلسه اداري به مهارت هاي رئيس جلسه بستگي دارد. براي اطمينان از موفقيت جلسه، رئيس بايد کارهاي زير را انجام دهد:
- تهيه دستور جلسه
- شروع بحث و تشويق ديگران به شرکت فعالانه در جلسه
- متعادل کردن روند جلسه—نه خيلي سريع و پرشتاب و نه خيلي کند
- خلاصه کردن بحث موردنظر و ارائه پيشنهادات در انتهاي هر بخش از جلسه
- اطمينان يافتن از اينکه کليه شرکت کنندگان خلاصه مذاکرات و صورت جلسات را دريافت کرده اند.
علاوه بر اين نکات که به شما کمک ميکند تا ميتينگي پربار و سودمند داشته باشيد، موارد مهم ديگري را نيز بايد مد نظر قرار داد.
مديريت و رهبري ميتينگ
يکي از اصلي ترين کليدهاي موفقيت هر جلسه کاري، انتخاب صحيح شرکت کنندگان است. بايد شرکت کنندگاني را انتخاب کنيد که بتوانند تصميمات خوب و ارزنده اي بگيرند و پيشنهادات سودمند ارائه دهند. تعداد شرکت کننده ها نبايد از 12 نفر تجاوز کند، حتي کمتر از اين تعداد باشند هم بهتر است. اين افراد بايد اطلاعات لازم براي مباحثه درمورد مواردي که در صورت جلسه قيد شده را دارا باشند.
نكته:
کافي است فقط چند لحظه به مخارجي که اين ميتينگ برايتان در بر خواهد داشت فکر کنيد. متوجه مي شويد که راه انداختن ميتينگ کاري تقريباً پرهزينه است، به همين خاطر مهم است که افرادي که در جلسه شرکت مي کنند و هر دقيقه از زمان اين ميتينگ ارزش دار باشند. پس افرادي را به جلسه دعوت کنيد که حرفي براي گفتن داشته باشند و بتوانيد از وجود آنها استفاده کنيد. همچنين براي موضوعات و مشکلات ساده و پيش پا افتاده اي که مي توان آنها را به راحتي با ايميل يا نامه برطرف کرد، لازم نيست ميتينگ تشکيل دهيد.
اگر شما رهبر جلسه هستيد، اطمينان حاصل کنيد که افکار و ايده هاي همه ي افراد شرکت کننده در جلسه مطرح شود و اختيار عنان جلسه دست عده اي خاص نباشد و همه بتوانند آزادانه حرفهايشان را مطرح کنند. بهتر است پس از پايان يافتن هر بخش از موارد ذکر شده در دستورجلسه، توقف کوتاهي کنيد، بحث انجام گرفته را خلاصه بندي کنيد و سپس به سراغ مبحث بعدي برويد.
وقتي يکي از موضاعات و اهداف دستورجلسه به نتيجه مي رسد، مسئوليت آن را به يکي از افراد حاضر در جلسه بسپاريد. براي جلوگيري از هرگونه سردرگمي و سوء تفاهم، عمليات را خلاصه کرده و در گزارشات صورت جلسه قيد کنيد.
زمانبندي
معمولاً گفته مي شود که جلسات اداري نوعي اتلاف وقت هستد. در اين قسمت راهکارهايي برايتان عنوان مي کنيم که به شما کمک ميکند چطور از اتلاف و هدر رفتن زمان در جلساتتان جلوگيري به عمل آوريد.
- جلسه را سر ساعت آغاز کنيد.
- اگر کسي دير سر جلسه حاضر شد، مطالب گفته شده را دوباره براي او ذکر نکنيد، چون اينکار باعث مي شود گمان کنند دير آمدن سر جلسات اشکال و ايرادي ندارد و وقت ارزشمند ديگران را نيز هدر مي دهد.
- زمان مشخصي براي اتمام جلسه در نظر گيريد و تا هر زمان که دوست داريد جلسه را طول ندهيد.
- براي اينکه بتوانيد بهتر وراحت تر مطالب لازم را تا زمان تعيين شده براي اتمام جلسه برسانيد، مي توانيد موضوعات دستورجلسه را به ترتيب اهميت فهرست کنيد، با اين کار اگر وقت کم بياوريد، بررسي موضوعات مهم را از دست نداده ايد.
- اگر به همه ي مضوعات دستورجلسه رسيدگي به عمل آورده ايد و مسئله ديگري بر جا نمانده است، مي توانيد قبل از رسيدن وقت اتمام جلسه، جلسه را پايان دهيد.
تهيه گزارش کار
تصميمات اتخاذ شده و عملکردهاي توافق شده را مي توانيد در اين گزارش کار ذکر کنيد. در جلسات بعدي مي توانيد از اين گزارش کار به عنوان مروري بر تصميمات و عملکردهاي قبلي استفاده کنيد و با اين روش پيشرفت بيشتري در کارها روي مي دهد.
سبک نگارش اين گزارش کار يا صورت جلسه بستگي به موقعيت دارد. در موقعيت ها ي مهم و بحراني و زمانيکه ثبت گزارش اهميت زيادي دارد ، اين صورت جلسات بايد تفصيلي بسيار دقيق باشند. در شرايط معمولي اين صورت جلسات مي تواند فهرست ساده اي از تصميمات اتخاذ شده و عملکردهاي توافق شده باشد. اندازه اين گزارشات بايد برحسب نياز باشد، تا حد ممکن خلاصه و با ذکر کليه اطلاعات لازم. تهيه چنين گزارش کاري ساده تر و سريعتر خواهد بود.
رئيس جلسه بايد اين گزارش کار را تا 24 ساعت پس از اتمام جلسه در اختيار شرکت کنندگان قرار دهد و اگر اينکار در همان روز جلسه صورت گيرد، چه بسا بهتر خواهد بود.
نوشته شده توسط محمد طاهري در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385 ساعت 12:29 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
بـرای داشـتن شرکتی موفق باید استعداد، طرز برخـورد، و اهـداف مخـتــلف در نظر گرفته شود. بیشتر افراد معمولا از مـقـوله تـبـلیغـات چــشم پوشی می کنند، در حالیکه این مــورد بخصوص خود یکی از عوامل مهم بموفقیت رساندن بسیاری از بزرگان امر تجارت می باشد.
برای رسیدن بـموفقیت باید خود را با تمام وسایل موفقیت افـراد حـرفه ای مـــجهز کنید. البته منظور ما این نیست که تمام درها و دیوارهای دفترکار خود را با مدارک دانشگاهی و افـتخارات تحصیلی و آموزشگاهی پر کنید. داشتن دیپلم های جور واجور چیز خوبی است، اما به شما هیچ کمکی نمی کنند که بتوانید بازده کاری را بالا ببرید و فرد کارآمدی جلوه کنید.
شما نیاز به چیزهای بیشتری دارید؛ در جهانی که ظواهر همه جا را احاطه کرده اند، لوازم جانبی و طریقه استفاده از آنهاست که موفقیت و شکست شما را نمایان می سازد. چنین امکاناتی به اندازه تحصیلات مهم هستند.
به حساب آوردن مسائل جزئی
موکلین پر توان، کارفرما، مشتری، رؤسا به دنبال فرد فعالی هستند که توانایی عمل کردن را داشته باشد. این توانایی به منزله نقطه عطفی در زندگی به شمار میرود و باعث ایجاد تمایز بین شما و سایرین شده در آخر نیز برایتان شهرت و شکوه را به ارمغان می آورد. من نام این قبیل نکات را "کیت موفقیت شغلی" گذاشته ام. شما نباید هیچ گاه منزل خود را بدون آنها به مقصد کار ترک نمایید.
شاید هزینه تهیه برخی از آنها از سایرین کمی بیشتر باشد؛ اما این موارد جزء سرمایه گذاریهایی هستند که به هیچ وجه نمی توان از آنها صرف نظر کرد. برای اینکه شبکه ارتباطی شما به درستی پی ریزی شود، باید تمام تجهیزات لازم برای برقراری ارتباط را به همراه خود داشته باشید.
4 وسیله مورد نیاز یک تاجر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
به خاطر داشته باشید که 4 وسیله ذکر شده در این بخش نقش مهمی را در موفقیت شغلی فرد ایفا می کند. سعی کنید همیشه یک دست کت شلوار شیک بپوشید، کفش های واکس زده به پا کنید و یک کیف سامسونت به دست گیرید. البته این موارد جزء اولویت های مقدماتی هستند و بعد از آن نیز موارد زیر را که به نام "4 شگفت انگیز" مشهور هستند، رعایت کنید.
کارت ویزیت
کارت های ویزیت برگ برنده هر موسسه بزرگ بازرگانی به شمار می روند. آنها به عنوان شناسنامه و برگ تعیین هویت و اصالت کارخانه ها هستند. و از آنجایی که چهره شغلی باید کمی محافظه کارانه باشد به همراه داشتن کارت انتخاب زیرکانه ای است. به عبارت دیگر : آنرا جدی بگیرید.
به نکات اساسی توجه کنید (مثل نام، عنوان، نام شرکت، و شماره تلفن و آدرس و پست الکترونیک) در حالی که رویدادهای ناخواسته را نیز کنترل می کنید. (مثلا کارت شما نباید تا شود و یا لکه های چربی بر روی آن ریخته شده باشد.) در انتخاب نوع کاغذ نیز دقت کنید و از خود خساست به خرج ندهید. به خاطر داشته باشید که چون کارتها می توانند ساختمان شغلی شما را پا بر جا نگه دارند به همین دلیل باید یک کاغذ با کیفیت انتخاب کنید، مثل کتان. این یک اجبار است. همچنین مطمئن شوید که جنس آن طوری است که به راحتی می توان روی آن نوشت.
اجازه دهید که دیگران از شما درخواست ارائه کارت کنند و همینطوری یکدفعه کارت های خود را به آنها ارائه نکنید. کارت های خود را باید درون یک جعبه درجه یک قرار دهید و کارت هایی را که دیگران به شما می دهند هم درون همان جعبه بگذارید. با این کار نه تنها آنها را گم و گور نمی کنید، بلکه افرادی که شما از آنها کار دریافت کرده اید، احساس می کنند که شما برایشان اهمیت خاصی قائل هستید.
کار پیرا (اُرگنایزر)
چه همان صورت جلسه های سنتی را ترجیح دهید چه یک ارگانایزر دیجیتالی، به هر حال هر کسی نیاز به چیزی دارد تا از آن طریق بتواند اطلاعات مهم را نگهداری کرده و قرارهای ملاقات مهم آینده را نیز در آن ذخیره کند. هر چند استفاده از تکنولوزی جدید فواید خاص خود را داراست: به راحتی می توانید اطلاعات ضروری را دانلود کنید، و اگر دستگاه شما دچار اشکالی شود به راحتی قابل تعمیر و یا جایگزینی است. به شما اجاره می دهد که به راحتی اطلاعات مربوط به یک فرد خاص را به روز (آپدیت) کنید. جستجو در آن به راحتی انجام می پذیرد و شما می توانید دسترسی آسان به تمام اطلاعات داشته باشید.
به یاد داشته باشید که حتما به اندازه کافی حافظه جانبی خریداری کنید؛ یک شارژر در دسترس داشته باشید. یک نشان ثابت برای گروه بندی افراد مختلف انتخاب کنید. (مثلا نام/نام خانوادگی، نام شرکت و غیره.) اگر نگوییم تمام ارگانایزرها اما تعداد زیادی از آنها دارای ساعت هشداردهنده نیز می باشند، که شما می توانید به راحتی از آن استفاده کنید. در آ خر باید برنامه خود در آغاز هر صبح نگاه کوتاهی کنید و برنامه خود را مطابق با آن تنظیم نمایید.
موبایل
جزء جدا نشدنی هر فرد حرفه ای تلفن همراه می باشد. این وسیله به شما امکان می دهد که در هر ساعت از روز و در هر کجا توانایی دسترسی به مشترکین خود را پیدا کنید. و نه تنها شما همیشه در دسترس خواهید بود، بلکه تلفن وسیله مناسبی است تا بتوانید شماره های ضروری خود را در حافظه آن ذخیره کنید. برخی مدل های جدید گوشی های تلفن همراه امکانات بیشتری از یک تلفن معمولی را به شما ارائه می دهند.
از شارژ موبایل خود اطمینان خاطر پیدا کنید تا خدای نکرده تلفن های ضروری را از دست ندهید. برای تلفن هایی که مکررا از آنها استفاده می کنید از حافظه صوتی استفاده کنید تا با ذکر نام افراد عمل شماره گیری انجام شود. و لطفا چند هزار تومان ماهیانه را پرداخت کنید تا تلفن شما به سیستم voice mail نیز مجهز گردد. شاید وقتی رئیستان به شما احتیاج پیدا می کند شما در حال رانندگی در داخل یک تونل باشید در اینجا تنها چیزی که به داد شما می رسد تلفن همراه است.
خودکار با کلاس
خودکار شاید فقط یک خودکار باشد اما چه احساسی به شما دست می دهد اگر وکیل و یا یک حسابدار برگه های شما را با یک خودکار 200 تومانی امضاء کنند؟ اصلا نیازی به گفتن نیست چرا که شما جذب فرد مورد نظر نمی شوید. خودکار شما به منزله امضای شماست و به همین دلیل شما باید این کار را با ظرافت کامل انجام دهید. برای مثال خودکار مونتبلانش یک انتخاب عالی است و جوهر آن نیز بر روی کاغذ پخش نمی گردد. هر وقت هم که جوهر آن تمام شد فقط کافی است مغزی را تعویض نمایید.
راهنمای خرید خودکار ساده است:
مدل های ظریفتر را خریداری کنید
از آن در محل خنک نگهداری کنید (تا جوهر آن از بین نرود و پس ندهد)
مطمئن باشید که می نویسد
خودکار شما همانند تلفن همراه زمانی که به آنها نیاز پیدا کنید، حرف اول را می زند. اضافه کردن یک امضای ظریف هنر دیگری است که شما را از سایرین متمایز می نماید. حتی اگر برای خرید لوازم تحریر مناسب مجبور هستید یک کیلومتر راه بروید این کار را انجام دهید چراکه ارزشش را دارد.
آماده باشید
ـــــــــــــــــ
"کیت موفقیت شغلی" به شما کمک می کند که همیشه در دسترس باشید و ارزش بیشتری به شما می بخشد و باعث می شود تا در نظر تمام مشترکین خود محترم تر جلوه کنید.
در این جا باید ذکر کنم که تمام موارد بالا را باید به عنوان ضروریات کار خود در نظر بگیرید و نه به عنوان وسایل حاشیه ای که می توانید توسط آنها تاثیر گذارتر و با نفوذتر جلوه کنید. هر کسی می تواند یک گوشی همراه مدل بالا و خودکار خوبی خریداری کند اما اینکه چگونه می تواند از آنها به درستی استفاده کند تا از آن طریق از پله های نردبان موفقیت شغلی بالا رود، بحث دیگری است.
نوشته شده توسط محمد طاهري در دوشنبه بیستم آذر 1385 ساعت 13:7 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
1- شكرگذار نعمت الهي باشيد.
2- نيايش كنيد.
3- سكوت كنيد و با صداي ملايم صحبت كنيد.
4- باغباني كنيد.
5- به صداي آواز پرندگان گوش بسپاريد.
6- طلوع و غروب خورشيد را تماشا كنيد.
7- گل ها را ببوييد.
8- به دامان طبيعت برويد.
9- ساعت مچي را رها كنيد.
10- شقيقه هايتان را ماساژ دهيد.
11- موهاي خود را شانه بزنيد.
12- موسيقي مورد علاقه خود را گوش دهيد.
13- لبخند بزنيد.
14- نفس عميق بكشيد.
15- هر روز استحمام كنيد.
16- شير بخوريد.
17- ظرفي پراز ميوه را تماشا كنيد.
18- هرروز 8 ليوان آب بنوشيد.
19- تغذيه مناسب داشته باشيد.
20- به ميزان كافي استراحت كنيد.
21- بازي كنيد.
22- با دوستي رازدار؛درد دل كنيد.
23- اشك بريزيد.
24- پاكيزه باشيد.
25- نظم را رعايت كنيد.
26- صادق و رازنگهدار باشيد.
27- به كساني كه دوستشان داريد ابراز علاقه كنيد.
28- همه كائنات را دوست بداريد.
29- به خود و ديگران احترام بگذاريد.
30- مودب و مهربان باشيد.
31- به قول هايتان عمل كنيد.
32- مشكلات و تشويق هاي خود را بنويسيد.
33- ليستي از موفقيتهايي كه تا كنون كسب كرده ايد فراهم كنيد.
34- مثبت انديش باشيد.
35- خود و ديگران را ببخشيد.
36- گذشته را رها كنيد و در اكنون جاودانه زندگي كنيد.
37- بخشش كنيد
38- براي رسيدن به اهداف خود برنامه ريزي كنيد.
39- اهداف خود را تعيين كنيد.
40- به خدا ايمان داشته باشيد.
نوشته شده توسط محمد طاهري در دوشنبه بیستم آذر 1385 ساعت 12:11 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
نوشته شده توسط محمد طاهري در شنبه هجدهم آذر 1385 ساعت 11:8 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
برگرفته از:
http://www.mardoman.com/success/accept.aspx
مردم می توانند رفتارها و احساسات مختلفی نسبت به اطرافیانشان نشان دهند. گناه، عصبانیت، تقصیر، خشم، ترس، حسادت، و گوشه گیری نمونه هایی از این احساسات هستند.
آدم های شاد و خوشبخت نیازی نمی بینند که چنین احساساتی از خود نشان دهند. آنها می دانند که بیشتر این احساسات موقتی هستند و به میزان استرس، درگیری ها یا آسیب های فردی بستگی دارند. انسان های خوشبخت دلیلی نمی بینند که بخواهند عمداً به دیگران درد و رنج وارد کنند. آنها لازم نمی بینند تا با حس غرور و خودپسندی خود، دیگران را تحت کنترل خود درآورند.
اگر در طول زندگیتان با چنین انسانهایی برخورد داشته باشید، خوب می دانید که میخواهم در مورد چه کسانی صحبت کنم. اگر خودتان هم چنین خصوصیاتی دارید، مطمئن باشید تا زمانی که این احساسات در شما هست، به خوشبختی دست نمییابید.
اگر می خواهید دیگران را تحت تاثیر خود قرار دهید، باید این احساسات منفی را دور بریزید و به تکنیک های حسی مثبت متوسل شوید. ممکن است بتوانید با آن احساسات منفی تا مدت زمانی کوتاه موفق شوید که دیگران را تحت کنترل خود درآورید، اما مطمئناً خیلی زود متوجه خواهید شد که هم به خودتان و هم به دیگران صدمات جبران ناپذیری وارد آورده اید.
اگر کسی در زندگیتان است که این احساسات را روی شما پیاده می کند، سه راه حل پیش روی شماست: اول اینکه سعی کنید آن فرد را متوجه رفتارش و عواقب آن کنید. دوم اینکه آن رفتارها را پذیرفته و سعی کنید با آن کنار بیایید. و راه سوم این است که از رابطه بیرون آیید و از آن فرد کناره بگیرید چون ماندن در چنین رابطه ای دیر یا زود درهای رسیدن به موفقیت را به رویتان می بندد.
اختلافات را بپذیرید
همه ما در دیدگاه ها، ادراکات، رفتارها، احساسات، تجربیات و تاریخچه ی زندگیمان با یکدیگر تفاوت داریم. هیچ فرد دیگری را در کل دنیا نمی توانید پیدا کنید که از نظر خصوصیات کاملاً شبیه به شما باشد.
همین تفاوت هاست که زندگی را جذاب و زیبا و البته چالش انگیز می کند. برخورد با افراد دیگری که زندگی را از دریچه ای کاملاً متفاوت با ما می بینند باعث زیبا شدن رابطه ها می شود. این اختلافات است که در زندگی فرصت رشد، بینش و آگاهی ایجاد می کند. تنها نقطه تاسف در این است که این تفاوت ها گاهي ایجاد درگیری، استرس، و ناامیدی میکند.
آندسته از افرادی که زندگی هایی سعادتمند دارند و خوشبخت زندگی می کنند، توانسته اند یگانگی هر انسان را بپذیرند و تفاوت های بین افراد مختلف را درک کنند. آنها سعی نمی کنند مردم دیگر را تغییر دهند، آنها را اصلاح کنند یا تحقیرشان کنند. آنها می دانند که هر فردی در زندگی راه خودش را می رود و کارهایی را انجام می دهد که به نظر خودش درست بیاید.
افراد موفق و خوشبخت، خود را همان که هستند و به همان علت که هستند قبول میکنند. آنها عجله ای برای رسیدن به پایان بازی ندارند. در مقابل رفتارهای خود و دیگران صبور هستند چون می دانند این تفاوت ها لازمه ی زندگی است.
چه کسی را می خواهید تغییر دهید؟ قصد دارید رفتار کدامیک از دوستان یا اطرافیانتان را اصلاح کنید؟ اگر افراد زیادی به ذهنتان رسید، بدانید که راه را اشتباه رفته اید و تا رسیدن به خوشبختی فاصله ی زیادی دارید. پس بهتر است به جای اصلاح دیگران، اول خودتان را بشناسید!
نوشته شده توسط محمد طاهري در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385 ساعت 17:52 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
آيا مي دانيد كه مي توانيد از روي ميوه هاي انتخاب شده شخصيت آدمها را بشناسيدو بر اساس ميوه هاي مورد نظر بگوييد كه شرايط روحي ورواني اشخاص مختلف چگونه است؟ پس ميوه دلخواه خود را انتخاب كنيد و به رازهاي شخصيتي خود و دوستانتان پي ببريد.
پرتقال
اگرپرتقال ميوه محبوب شماست شما آدمي پر قدرت و بسيار صبوريد و دوست داريد كارها را به آرامي و با متانت اما درعين حال با درايت كامل و جسارت به انجام برسانيد. سختكوش و پر تلاش و كمي خجالتي هستيد اما در دوستي مي توان بشما اعتماد كرد. شما دوستان خود را با دقت انتخاب كرده وبا تمام وجود به انها عشق مي ورزيد واز درگيري وتنش به هرقيمت پرهيز ميكنيد.
سيب
چنانچه سيب ميوه محبوب شماست فردي اسرافكاروبسيار رك گوهستيد. اگر چه ممكن است شخصاٌ بهترين سازمان دهنده ومدير نباشيد اما مي توانيد رهبر يك تيم كوچك باشيد كه با تلاش زياد تيم را به موفقيتهاي بزرگ ميرسانيد. دربيشتر موقعيتها ميتوانيد بسرعت و بدرستي تصميم بگيريد. شما از سفرهاي كوتاه و غيرمنتظره لذت ميبريد. زماني كه با شريك زندگي خود بسر مي بريد جذاب و خونگرم بنظر مي آييد وبشدت عاشق زندگي بمفهوم واقعي آن هستيد.
آناناس
بسيار سريع تصميم ميگيريد وسريعترازآن عمل مي كنيد. در تغيير شغل و خطر كردن درزمينه اجتماعي شجاع و بي باك هستيد. شما داراي يك توانايي استثنايي در مديريت مي باشيد ونمي گذاريد كار روي دستتان بماند.
دوست داريد مورد اعتماد ديگران باشيد معمولا خيلي سريع با ديگران ارتباط دوستانه برقرار نمي كنيد ولي به محض انجام اينكاردوستتان را براي هميشه براي خود نگه مي داريد. بندرت بدنبال زندگي رمانتيك مي رويد وشريك شما غالبا بواسطه اين صفات ممتاز تحت تاثيرتان قرار ميگيرد اما از توانايي شما در نشان دادن اين احساسات نااميد است.
موز
عاشقان موزا فردي دوست داشتني آرام گرم و طبيعتا با احساس هستيد. شما غالبا از نداشتن اعتماد بنفس وخجالتي بودن دررنج هستيد. ديگران از طبع آرام و شيرينتان سوء استفاده كرده وسعي مي كنند به اين وسيله براي خود موقعيتهاي جالبي را رقم بزنند. عاشق شريك زندگي خود درتمام زمينه ها هستيد واين عشق بخاطر زيبايي جسمي و روحي اوست! بخاطر روشي كه داريد روابط شما با او همواره دريك هماهنگي كامل است.
نارگيل
شما دوستداران اين ميوه سنگين و كمياب افرادي جدي با فكر وبا شعور هستيد. از روابط اجتماعي لذت مي بريد و بويژه روي همراهان و دوستان خود حساسيت خاصي داريد. ممكن است كمي خودخواه بنظر آييد اما لزوما چنين صفتي در شما برجسته نمي شود. شما فردي سريع الانتقال آگاه و گوش بزنگ هستيد كه در اين زمينه شغلي هميشه در بالاترين رده قرار داشته و به بهترين نحو كارها را انجام مي دهيد. شما نياز به شريكي عاقل داشته و عقل و احساس را باهم در اين مسئله دخالت نمي دهيد.
گيلاس
چنانچه گيلاس ميوه محبوب شماست زندگي هميشه به شيريني كه در نظر داريد خود را بشما نشان نمي دهد. فراز و فرود در زندگيتان زياد است بويژه در موقعيتهاي حرفه اي و كاري . شما هميشه ودرهرپروژه اي كمي پول بدست مي آوريد و نه بمقدارزياد. ذهني فعال وخلاق داشته و غالبا بدنبال چيزهاي نوهستيد. شما شريكي صميمي و وفادارهستيد اما اثر گذاشتن بر احساسات شما كار ساده اي نيست. خانه تان براي شما بمنزله بهشت است و هيچ چيزي را بيشترازاين دوست نداريد كه درمنزل باشيد ودوستان وآشنايان و افراد خانواده شما را دوره كنند.
انگور سياه
بطوركلي آدمي مودب وخوشروهستيد اما گاهي اوقات سريع وبشدت عصباني مي شويد هرچند به همان سرعت نيزعصبانيت شما فروكش مي كند. اززيباييها به هرشكلي كه باشد لذت مي بريد. بسيارمحبوب ومورد علاقه ديگران هستيد واين محبوبيت بعلت طبيعت گرم شماست. شوروشوق و علاقه وافري به زندگي داريد وازهركاري كه مي كنيد لذت مي بريد اعم ازلباس پوشيدن خوردن وخوابيدن. شريك شما بايد درتمام شوروعلاقه شما سهيم باشد تا بتواند ازتمام چيزي كه به اوهديه مي دهيد لذت ببرد!
هلو
درست مثل هلو شما از عصاره زندگي لذت ميبريد. فردي رك گوبوده و روشي دوستانه داريد در بخشش و فراموش كردن نظير نداريد و براي دوستيها ارزش بسيار زيادي قائل هستيد. حس استقلال طلبي در شما بسيار قوي است و اين امر از شما فردي راستگو ساخته است.
عاشقي ايده آل صبور صميمي و يكرنگ هستيد با اين حال به هيچ وجه دوست نداريد احساسات خود را در ملاء عام بروز دهيد.
گلابي
چنانچه فكر خود را معطوف به انجام كاري ميكنيد ميتوانيد آن را با موفقيت به انجام برسانيد. شما دوست داريد كه نتيجه تلاشهايتان را بسرعت ببينيد. از انگيزه هاي مفيد ذهني لذت برده و دنباله رو آن هستيد. كمي خجالتي به نظر ميرسيد و در بيان احساسات خود چندان راحت نيستيد. زماني كه بدنبال شريك زندگي هستيد به هوش سرشار ديد وسيع و دل دريايي اش اهميت ميدهد.
نوشته شده توسط محمد طاهري در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 ساعت 12:41 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
برگرفته از : از همه رنگ خاطراتچی - برخورد صحيح والدين با بازي هاي رايانه اي کودکان
اين پديده ي جديد دانش بشري که تقريبا در همه شئون زندگي انسان راه يافته است، همچون ديگر ساخته هاي دست بشر، همان دو روي سکه را دارد که يک روي آن استفاده صحيح و مفيد در جهت تسريع و دقت در کارها و کمک به رشد و سعادت بشر است و روي ديگر آن استفاده نادرست است که معمولاً ، جز در موارد علمي و شغلي، از آن استفاده مي شود. در دنياي رايانه، آنچه بيشتر کودکان و نوجوانان را مجذوب و شيفته خود مي کند، همان چيزي است که به آن بازي هاي رايانه اي مي گويند.
.
|
اين بازي ها، با استفاده از تصاوير پر تحرک و صداهاي مهيج، دنيايي از هيجان را به اين انسان هاي تشنه ي جنب و جوش ارزاني مي کند و همين جذبه و کشش زياد است که روح و جسم آنان را برده وار مطيع خود مي سازد و به عالمي از تخليلاتي مي برد که خود را قهرمان اصلي ماجرا مي پندارند. اين بازي ها، با ترفندهاي مختلف، چنان تاثيري بر فکر و اعصاب فرد مي گذارند که در واقع خود او نيز جزيي از اين مجموعه ماشيني مي شود. |
الف) مزايا و معايب رايانه و بازیهای رایانه ای:
الف- مزاياي بازي هاي رايانه اي
- فرايند يادگيري بچه ها را تسهيل و توجه آنان را جلب مي کند.
- با رايانه ، هر چند بار که بخواهد، مي تواند موضوعي را ببيند، بخواند و مرور کند.
- برنامه هاي بسيار متنوعي نظير "بچه وروجک" ساخته شرکت برو در باند، به کودکان امکان مي دهد تا نقاشي ها يا داستان هايي را خلق کنند و يا بازي هايي را ارائه مي دهند که کودکان را به تاريخ يا جغرافيا علاقه مند مي سازند.
- برنامه آموزشي ديدررابيت به کودکان کمک مي کند تا مهارت هايي از قبيل تشخيص کلمات را با خود تمرين کنند.
- کودک، بدون کثيف کردن خود، لباس ها و اطراف، مي تواند به راحتي نقاشي بکشد و رنگ ها را عوض کند. مثلاً، اگر کودک از رنگ سبز لباس نقاشي اش خوشش نيامد، به کامپيوتر فرمان مي دهد رنگ قرمز کن، و اگر رنگ قرمز رضايت او را فراهم نکرد، رنگ آبي و ...
- مفاهيم و مباني رياضيات را با کمک شکلهاي کودکانه به کودک آموزش مي دهد.
- به نظر بعضي از پزشکان، بازي هاي رايانه اي به کودکان کمک مي کند که زودتر سلامت خود را باز يابند و به داروهاي مسکن کم تر نياز پيدا کنند.
- بازي هاي رايانه اي همچنين به کودکان مبتلا به امراض، مثلا "فلج مغز" يا نارسايي مربوط به تشخيص کلمات کمک مي کند.
- به عقيده يک دکتر روان شناس، بازي هاي رايانه اي بچه ها را وارد دنيايي مي کند که اختيارش در دست آنهاست و به همين دليل کودکان از اين بازي ها لذت فراواني مي برند.
- باعث هماهنگي چشم و دست و پرورش عضلات ظريف کودک مي شود.
- براي معلولان و پر کردن اوقات فراغت آنان وسيله کمک آموزشي مناسبي است.
ب- معايب بازي هاي رايانه اي
1) آسيب هاي جسماني
2) آسيب هاي رواني – تربيتي
آسيب هاي جسماني
- چشمان فرد، به دليل خيره شدن مداوم به صفحه نمايش رايانه، به شدت تحت تاثير نور قرار مي گيرد و دچار عوارض مي شود. تحقيقات نشان داده است که نوجوانان چنان غرق بازي مي شوند که توجه نمي کنند به قدرت بينايي و ذهني شان تا چه اندازه فشار مي آورند.
- اعصاب نوجوان، به علت درگير شدن شديد او در ماجرا، فشار زيادي را بر او وارد مي آورد.
- به دليل اين که کودک تا ساعت ها در وضعيتي ثابت مي نشيند، ستون فقرات و استخوان بندي او دچار اشکال و در نتيجه به آرتروز مبتلا مي شود. همچينن، احساس سوزش و سفت شدن گردن، کتف ها و مچ دست از ديگر عوارض کار به نسبت ثابت و طولاني مدت با رايانه است.
- هيجان دايم در حين بازي بر سازواره ي فرد اثر مي گذارد و براي دستگاه گردش خون و گوارش او تاثيرهاي منفي دارد. اين هيجانات کاذب همچنين سلامت رواني کودک را به خطر مي اندازد.
- پوست فرد همواره در معرض بمباران پرتوهايي قرار مي گيرد که از صفحه نمايشگر رايانه ساطع مي شود.
- ايجاد تهوع و سرگيجه، به ويژه در کودکان و نوجواناني که زمينه صرع دارند، از ديگر عوارض اين بازي هاست.
- به نظر بعضي از متخصصان اعصاب و روان، بازي هاي پرهيجان رايانه اي که در طي آن صفحه نمايشگر رايانه، پي در پي از فلاش ها و شعاع هاي خيره کننده نوري پوشيده مي شود، در نوجوانان که از نظر عصبي ضعيف اند و براي ابتلا به صرع آمادگي دارند، هيجانات شديد عصبي پديد مي آورد. به گفته پزشکان، علت عمده ناراحتي مربوط به کساني مي شود که به نور حساسيت دارند و تحمل تغيير مداوم شدت و ضعف نور در بازي هاي رايانه اي براي آنان مشکل است.
به گفته انجمن بيماران صرع انگليس، در حدود يک درصد از کودکان غير مبتلا به بيماري صرع، به نور حساسيت دارند، در حالي که به نور حساسيت دارند و تحمل تغيير مداوم شدت و ضعف نور در بازي هاي رايانه اي براي آنان مشکل است.
به گفته انجمن بيماران صرع انگليس، در حدود يک درصد از کودکان غير مبتلا به بيماري صرع، به نور حساسيت دارند، در حالي که اين رقم در ميان بيماران مبتلا به اين بيماري پنج درصد است. گزارش شده است که اين حساسيت ها، در مواردي، حتي به مرگ انجاميده است.
در تحقيقي که روزنامه انگليسي "سان" در اين مورد انجام داد، مادر نوجواني چهارده ساله گفت پسرم بر اثر بازي رايانه اي "نينتند و" جان سپرده است. وي افزود که پسرش پس از يک ساعت بازي دچار تشنج شد و به زمين افتاد و چند دقيقه بعد جان سپرد.
ب)آسيب هاي رواني – تربيتي بازي هاي رايانه اي
در مقاله ي پيش ابتدا به مزايا و سپس به ذکر آسيب هاي جسماني بازي هاي رايانه اي پرداختيم . حال آسيب هاي رواني و تربيتي اين نوع بازي ها را مورد بررسي قرار مي دهيم :
1- تقويت حس پرخاشگري
مهم ترين مشخصه ي بازي هاي رايانه اي، حالت جنگي اکثر آنهاست و اين که فرد، براي رسيدن به مرحله ي بعدي بازي، بايد با نيروهاي به اصطلاح دشمن بجنگد. استمرار چنين بازي هايي کودک را پرخاشگر و ستيزه جو بار مي آورد و او سعي مي کند با زور و تهاجم به خواسته هايش برسد.
«مجيد قادري»، مدير مرکز سرگرمي هاي سازنده ي کانون پرورش فکري مي گويد: «خشونت و سکس مهم ترين محرکه هايي است که در طراحي جديدترين و جذاب ترين بازي هاي رايانه اي به حد افراط از آن استفاده مي شود. چهره هاي معروف هاليوود که در فرهنگ ما انسان ها ضد ارزش و غيراخلاقي هستند، در اين بازي ها به صورت قهرمان هاي شکست ناپذير جلوه نمايي مي کنند.»
2- انزوا طلبي:
کودکاني که به طور دام به اين بازي ها مشغول اند، درونگرا مي شوند، در جامعه منزوي اند و در برقراري ارتباط اجتماعي با ديگران ناتوان. اين روحيه ي انزواطلبي باعث مي شود که کودک از گروه همسالان جدا شود که اين خود، سرآغازي است براي بروز ناهنجاري هاي ديگر. مادري در اين باره مي گويد: «فرزندم به اين بازي معتاد شده است. او هر روز، با تردستي و شيرين کاري، خود را به صفحه ي تلويزيون مي رساند و از دنياي بيرون به کلي بي خبر است و حتي متوجه رفت و آمد ميهمانان نمي شود. هميشه هم پس از دست کشيدن از اين کار سردرد و کسالت به سراغش مي آيد».
3- تنبل شدن ذهن:
در اين بازي ها، به دليل اين که کودک و نوجوان اغلب با ساخته ها و برنامه هاي ديگران به بازي مي پردازد و کم تر امکان دخل و تصرف در آنها را دارد، حالت انفعال در او پديد مي آيد و اعتماد به نفس وي در برابر ساخته ها و پيشرفت ديگران متزلزل مي شود. دکتر شهلا کاظمي پور، مشاور علمي مرکز سنجش برنامه اي صدا و سيما، مي گويد: «تصور بيشتر خانواده ها اين است که در بازي هاي رايانه اي فرد در بازي مداخله ي فکري مداوم دارد. به نظر من اين مداخله، فکري نيست، اين بازي ها سلول هاي مغزي را گول مي زنند و از نظر حرکتي نيز، اين بازي ها، فقط چند انگشت کودک را حرکت مي دهند. ما هرچه در اين مسير حرکت کنيم و بازي ها را گسترش دهيم، انسان هايي را تحويل جامعه خواهيم داد که سرخورده، افسرده، غيرمتحرک و غيرسازنده اند. خوداتکايي آنان بسيار کم خواهد بود و ابتکار عمل نخواهند داشت. در حالي که براي جامعه ، به انسان هايي خلاق، مبتکر و متفکر نياز داريم.»
4- تأثير منفي در روابط خانوادگي:
با توجه به اين که زندگي در عصر حاضر در کشور ما نيز به سوي ماشيني شدن پيش مي رود و در بعضي از خانواده ها زن و مرد هر دو کارمندند و يا برخي از مردان ممکن است بيش از يک شغل داشته باشند، خود به خود روابط عاطفي و در کنار هم بودن خانواده کم تر مي شود. با وجود تلويزيون به عنوان جعبه ي جادويي، شمار فراواني از همين وضع ناراضي بودند و شکايت داشتند که روابط خانوادگي سرد شده است. حالا که جعبه ي جادويي ديگري با جذبه ي سحرآميزتري به نام رايانه نيز در کنار جعبه ي جادوي پيشين قرار گرفته، مشکلات دو چندان شده است.
خانمي نقل مي کند: «همسرم، براي انجام دادن تحقيقات دانشگاهي اش، رايانه اي به منزل آورد که چند ديسک بازي هم ضميمه ي آن بود. دو پسرم در طول روز با آن مشغول بازي مي شدند و حتي سر شب ها ترجيح مي دادند با اين وسيله ي مشغول کننده ي جديد وقت بگذرانند. طولي نکشيد که توجه همسرم نيز به اين بازي ها جلب شد. کم کم پي بردم که تمرکز و صرف وقت آنان به اين ترتيب روابط خويشاوندي و عادي را تحت تأثير قرار داده است. به خود آمدم و با قاطعيت از همسرم خواستم که رايانه را به محل کارش منتقل کند.»
شکايت خانواده ي ديگر اين است که در تعطيلات تابستاني قصد مسافرت داشتند و مخارج و مقدمات آن نيز از پيش تأمين شده بود، اما اشتغال بيش از حد و علاقه مندي بچه ها به بازي رايانه اي، آنان را از اين تفريح سالم و مفرح محروم کرد.
5- اُفت اخلاقي:
روابط جنسی از مضامين ديگري است که در اين بازي ها از آن استفاده مي شود. فيلم هاي نبردهاي تن به تن دختران نيمه عريان، رقص و موسيقي غربي، به تصوير کشيدن روابط نامشروع و ... در ديسک هاي پلي استيشن و سي دي، بدن هيچ گونه مشکلي، در فروشگاه ها به معرض فروش گذاشته شده است.
| بعضي از نوارهاي رايانه اي از بازي هاي ساده شروع مي شود و در پايان به تصاوير مستهجن مي رسد، به طوري که در برخي از اين بازي ها جايزه ي پيروزي در بازي، عکس هاي شنيع است که اگر بازيکن در بازي برنده شود، عکس هاي مستهجن به عنوان جايزه بر صفحه ي تلويزيون ظاهر مي شود. |
بدون شک، در ساخت و توليد اين بازي ها دست سازمان هاي جاسوسي سيا، موساد و ... در کار است و مي خواهند ذهن و روان کودکان ما را مسموم کنند.
6- افت تحصيلي:
به دليل جاذبه ي محسور کننده ي اين بازي ها براي کودکان و نوجوانان، آنان وقت زيادي را صرف اين گونه بازي ها مي کنند. در واقع آنان انرژي عصبي و رواني خويش را به مصرف اين بازي مي رسانند و با چشمان و ذهني خسته از بازي دست مي کشند. حتي بعضي از کودکان صبح زودتر از وقت معمول بيدار مي شوند تا پيش از رفتن به مدرسه کمي به بازي بپردازند و وقت هاي تلف شده را هم بدين صورت جبران مي کنند. مسلم است با اين جذبه و علاقه اي که اين بازيها ايجاد مي کند، در افت تحصيلي آنان مؤثر است. يکي از پدر و مادرها اظهار مي دارد که پسرم، در سال گذشته، بهترين نمره هاي درسي را مي گرفت، اما از وقتي که رايانه برايش خريده ايم، روزي دو الي سه ساعت وقت خود را صرف بازي مي کند و از لحاظ تحصيل نيز افت محسوسي پيدا کرده است. اکثر بررسي ها نيز مؤيد اين مطلب است.
7- فراهم کردن زيربناي القاهاي سياسي – فرهنگي (از خود بيگانگي):
دنياي مجازي، ولي نزديک به واقعيتي که در اين بازي ها به تصوير کشيده مي شود، آن قدر مسحور کننده و جذاب است که مخاطب کودک و نوجوان تحت تأثير همه ي باورهايي قرار مي گيرد که طراحان اين بازي ها به او القا مي کنند.
فرد دچار از خود بيگانگي مي شود، به رنگ آنان در مي آيد و مانند آنان مي انديشد. براي کودکي که در حال بازي است، فرق نمي کند که دشمن چه کسي باشد؛ دشمن همان است که بازي مي گويد. در ميان انبوه بازي هاي رايانه اي که اکنون به راحتي در دسترس کودکان قرار مي گيرند، بازي هايي وجود دارند که در آن مسايل اعتقادي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي کشورهاي مسلمان، به ويژه ايران، مورد توهين قرار مي گيرد. در اين بازي ها بحث تروريزم را به گونه اي وارونه مطرح و ايرانيان را متهم به حمايت از آن مي کنند. به اين ترتيب که در يک بازي به نام اف – 111 پنج کشور مسلمان که در ميان آنها اسم ايران نيز ديده مي شود، به عنوان کشورهاي حامي تروريزم معرفي مي شوند. سپس بچه ها، در قالب خلبان هواپيماي جنگنده، مأموريت پيدا مي کنند که نقاط حساس اين کشورها، مثل مراکز اقتصادي و نظامي را، بمباران کنند.
در واقع، مروجان تروريزم، اين بازي ها را ميدان مناسبي براي تاخت و تاز عقايد و آراي خود در ميان کودکان و نوجوانان يافته اند و حقايق و واقعيت هاي موجود را به راحتي وارونه جلوه مي دهند.
در يک بازي ديگر، يک ناو امريکايي وارد خليج فارس مي شود و سپس، در جريان بازي، محل مأموريت بچه ها را در کشتي تعيين مي کنند و او وظيفه دارد تا از ناو امريکايي در برابر قايق هاي تندروي ايراني که در آن تيپ هاي حزب الهي ديده مي شود، محافظت کنند. متأسفانه، اين گونه بازي ها، بدون هيچ نظارتي از سوي مراجعه ذي صلاح، به آساني در دسترس فرزندانمان قرار مي گيرد.
ج) برخورد صحيح والدين با بازي هاي رايانه اي کودکان
* اگر چنانچه قرار است از بازي هاي رايانه اي استفاده کنيد، بهتر است بازي هاي تصويري خلاق که کودکان، به وسيله ي آنها، بايد معماهايي را حل کنند، بيش از بازي هاي ديگر مورد توجه قرار گيرد.
* بازي دسته جمعي کودکان با اين ابزارهاي تصويري کم تر مسئله ساز است، اين اسباب بازي ها، زماني مخرب خواهد بود که کودک به تنهايي براي ساعات طولاني، غرق بازي شود.
* بر کارشناسان و متوليان امور فرهنگي و تربيتي فرض است که همت به خرج دهند و براي تهيه ي بازي هاي رايانه اي آموزنده، علمي، تربيتي و مبتني بر عقايد اسلامي که در عين حال داراي جاذبه و هيجان کافي باشد، اقدام کنند.
| پدران و مادران وقت بيشتري را به کودک و نوجوان خويش اختصاص بدهند. وقت گذاري و ارتباط درست ميان پدر و مادر و فرزندان هر اندازه بيشتر باشد، زمينه ي چنين بازي هايي کم تر فراهم مي شود. |
* به اعتقاد پزشکان ايتاليايي و بعضي از ديگر کشورهاي اروپايي، مقصران اصلي، پدران و مادران هستند که فرزندان خود را، ساعت هاي طولاني، در مقابل تلويزيون، رايانه، ويدئوگيم، يا فيلم هاي ويدئويي رها مي کنند.
* بهتر است پدران و مادران همراه فرزندان خويش به کوهستان، راهپيمايي، باشگاه ها، ميدان هاي ورزشي بروند و به بازي هاي مورد علاقه ي کودک بپردازند تا انرژي عصبي و رواني آنان تخليه و توجه آنان از بازي هاي رايانه اي منحرف شود.
* پروفسور لي پيرسون، روان شناس آموزش شوراي شهر بيرمنگام، معتقد است:
- بهترين راه حل، خارج کردن رايانه از اتاق کودک است.
- راه حل ديگر اين است که پدر و مادر هم در بازي هاي رايانه اي با کودک مشارکت کنند (در اين صورت مي توانند پس از پايان بازي محتواي آن را مورد نقد و بررسي قرار دهند).
- به کودک اجازه ندهيد در فاصله ي بسيار نزديکي از صفحه ي نمايش رايانه بنشيند.
- از رايانه هاي با صفحه ي کوچک استفاده کنيد.
- نور صفحه ي تلويزيون را کم کنيد.
* ضروري است که پيوسته ميان دو نوبت بازي استراحت کنند. دو شرکت بزرگ ژاپني سازنده ي بازي هاي رايانه اي معروف به نينتندو – سگا ، به خريداران هشدار داده و توصيه مي کنند که در فاصله ي ميان بازي ها به طور منظم به خود استراحت بدهند.
* صفحه ي نمايشگر رايانه اندکي پايين تر از چشم ها قرار داده شود، به طوري که چشمها مسلط به صفحه ي نمايشگر باشد.
* روشنايي اتاق به نحوي تنظيم شود که بازتابش و زنندگي نور به حداقل برسد.
* بهتراست پدر و مادر با کودکان گفت و گو کنند و به تفاهم برسند که، براي مثال، فقط روزهاي تعطيلي مجاز به استفاده از اين بازي ها هستند.
* با استدلال و منطق، آسيب هايي را که رايانه به کودکان وارد مي آورد، متذکر شويد.
* مخرب ترين بازي هاي تصويري، آن دسته از بازي هايي هستند که تصاوير آنها به طور مکرر بر صفحه ي نمايشگر ظاهر مي شوند و کودک بايد به تمام تصاويري که از برابر چشم وي مي گذرند شليک کند. از اين رو، توصيه مي شود اين گونه بازي ها کم تر در دسترس کودک قرار گيرد.
منبع:راهنماي انتخاب اسباب بازي ،تأليف: محمدرضا مطهري تبیان
نوشته شده توسط محمد طاهري در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385 ساعت 13:45 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
فكر مي كنيد خصوصيات شما به اسم تان ربطي دارد؟
افراد ي كه هم اسم شما هستند را مي شناسيد؟
خصوصيات انها چقدر شبيه شما هست؟
اين سوالها را پرسيدم تا برايتان بگويم كه : پيشينيان كه دانستههايشان براساس خرد و حكمت باستان بود، دريافته بودند كه حروف و اعداد اسرار و رموز پنهان و تاثيرات خاصي دارند. در آغاز و در بسياري از فرهنگها و مذاهب، نامها به عنوان ابزاري جهت رشد و بستري براي تكامل شخصيتها بودهاند. مطمئناً نامها همواره مفاهيم ساده و رواني جهت برقراري ارتباط و مشخص شدن هويت شخص هستند، با اينحال مردمان قديم در گذشته به خوبي فهميده بودند كه هر اسمي فركانس انرژي خاصي را با خود حمل ميكند كه بر زندگي حامل اسم بسيار تأثيرگذار است.
اين تأثيرگذاري را بسياري از تمدنها و ملل در نقاط مختلف كرة زمين دريافته و مورد استفاده قرار دادهاند.
به عنوان مثال بوميان امريكا سنت جالي داشتهاند، كساني كه يك مقطع از زندگي را تمام كرده و وارد فاز مهم ديگري از زندگي ميشدهاند، نام خود را عوض ميكردند. در برخي قبايل سرخپوستي نيز بعضي افراد دو نام داشتند، يكي از آنها هرگز به صورت عمومي آشكار نميشده، علت اصلي هم قدرت موجود در آن بوده كه ميتوانسته به شخص ديگري منتقل شود. در قرن هفدهم هم اروپائيان با استفاده از آناگرام، روش به هم ريختن حروف يك كلمه و ساخت كلمات جديد از روي آن، به اين نتيجه رسيدهاند كه با به هم ريختن نام اشخاص ميتوان به كلمهي براي بررسي شخصيت فرد دست يافت. مثلاً پت مستعد و باهوش است. گرتا بزرگ است و دورا هم مانند جاده هميشه در سفر است.
برخي از اسكيموها وقتي پير ميشوند براي خود اسم جديدي انتخاب ميكنند، و اميدوارند كه با اسم جديد نيرو و توان تازهاي به آنها داده شود.در اندونزي نيز پس از تحمل يك دروه رنج و ناراحتي شديد و طولاني يا بيماري سخت اسم خود را عوض ميكنند، آنها معتقدند كه با اين كار شيطان را براي پيدا كردن مجددشان گيج ميكنند و اين آشفتگي باعث ميشود كه اندوه و حزن ديگر آنها را پيدا نكند.
در مذاهب گوناگون و كتب مقدس نيز مثالهايي در اين زمينه وجود دارد. در انجيل شخصيتهاي بسياري هستند كه با تغيير مكان و موقعيت از محلي به محل ديگر يا پايان يافتن يك دوره رنج ومحنت نامشان تغيير كرده است(مسيح، ميديد كه شعمون نبي اعتماد به نفس زيادي ندارد، نام اور ا به پيتر تغيير داد)
سارايي در سن 90 سالگي، پس از تحمل سالها نازايي، نام خود را به ساره تغيير داد. در سنت يهوديان، تا به امروز هم وقتي كسي از بيماري طولاني رنج ميبرد، نامي براي او انتخاب ميشود به اين اميداست كه فركانس انرژي نام جديد او را براي زندگي تازه و سرشار از سلامتي كمك كند.
به هر حال چه اين اعتقادات وسنتها به طور كامل درست و واقعي باشند و چه در طول ساليان بسيار دستخوش تغيير يا آميخته به خرافه شده باشند، وجود اين عقايد مشترك در بين اديان و ملل گوناگون، نشان دهندة اين است كه اقوام گذشته خوبي از قدرت كلمات و تأثير نام روي سرنوشت، شخصيت و حتي وضعيت فيزيكي افراد آگاه بودهآند
نوشته شده توسط محمد طاهري در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 ساعت 12:36 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
1) Listen without judgment. The key to good communication is listening well. Save your judging for later after you have heard and understood what was said.
2) Listen with the willingness to be swayed to the other person's opinion. No obligation to actually being swayed, but stay open to the option.
3) Listen without thinking about what you will say next. Take time before you respond.
4) Do not be invested in being right. Being right is not the point. If you must be right, you are not able to listen nor communicate because you have set up a barrier already. If you are always right that means the other person is always wrong. That cannot be true.
5) If your mind wanders, ask for repetition. We all are subject to distraction. Try to stay focused.
6) In all cases repeat back what you heard and ask if it is correct.
7) Listen to yourself. Find quiet moments and pay attention to what you are hearing from yourself. Does your body tighten up about certain issues. Body language is not something to read only in other people.
Say it honestly, but with consideration for the listener's feelings. Be polite, respectful and sincere.
9) Understand and acknowledge that most things are not black or white, but somewhere in a gray area. Get comfortable with gray.
10) Have integrity and build trust. Don't say what you don't mean. Don't promise what you won't or can't fulfill. Follow through with any committments you make.
Good listening skills take practice. Specific coaching may be necessary if you find you have communication issues with your boss, colleagues, subordinates, partners or personal relationships.
نوشته شده توسط محمد طاهري در چهارشنبه سی و یکم خرداد 1385 ساعت 10:23 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
Leaders do nothing more important than get results. But you can't get results by yourself. You need others to help you do it. And the best way to have other people get results is not by ordering them but motivating them. Yet many leaders fail to motivate people to achieve results because those leaders misconstrue the concept and applications of motivation.
To understand motivation and apply it daily, let's understand its three critical pillars. Know these pillars and put them into action to greatly enhance your abilities to lead for results.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد طاهري در چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1385 ساعت 11:54 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
Summary
The twenty-first century will be about velocity: the speed of business and the speed of change. To stay up with and anticipate change, businesses need radically better information flow. To get a better flow of information to develop the right processes and strategies, they need a digital nervous system. Most organizations don't have enough data to understand key aspects of their business well enough. A digital nervous system will help you understand your business better and then act more effectively on that understanding. An infrastructure designed around information flow will be the "killer application" for the twenty-first century.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد طاهري در یکشنبه بیستم فروردین 1385 ساعت 7:33 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
دكترمحمد علي بابايي
نونا مومني
چكيده
بسياري از مديران تمايل دارند سختگير باشند و قادر نيستند رابطه خوبي با كاركنان برقرار سازند. آنها نمي توانند در محيط كسب و كار، فرهنگ سازماني، فرايند كاري و فناوري تغيير ايجاد كنند. اين مديران به رغم داشتن دانش فني خوب، نمي توانند مديران موفقي باشند. مديران اثربخش مديراني هستند كه به خوبي از قابليتهاي عاطفي خود بهره مي گيرند و رابطه اثربخش و سازنده برقرار مي كنند. در واقع، مديران موفق تأكيد بر ارتقاي هوش عاطفي و پرورش قابليتهاي عاطفي دارند. اين مهم نشان دهنده اهميت هوش عاطفي و كاربرد آن در سازمانهاست.
! محمدعلي بابايي: عضو هيئت علمي دانشگاه الزهرا
! ! نونا مؤمني: كارشناسي ارشد مديريت بازرگاني دانشگاه الزهرا
منبع : http://www.imi.ir/tadbir/tadbir-166/article-166/5.asp
ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد طاهري در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1385 ساعت 10:38 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
Introduction
They say that "We are living in the world where even "integrity" has lost its integrity". When you grow in your career and move up in the ladder of success, so
much so that people get tempted to "Follow You" or start seeing you as their "Role-model"...the first thing they see in you is "Your INTEGRITY". Integrity is all about "being true to yourself". You can cheat the whole world but down there in your heart you know what the truth is. "Integrity" is about "Walking your talk". "Integrity" is to stand with truth.
Similarly, one cannot be irrational or illogical while passing any judgment or opinion. Just consider what you would have done...had you been at his place. It's about "Putting yourself in other person's shoe". Empathy is about "Feel the Feeling". It's about seeing yourself in mirror. It's about giving logic to your "Opinion".
In this article, we will be discussing about these two qualities- Integrity and Empathy. The way we are growing and in this fast moving world, I think that
these are "must have" qualities for all professionals across the globe. All "Global Leaders" must have these qualities.
You can read the whole article at: http://sanjeevhimachali.blogspot.com/
ادامه مطلب
نوشته شده توسط محمد طاهري در سه شنبه پانزدهم فروردین 1385 ساعت 13:13 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
A mark of a good leader is to be able to provide consistent motivation to his team encouraging them to attain excellence and quality in their performance. A good leader is always looking for ways to improve production and standards. Here are six management skills you can develop as a leader in working to create a quality effective team.
1. Observation
This is an important aspect that often gets neglected due the demands on a leader’s time and schedule. Observation and regular visits to the work environment are a priority and should be scheduled into the calendar. Observing employees at work, the procedures, interaction and work flow is foundational to implementing adjustments to improve results. To have credibility, a leader needs to be seen and be known to be up to date with what is happening in the work place.
2. Monitor Employee Performance
Employee performance needs to be monitored in mutually accepted ways. Policies and procedures need to be clear. Conferencing should be on a regular basis and not just when there is a problem. Assessments and evaluations should not be merely all formality or viewed a necessary paperwork to be done and filed away. Individual and group conferencing should be undertaken not only to monitor performance, but with the expectation of on going professional development and support. There should be frequent encouragement and clear criteria for on going goals both for the group and individual.
3. Implementation of Professional Development Programs
A good leader evaluates weaknesses and provides training and development strategies to strengthen the weaker skills in the team.
4. Demonstrates Working Knowledge and Expertise
Good leadership comes from a place of strong knowledge and experience of the production and process leading to results. If a leader does not possess all the expertise and knowledge personally, then regular consultations with experts involved in the departments should be held. This is important in order to maintain an accurate and informed overall picture.
5. Good Decision Making
Good leadership is characterized by the ability to make good decisions. A leader considers all the different factors before making a decision. Clear firm decisions, combined with the willingness and flexibility to adapt and adjust decisions when necessary, create confidence in the leadership .
6. Ability to Conduct and Evaluate Research
On going review and research is vital in order to keep on the cutting edge in business. While managing the present to ensure on going excellence in product and performance , a good leader is also able to look towards the future. Conducting and evaluating research is an important way of planning and being prepared for the future.
Excellent leadership is always pro active rather than reactive. By developing these six managerial skills builds a solid foundation for success.
By Barbara White
نوشته شده توسط محمد طاهري در دوشنبه چهاردهم فروردین 1385 ساعت 9:7 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:

خواب دیدن در هر وضعیت یا زمانی رخ می دهد، نکته مهم بدست آوردن مهارتی است که بتوان خواب را بخاطر آورد.
اگر شما از آن دسته افراد هستید که کلا خواب هایتان را به یاد نمی آورید، رویاهای آگاهانه خود را نیز به خاطر نخواهید آورد، اما نباید فراموش کرد که سعی در به یاد آوردن خواب، نقطه شروعی است برای شناخت نیمه تاریک زندگی.
در هر صورت آگاهی از آنچه به هنگام خواب در ذهن انسان می گذرد حداقل برای خود او می تواند بسیار جالب و حتی مفید باشد، در اینجا به مواردی اشاره می کنیم که به شما کمک می کند تا بتوانید از خوابهای خود آگاه شوید.
برای تشخیص ماهیت خواب خود در لحظه وقوع، باید با سبک خوابتان آشنا شوید. قبل از اینکه وقت خود را صرف کار بر روی روش های مقایسه انواع خواب های قابل کنترل بکنید، باید قادر باشید که حداقل یکی از خواب هایی را که در طول شب می بینید به یاد آورید.
زیاد خوابیدن اولین قدم مثبت برای به یادآوردن خواب است. اگر به منظور استراحت کردن می خوابید، برای به یادآوردن خواب هایی که خواهید دید خیلی آسانتر می توانید تمرکز کنید. به علاوه اگر استراحت کافی داشته باشید، به راحتی حاضرید مقداری از وقت نیمه شب خود را صرف یادداشت کردن خواب هایتان کنید.
از فواید زیاد خوابیدن این است که باعث می شود بتدریج خواب های طولانی تری ببینید که با گذشت شب به مرور فاصله بین آنها نیز کمتر خواهد شد.
اولین خوابی که در هر شب می بینید، کوتاهترین خواب است و معمولا 10 دقیقه طول می کشد. بطور متوسط پس از گذشت هشت ساعت خواب معمولی، مجموع طول زمانی خواب هایی که می بینید به 45 دقیقه تا یک ساعت خواهد رسید.
همه ما شب ها به طور متوسط هر 90 دقیقه یک خواب می بینیم. اشخاصی که فکر می کنند اصلا خواب نمی بینند، در واقع هیچ وقت خواب هایشان را به یاد نمی آورند. ممکن است شما در 90 دقیقه حتی بیشتر از یک خواب هم دیده باشید، اما بیدارشدن های پی در پی باعث فراموش کردن آنها شده باشد.

هنگامی که از خواب می پریم، بهترین موقع برای یادداشت کردن خواب است، در غیر اینصورت دوباره به خواب رفته و مرحله جدیدی از خواب را خواهیم دید.
خواب های خود را یادداشت کنیم
این واقعیت که تنها وقتی بلافاصله از خوابی بیدار می شویم آن را به یاد می آوریم، بین محققین خواب و رویا امری پذیرفته شده است. اگر مجددا بخوابیم مرحله دیگری از آن خواب را خواهیم دید.
اگر برای به خاطر آوردن خواب هایتان تمرین و تلاش می کنید، بد نیست که یک دفتر یادداشت روزانه داشته باشید. این دفتر را دم دست و در کنار تخت خود بگذارید، هر خوابی را که به یاد می آورید در آن یادداشت کنید، حتی اگر فقط بخش هایی از آن را به خاطر دارید.
در ابتدا کلیه خواب های جالب، تکه تکه یا کامل ... همه را یادداشت کنید. حتی اگر تنها چیزی که از یک خواب به یاد می آورید یک چهره یا یک اتاق باشد، آن را هم در دفتر بنویسید.
وقتی نصف شب از خواب بیدار می شوید و خوابی را که دیده اید به یاد می آورید، همان لحظه آن را در دفتر خود بنویسید؛ در غیر این صورت ممکن است صبح یا دیگر چیزی از آن خواب یادتان نباشد یا یک سری جزئیات مهم و جالب مربوط به آن را فراموش کنید.
اگر خواب شما طولانی بود و حوصله نداشتید مثلا در ساعت 3 نیمه شب آنرا به طور کامل بنویسید، فقط نکته های مهم و کلیدی را یادداشت کنید. به اضافه اینکه محتویات دیالوگ هایی را که در خواب شما بوده دقیقا بنویسید، زیرا لغات جزو مواردی هستند که به آسانی و در مدت زمان کوتاهی فراموش می شوند.
قبل از اینکه بخوابید این مسئله را به خودتان یاد آوری کنید که مایلید بعد از دیدن یک خواب کامل بیدار شوید و حتما آنرا به خاطر آورید، این تنها چیزی است که به شما در به یاد آوردن خواب هایتان کمک خواهد کرد.
این کار دقیقا مشابه این است که یادتان می ماند هر صبح در ساعت معینی از خواب بیدار شوید. به علاوه این امر باعث می شود که خواب های جالب و با معنی تری ببینید.
سرویس خودکار پاک کننده در مغزبه نظر می رسد مغز انسان یک پاک کننده خودکار دارد که باعث می شود به خاطر آوردن رویاهایی که در خواب می بینیم نسبت به رویاهای بیداری، مشکل تر باشد. بنابراین زمانی که خوابتان را به یاد دارید، فورا آن را یادداشت کنید.
دلیل اصلی فراموش کردن خواب این است که اصولا افکار انسان برای جلب توجه و تمرکز فرد با هم رقابت می کنند و با دخالت خود باعث می شوند خوابی را که دیده است، فراموش کند. بنابراین سعی کنید اولین فکرتان به محض بیدار شدن این باشد : "چه خوابی می دیدم ؟ "

جستجو در دنیای خواب میتواند اطلاعات بسیار جالبی از نیمه تاریک زندگی به ما بدهد.
بازهم راجع به روش ثبت خواب
قبل از اینکه نوشتن خوابتان را شروع کنید، آنرا یک بار در ذهنتان مرور کنید. در همان مکان و حالتی که بیدار شده اید باقی بمانید و اصلا به مسائل روز خود فکر نکنید. ارتباط خود را با هر موقعیتی که در حال تجربه اش بودید کماکان حفظ کنید : حالت، احساس، تکه های تصاویر و ... ، سعی کنید با آنها یک داستان بسازید.
وقتی یک صحنه را به یاد آوردید به صحنه قبلی و قبل تر آن نیز فکر کنید و سعی کنید آنها را هم به خاطر آورید و خوابتان را از ابتدا به انتها دوباره زنده کنید. اگر بعد از چند دقیقه فکر کردن تنها چیزی که به یاد آوردید تنها یک صحنه بود آن را نیز یادداشت کنید.
اگر هیچ چیز به یادتان نیامد سعی کنید خوابی را که ممکن است دیده باشید، حدس بزنید و تصور کنید. احساس فعلی تان را یادداشت کنید و لیستی از نکات مهم مرتبط با آن حس خاص تهیه کنید و از خودتان بپرسید : " آیا من خوابی راجع به این موضوع دیده ام؟ "
حتی اگر در تختخواب هیچ چیز یادتان نیاید، اتفاقات یا صحنه هایی که در روز می بینید ممکن است یادآور چیزهایی باشد که شب قبل در خواب دیده اید. آماده باشید به محض اینکه چنین اتفاقی رخ داد، به آن توجه کنید و آنچه را به خاطر آوردید یادداشت کنید.
اگر جزو آن دسته افراد هستید که خوابتان سنگین است و امکان ندارد که بعد از اتمام یک رویا از خوابی عمیق بیدار شوید، سعی کنید یک ساعت زنگ دار را برای زمانی که فکر می کنید در آن هنگام مشغول خواب دیدن هستید، تنظیم کنید. از آنجا که وقفه بین خواب ها تقریبا 90 دقیقه است، طبیعتا ساعت مناسب برای این کار، یک مضرب 90 از ساعت خواب شما خواهد بود.
در آخرین دقایق خواب بیدار شویدسعی کنید آخرین دقایق خوابتان را مورد هدف قرار دهید و ساعت را برای 4.30 ، 6 و یا 7.30 ساعت بعد از ساعتی که به خواب می روید تنظیم کنید. یک بار دیگر تاکید این نکته لازم است : "وقتی بیدار شدید از جایتان تکان نخورید، قبل از هر چیز به این که چه خوابی دیده اید فکر کنید و بعد آن را یادداشت کنید."
به این منظور که هدفتان را فراموش نکنید و به عمق خواب هایتان نزدیک شوید، دفتر یادداشت رویا هایتان را شب ها در تخت مرور کنید.
اینکه یاد بگیریم چگونه رویاهایمان را به خاطر آوریم، ممکن است در ابتدا سخت به نظر برسد، اما اگر پشتکار داشته باشید حتما موفق خواهید شد و به جایی می رسید که هر شب 4 خواب و یا حتی تعداد بیشتری از خواب هایی که آن شب دیده اید را به یاد آورید.
واضح است که وقتی به چنین مرحله ای رسیدید، دیگر لازم نمی بینید که همه خواب هایتان را یادداشت کنید و تنها خواب های معنی دار و مهم را در دفتر بنویسید. هر چه بیشتر با سبک خواب هایتان آشنا شوید، به یاد آوردن آنها ساده تر خواهد بود.
جستجو در دنیای خواب هایتان را زمانی که هنوز در صحنه ذهن شما حضور دارند انجام دهید تا پس از مدتی بتوانید از نیمه دیگر زندگی که غالبآ جز برای استراحت کاربردی ندارد، استفاده نمایید.
نوشته شده توسط محمد طاهري در دوشنبه هفتم فروردین 1385 ساعت 17:29 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
یک گروه از روانشناسان معتقدند که اگر به هنگام گرفتن تصمیمات بزرگ و اساسی نظیر خرید ماشین، زیاد فکر نکنیم ، نتایج رضایت بخش تری خواهیم گرفت.
محققین دریافته اند به دلیل اینکه انسان همزمان و در آن واحد به مسائل مختلفی فکر می کند، بهتر است تصمیمات مهم در زندگی را به عهده ضمیر ناخودآگاه بگذارد.
به گفته یک محقق در مجله علمی (journal science) برعکس عقاید سنتی تصمیم گیری های عاقلانه همیشه سودمند نمی باشد.
دیکسترویس (Ap Dijksterhuis) روانشناس دانشگاه آمستردام و تیم تحقیقاتش 80 نفر را برای انجام یک آزمایش در این زمینه، در نظر گرفتند.
در این آزمایش، نیمی از شرکت کنندگان مجبور شدند به محض معرفی یک کالا آن را خریداری کنند. گروه دیگر مجبور به گرفتن همین تصمیم بعد از تکمیل و حل یک پازل بودند.
هر دو گروه قبل از خرید، یک لیست کوتاه از کالاهای ساده و یک لیست پیچیده از کالاهایی با 12 مشخصه فنی دریافت کردند.
شرکت کنندگانی که همزمان با حل پازل، کالاهای پیچیده را خریداری کردند و از تصمیمشان بسیار خرسند بودند. زیرابه دلیل درگیری ذهنیشان برای حل پازل از ضمیر ناخودآگاه خود برای تصمیم گیری و خرید کالا استفاده کرده بودند.
نتایج آزمایش نشان داد که میزان خرسندی و رضایت افرادی که کالاهای ساده تری نظیر لوازم خانگی ایکا (IKEA) را خریداری کردند به مانند افرادی بود که از ضمیر ناخودآگاه خود برای گرفتن تصمیمات پیچیده تر استفاده کرده بودند.
به گفته محققین استفاده از ضمیر ناخودآگاه به هنگام خرید کالاهای اساسی و یا گرفتن تصمیمات بزرگ در زندگی نتایج رضایت بخش تری را به دنبال دارد.
نوشته شده توسط محمد طاهري در دوشنبه هفتم فروردین 1385 ساعت 17:26 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:

فقط خود شما می توانید ضامن کسب اعتماد به نفس
در محیط کار باشید.
همه چیز در شرایط عادی به سر می برد، صبح با خوشی سر کار می آیید، کار خود را انجام می دهید و عصر به منزل بر می گردید. تا اینکه شخص جدیدی وارد شرکت می شود، شخصی که با حضورش در محل کار تمام انرژی شما را گرفته صرف موارد بیهوده می کند. کسی که شما فکر می کنید اصلآ فقط به این دلیل به شرکت آمده که شخص شما را نابود کند و در یک کلام با شما مشکل دارد.
بله تا قبل از این بسیار سرحال بودید، آرامش داشتید و بر روی کار خود تمرکز می کردید، اما مدتی است در شما تنش بوجود آمده است و توانایی های خود را از دست داده اید. هنگام صحبت کردن صدایتان به لرزش در می آید و یا نا خواسته لکنت زبان پیدا می کنید. تا قبل از این عضو موثری در میان جمع بودید اما به محض ورود فرد جدید با یک عذر خواهی از دوستان، اتاق را ترک می کنید و دائم به این فکر هستید که آنها الآن در باره من در حال گفتگو هستند!
در گوشه دیگری از اتاق به فکر فرو می روید که : "مگر چه اتفاقی افتاده است؟"
"مگر این فرد جدید چه قدرتی دارد که چنین تاثیری بر من گذاشته؟"
"من چگونه باید بر این تاثیر پذیری غلبه کنم و از این شکنجه روحی خلاص شوم؟"
چکار باید کرد؟راه حل ساده آن است که از زاویه یک فرد نظامی به موضوع نگاه کنید. هنگامی که می خواهید تغییری در محیط بوجود آورید دو راه بیشتر ندارید یا باید "نفوذ کنید" و یا "منفجر کنید".
انفجار نوعی حرکت ریشه ای و لحظه ای است که معمولآ کشته و تلفات زیاد به همراه دارد. اما نفوذ کردن حرکتی آرام در محیط برای ایجاد شرایط مثبت مورد لزوم است. تجربه نظامی ثابت کرده است که عملیات نفوذی با وجود کندتر بودن پس از موفقیت دوام بیشتری دارد، تا حالت انفجار.
ما انسانها معمولآ در سر کار آنقدر در برخورد با ناملایمات صبر می کنیم که ناگهان منفجر می شویم، این انفجار جز یک سری مشکلات و خرابی ها برای ما حاصلی ندارد.
اما اگر بتوانیم در فعالیت های روزانه خود همواره حتی بصورت جزئی، قدری در محیط نفوذ مثبت داشته باشیم، می توانیم شرایط را تا آنجا که ممکن است به هر سمتی که بخواهیم سوق دهیم. حتی در صورتی که نیاز به انفجار باشد در اینصورت کمترین خسارت به ما وارد می شود.
برای شروع به نفوذ در محیط چه باید کرد؟با اعتماد به نفس به محیط نگاه کنید : وانمود کنید که کاملآ اعتماد به نفس دارید، این نگاه شامل نحوه نشست و برخواست شما هم می شود. به همین سادگی است پس از مدتی اعتماد بنفس را در خود احساس خواهید کرد.
افکار مغشوش و آشفته قبلی را فراموش کنید و همواره بخاطر داشته باشید که انسان موجودی است متشکل از روح و جسم. اگر روح خود را درست هدایت کنید، بدن شما که نمود رفتار فیزیکی شما را نمایان می کند از روح خود دستورات مثبت و درست را خواهد گرفت و برعکس اگر فیزیک بدن خود را آشفته سازید - بعنوان مثال یک هفته در گوشه خانه بخورید و بخوابید - بدون شک مشکل روحی پیدا خواهید کرد.
گوش دادن را یاد بگیرید، سرتان را تکان دهید، لبخند به لب داشته باشید و سئوال کنید : بخصوص سعی کنید با اعتماد به نفس زیاد، با فردی که با حضورش در محیط انرژی شما را میگیرد ارتباط برقرار کنید. بدون شک حرفهای بسیاری برای گفتن با او دارید، که اگر آنها را پیدا کنید خودتان متعجب خواهید شد.
بعنوان مثال اگر کاری را خوب بلدید انجام دهید، آنرا برای جمع همکاران توضیح دهید. چه بسا همین فرد جدید - دشمن فرضی شما - با آغوش باز از شما توضیح بیشتر بخواهد و روش شما را در کار دنبال کند.
بودن در محیط مثبت و یا حتی احساس حضور مثبت به انسان اعتماد به نفس می دهد که بدنبال آن بازده کار فردی و گروهی افزایش پیدا می کند. به بیان ساده تر شرکتی که افراد آن اعتماد به نفس داشته باشند بدون شرکت موفقی خواهد شد.
یک محیط کاری معمولی بدون شک همواره در حال بمباران تاثیرات مثبت و منفی است که از طرف محیط بیرونی یا محیط محدود درونی شرکت صورت می گیرد. تنها چیزی که می تواند مانع نفوذ بمبها این عوامل منفی به روح و روان ما باشد، اعتماد به نفس است.
به این موضوع اعتقاد داشته باشید و بدانید که این تنها خود شما هستید که می توانید اعتماد به نفس را در خود ایجاد کنید و نه کس دیگر
نوشته شده توسط محمد طاهري در دوشنبه هفتم فروردین 1385 ساعت 17:22 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
دارایی، افکار و عقاید ما چه چیز خاصی دارند که این چنین محکم به آنها چسبیده ایم و حاضر به رها کردنشان نیستیم؟ چرا خود را در دریایی از ابزار و لوازم غرق میکینیم؟ چگونه میتوانیم الگوهای رفتاریمان را چنان تغییر دهیم که خود را از هر قید و بندی آزاد کرده و از زندگی لذت ببریم؟
لاما سوریا داس (Lama Surya Das)، که یک محقق بودایی و نویسنده کتاب "رها کردن شخصیتی که داشتی" (Letting Go of the Person You Used to Be)، به این پرسشها پاسخ میدهد.
در اصطلاح بودایی، رها کردن و گذشتن، در واژه ناپایداری معنا میشود. ناپایداری، اولین حقیقت زندگی در مکتب بودا است. همه چیز در حال تغییر است، همه چیز به وجود می آید، میمیرد و متلاشی میشود. هر کسی در زمانی چیزی را از دست داده یا خواهد داد.
ما کسانی را که دوست داریم از دست میدهیم، سلامتی خود را از دست میدهیم، عینکمان را گم میکنیم، حافظه مان ضعیف میشود، پول گم میکنیم، کلید خانه را جا میگذاریم و بالاخره خود زندگی را هم از دست میدهیم.
سوریا داس میگوید : "دیر یا زود، همه چیز از دست میرود، فقط ما نمیدانیم این اتفاق در چه زمانی می افتد. اگر ما بیش از حد این (موجودات فانی) را نگه داریم، تنها چیزی که برایمان باقی میماند، زخم ناشی از فشار این نگهداشتن است."
او میگوید: "اینجا است که حکمت رها کردن، وارد ماجرا میشود. بر خلاف روشی که بیشتر ما با آن تربیت شده ایم و آموخته ایم که وابسته باشیم و اعتقاد داشته باشیم که در هر چیز، پول و اموال و اطلاعات، همواره "بیشتر، بهتر است"،
روشی میانه نیز وجود دارد که نمیگوید همه چیز باید دور انداخته شود، بلکه ما را راهنمایی میکند تا در این اشتباه که "همواره بیشتر، بهتر، بزرگتر و سریعتر است" باقی نمانیم. به این ترتیب ما زندگی را آغاز میکنیم که معتدلتر، متوازن تر و هماهنگتر است، یک نوع زندگی ساده."
مادیات مانند بارهایی هستند که تنها کارشان سنگین کردن انسان است. زمانی که ما به اندوختن اشیا روی می آوریم، به راحتی از حالت تعادل خارج میشویم زیرا به جای اینکه تنها به اندازه محکم کردن جای خود مصالح برداریم، که نه تنها نمیتوانیم قدم از قدم برداریم، بلکه ممکن است در زیر این بار دفن شویم.
سوریا داس زمانی معنای عمیق وابستگی را شناخت که پس از هشت سال، برای اولین بار رهبانگاه بودایی تبت را ترک کرد. او تازه وارد چهل سالگی شده بود.
"من هیچ اثاثیه ای نداشتم و از این مساله ناراحت نبودم. من اموال بسیار اندکی برای ترک کردن داشتم زیرا نه ملک داشتم نه اتوموبیل، نه کامپیوتر، نه کارت اعتباری، نه کارت بیمه و هیچ کس به هیچ دلیلی به من وابسته نبود. من هیچ نگرانی مالی نداشتم چون اصولا مالی نداشتم. من تازه در میانه چهل سالگی و زمانی که درآمد و اموالی پیدا کردم، متوجه مسایل مالی شدم."
"من مثال زنده این گفته حکیمانه هستم که میگوید : مادیات مانند بارهایی هستند که تنها کارشان سنگین کردن انسان است. زمانی که ما به اندوختن اشیا روی می آوریم، به راحتی از حالت تعادل خارج میشویم زیرا به جای اینکه تنها به اندازه محکم کردن جای خود مصالح برداریم، که نه تنها نمیتوانیم قدم از قدم برداریم، بلکه ممکن است در زیر این بار دفن شویم."
سوریا داس میگوید که زندگی در حالت میانه، با خود آرامش و یگانگی به همراه می آورد؛ حالتی که از تجربه کردن هر چیز آنچنان که هست، ناشی میشود نه با اندوختن مدام. اینجا است که ما با فضیلت "رها کردن" آشنا میشویم.
"از آنجایی که اشیا می آیند و میروند، ما باید بدانیم که اگر به آنها وابسته شویم چه اتفاقی میافتد. چیزی که میخواهم بگویم کاملا غیر عقلانی به نظر میرسد، اما هنگامی که من کمد لباسم را از لباسهایی که سه یا پنج سال پوشیده نشده اند خالی میکنم، یا زیرزمین، کشوها و کمدها یا صندلی اتوموبیلم را تمیز میکنم، حس میکنم که بهتر نفس میکشم، انگار که لوله های تنفسی ام هم پاکیزه شده باشند."
به قول تورو نویسنده و عالم امریکایی قرن 19 : دارایی یک انسان در چیزهایی است که میتواند نداشته باشد.
"این یک بعد روحانی در زندگی ما است، هنگامی که آنچه در بیرون رخ میدهد، درون ما را تحت تاثیر قرار میدهد. اگر میز تحریر یا اتاق ما آشفته است، شاید انعکاسی از این باشد که زندگی ما نیز آشفته است. صد البته که نظم بخشیدن به زندگی بسیار مهمتر از منظم کردن اتاق است، اما من اعتقاد دارم که اگر ما با آنچه قابل لمس است شروع کنیم، زندگی معنوی ما نیز شروع به نظم یافتن و پاک شدن خواهد کرد."
"من به قانون 'سه سال' اعتقاد دارم. اگر من - به غیر از یکی دو مورد کوچک - سه سال از چیزی استفاده نکردم، آن چیز باید برود. این کار با تقویت کردن این حس درونی ایجاد میشود که بدانیم واقعا چقدر نیازهایمان اندک هستند. به قول تورو (Thoreau نویسنده و عالم امریکایی قرن 19)، 'دارایی یک انسان در چیزهایی است که میتواند نداشته باشد.' "
"این شیوه زندگی را باید با قدم برداشتن در آن آغاز کرد. باید از یک جا شروع کرد. من از تمیز کردن میز تحریرم شروع کردم زیرا من یک نویسنده و آموزگار هستم و هر روز پشت این میز مینشینم. به جای اینکه بگویم از امروز تمام زندگیم را پاک و منظم میکنم، کارم را با تمیز کردن میز یا اتوموبیل آغاز کردم."
"همچنین من کار پاکسازی را با حرکتی دست و دلبازانه درآمیختم. برای مثال، من یک ورزشکار و ورزش دوست بودم و مقدار زیادی لوازم ورزشی، دستکشهای بیس بال امضا شده و کارتهای ورزشی داشتم و همه اینها را بدون دلیل موجهی نگه داشته بودم. بعد تصمیم گرفتم آنها را به نوجوانانی بدهم که علاقمند به ورزش بودند."
"قاعده کار این است که لوازم خود را به حرکت وادار کنی. هر چیزی در حال جریان داشتن است، زندگی جریان دارد و کسی نمیتواند با آویختن به اشیا موجب ایستادن این روند سیال شود. هنگامی که چیزی را به کسی میبخشم، احساس بسیار خوبی دارم و جالب اینکه هر چه بیشتر ببخشی، بیشتر به دست خواهی آورد."
Simple Living Magazine ، سحر شهاب
نوشته شده توسط محمد طاهري در دوشنبه هفتم فروردین 1385 ساعت 17:20 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:

تابلو "خسته از کار" اثر وینسنت ون گوگ
امروزه زندگی ماشینی شرایطی را فراهم کرده است که به نوعی در سلامت و آرامش زندگی کردن چندان کار آسانی نیست، روش های پیشنهادی زیر را برای رسیدن به یک حالت تعادل و زندگی آرام تجربه کنید و مطمئن باشید حداقل برخی از آنها می تواند برای شما چاره ساز باشد.
1- زمانی را برای تمدد اعصاب در نظر بگیرید مسلمآ همه ما در طول روز کارهای زیادی داریم که یا دائم در حال انجام دادنشان هستیم ، یا به آنها فکر می کنیم. هر چند در ابتدا کار سختی به نظر می رسد اما سعی کنید در طول روز زمانی را به تمدد اعصاب اختصاص دهید تا بتوانید از حمله قلبی، اضطراب و خستگی مفرط جلوگیری کنید.
زندگی شما ارزشمند است، با احساس فرسودگی وقت خود را هدر ندهید. کافی است هر روز 15 دقیقه از وقت خود را به تمدد اعصاب اختصاص دهید، ممکن است باور نکنید که این کار چه کمک بزرگی به شما خواهد کرد.
2- همیشه یک دفتر یادداشت کوچک همراه خود داشته باشیدهمه جا آنرا با خود ببرید، حتی شب ها آن را کنار تخت خود بگذارید. هر زمان کاری به نظرتان رسید که باید آن را انجام دهید، فورآ یادداشت کنید، کم کم یک لیست خواهید داشت.
هر از گاهی لیست را چک کنید، کارهای غیر ضروری را خط بزنید و با این روش حجم کارتان را سبک کنید. کارهایی که انجام داده اید و از لیست حدف شده اند را مرور کنید.
با کم تر شدن موارد موجود در لیست احساس می کنید زندگی تان در کنترل شماست و به این ترتیب سبک و راحت می شوید.
3- راحت بخوابید اگر شب ها خوب نمی خوابید حتما تا به حال روش های درمانی بسیاری را امتحان کرده اید. روش های زیر را به شما پیشنهاد می کنیم :
قبل از خواب یکی از کارهای مورد علاقه تان را که در طول روز وقت کافی برایش ندارید، انجام دهید.
اگر شما از کتاب خواندن در تختخواب لذت می برید، هر شب سعی کنید حداقل نیم ساعت قبل از خواب کتاب بخوانید. مطمئنا احساس خوبی خواهید داشت، درست مثل اینکه هر شب هدیه ای به خودتان می دهید.
رایحه گل مورد علاقه تان می تواند آرامش بخش باشد، سوزاندن شمع یا عودی که بوی سنبل می دهد در اتاق خواب کار مفیدی است.
برخی مواقع برای زودتر به خواب رفتن، استفاده از چشم بند مفید است. درجه حرارت وسایل گرمایشی اتاق خوابتان را کاهش دهید، نور را به دلخواه تنظیم کنید و سعی کنید با آرامش به خواب روید.
4- هنگامی که از سر کار به منزل می رسید، حداقل پانزده دقیقه استراحت کنید.از بچه ها و همسرتان بخواهید که این وقت را به شما بدهند. به پشت بخوابید (ترجیحا روی زمین)، در حالی که کمرتان با زمین در تماس است، زانوهایتان را بالا ببرید، سپس به آرامی پاهایتان را ازهم باز کنید و روی زمین قرار دهید.
دست هایتان را در طرفین تنه رها کنید، کف دستان رو به بالا باشد. سرتان را به یک جهت کمی متمایل کنید تا گردنتان در حالت مناسبی قرار بگیرد. در این حالت سعی کنید تک تک نقاط بدنتان را رها کنید، از یک پا شروع کنید، زانو ، ران پا و .... برای دستان نیز از انگشتان شروع کنید تا به گردن و صورت و چشم ها و پیشانی برسید. این روش در واقع یکی از حرکات ورزش یوگاست.
5- سعی کنید با چشمان باز تمرکز کنیدیک روش برای تمرکز با چشمان باز این است که به آرامی - بدون اینکه خیره شوید - به شعله یک شمع نگاه کنید. چراع ها را خاموش کنید، یک شمع روشن کنید، راحت بنشینید و به شعله آن بنگرید.
هدف اصلی از این کار تمرکز فکر شماست، بنابراین هرگاه حواستان پرت شد، سعی کنید به آرامی آنرا روی شعله متمرکز کنید. آرامش ذهن پایه و اساس روش های تمدد اعصاب است. به همین دلیل است که همیشه بعد از فعالیت های ورزشی احساس گرما و آرامش می کنید.
6- دوش بگیریدمنظور اصلی این است که هر روز وقتی را به خودتان اختصاص دهید، به حمام بروید. چراغ را خاموش کنید، در وان بخوابید، چشمانتان را ببندید و در آرامش به موسیقی گوش بدهید.
7- آرامش خود را حفظ کنیدروش هایی که برای تمدد اعصاب استفاده می کنید فقط مختص همان زمان نیست. سعی کنید در طول روز به طور مداوم آنها را تکرار و تمرین کنید، در غیر اینصورت تاثیری نخواهند داشت. آرامشی را که بعد از هر روش بدست می آورید حفظ کنید.
اجازه ندهید اتفاقات روزانه آرامش شما را مختل کند. به محض اینکه احساس کردید چیزی باعث به هم ریختن اعصاب شما می شود، به احساس آرامش خود فکر کنید.
8- خود را به خوبی بگذرانیدفراموش نکنید، اگر به خودتان بگویید من باید این کار را انجام دهم، ناخودآگاه نسبت به انجام آن جبهه می گیرید، بنابراین همیشه بگویید "من می توانم". فعالیت های فیزیکی، همیشه احساس خوبی در بدنتان باقی خواهند گذاشت.
9- کارهایی که دوست دارید انجام دهیدزندگی تان را بدون دنبال کردن رویاهایتان پیش نبرید. انجام دادن کارهایی که دوست دارید به خودی خود نوعی احساس آرامش به همراه دارد. حتی اگر قادر نیستید کاری را که دوست دارید انجام دهید، زمانی را به آن اختصاص دهید. همین کافی است و چه بسا کم کم باعث شود کاری که مجبور به انجامش هستید دوست داشتنی تر از قبل به نظر برسد.
10- مهمترین نکته : همیشه سعی کنید مقداری از وقتتان را با دوستان و خانواده بگذرانید.هیچگاه کارتان را به اشخاصی که دوستشان دارید ترجیح ندهید. همیشه برای کسانی که دوست دارید وقت بگذارید. با دیدی وسیع به چیزهایی که باعث رضایت شما در زندگی می شود بنگرید، سعی کنید بدون پشیمانی زندگی کنید.
نوشته شده توسط محمد طاهري در دوشنبه هفتم فروردین 1385 ساعت 17:16 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:

نحوه صحیح نشستن پشت میز کامپیوتر
ارگونومی چیست ؟
ارگونومی به عنوان رشته ای از علوم كه به دست آوردن بهترین ارتباط میان انسان و محیط (کار و زندگی) هدف اصلی آن است، تعریف می شود. ارگونومی با ارزیابی قابلیتها و محدودیتهای انسان (بیومكانیك و آنتروپومتری)، استرسهای كاری و محیطی (فیزیولوژی كار و روانشناسی صنعتی)، نیروهای استاتیك و دینامیك روی بدن انسان (بیومكانیك)، خستگی (فیزیولوژی كار و روانشناسی صنعتی) و طراحی ایستگاه كاری و ابزارها (آنتروپومتری و مهندسی) سر و كار دارد. بنابراین ارگونومی از علوم بسیاری تشكیل یافته است.
نتایج بكارگیری اصول ارگونومی در محیطهای کاری :
- پیشگیری از اختلالات اسکلتی – عضلانی در بین شاغلین (مانند کمر درد ، سندروم تونل کارپال یا درد شدید در مچ دست ، درد ناحیه گردن ، درد ناحیه زانو یا آرنج و...)
- کمک به پیشگیری از حوادث شغلی
- افزایش میزان رضایت مندی کارکنان
- افزایش رفاه و آسایش کارکنان
- کمک به افزایش بهره وری در کار
- کمک به افزایش تولید
ارگونومی در کار با کامپیوترطی چند سال اخیر تولید کنندگان کامپیوتر و تجهیزات مرتبط با آن به طراحی ارگونومیک محصولات خود توجه زیادی نشان داده اند. تولید كنندگان تجهیزات و وسایل كامپیوتر (مانند صفحه كلید، ماوس، میز و صندلی و... ) اكنون سعی می كنند تا محصولات را مطابق با اصول ارگونومی طراحی و تولید كنند. رعایت اصول ارگونومی سبب كاهش ضایعات چشم، سردرد ، كمر درد و فشار در نواحی مچ دست ، شانه و گردن در اپراتورهای كامپیوتر خواهد شد.
كاربرد كامپیوتر در زندگی بشر بسیار زیاد است و تعداد زیادی از افراد ساعتهای متمادی با كامپیوتر كار می كنند. به همین دلیل شناخت عوامل موثر در محیط كار با كامپیوتر اهمیت زیادی دارد وجود شرایط نامناسب در محیط كاری و عدم توجه به موارد ارگونومیکی و بهداشتی هنگام كار با كامپیوتر ممكن است در بلند مدت سبب بروز بیماریها و ناهنجاریها شود.
بیشتر كاربران كامپیوتر در محیط های سربسته و فضاهای كوچك كار می كنند.كمترین ویژگیهای یك محیط كاری مناسب برای كاربران كامپیوتر به قرار زیر است :
1ـ وجود سیستم تهویه مطبوع
2ـ نور كافی و مناسب
3ـ استفاده از میز مخصوص كه دارای عرض و ارتفاع استاندارد باشد.
4ـ استفاده از صندلی ارگونومیک با قابلیت تنظیم ارتفاع.
5ـ استفاده از زیرپایی برای قرار گیری مناسب و راحت پاها.

استفاده از copy holder برای خم نکردن بیش از حد گردن
با وجود رعایت نكات فوق، باز هم امكان بروز بیماریهای خاص برای اپراتور وجود دارد كم تحركی هنگام كار با كامپیوتر ، چشم دوختن در مدت طولانی به صفحه مانیتور و حركات یكنواخت و تكراری مچ دست ، ممكن است سبب بروز انواع عوارض شوند.
برای پیشگیری از این عوارض نكات ساده و مهم زیر را هنگام كار با كامپیوتر رعایت كنید :
1ـ به تناوب از پشت میز كامپیوتر برخاسته، و با نرمشهای خیلی ساده، گردن ، بازو ، مچ دست و پاها را حركت دهید. برای این منظور نرم افزار Stretch Break می تواند به شما کمک زیادی کند.این نرم افزار در مدت زمانهایی که از طرف خود شما مشخص می گردد بر روی صفحه مانیتور شما ظاهر شده و انواع نرمشها را به شما نشان می دهد و شما می توانید به همراه آن چند دقیقه نرمش نمائید.
2ـ صفحه مانیتور (صفحه نمایش) را طوری تنظیم كنید تا ستون فقرات شما به صورت مستقیم قرار گرفته و چشمان شما با قسمت بالایی صفحه نمایش در یك خط مستقیم قرار گیرند. این وضعیت برای چشمان شما راحتی بیشتری به همراه خواهد داشت.
3- فاصله صفحه مانیتور تا چشمان شما باید بین 50 تا 60 سانتی متر باشد.
4- هر 30 دقیقه به اشیائی که در فاصله 6 متری قرار دارند ، چند دقیقه چشم بدوزید.
5 – ارتفاع میز کامپیوتر باید بین 66 تا 71 سانتی متر باشد.
6- ترجیحاً از یک زیر پایی استفاده نمایید و پاها را روی آن قرار دهید.این وسیله به راحت بودن وضعیت پاهای شما کمک می کند.
7- میز کار را طوری قرار دهید که روشنایی لامپ های سقف در طرفین قرار گیرد و از قرار دادن میز در محلی که نور لامپ مستقیماً در برابر شما باشد خودداری شود.در استفاده از روشنایی طبیعی نیز نباید صفحه مانیتور در برابر پنجره قرار گیرد.
8- سطح صفحه کلید، تقریباً هم ارتفاع با دسته صندلی و آرنج باشد و مچ ها به طور عادی روی صفحه کلید ها قرار گیرد، به طوری که هنگام کار، ساعدها تقریباً موازی با افق قرار گرفته و زاویه بین مچ دست و ساعد، ۵ تا ۱۰ درجه باشد. موقعیت mouse در همان ارتفاع و فاصله نسبت به صفحه کلید است.

استفاده از زیرپایی برای قرار گیری مناسب و راحت پاها
9- روشنایی محل کار باید مخلوطی از نورسفید و زرد بوده (ترجیحاً از لامپ مهتابی استفاده شود) و شدت آن درحدود ۳۰۰ لوکس باشد.
10- برای به حداقل رساندن فشار بر روی گردن و کمر هنگام تایپ یک نوشته یا نامه ، استفاده از نگهدارنده های کاغذ برای قرار دادن نامه روی آن لازم است.
11- برای اتاق کار، دمای 23-19 درجه سانتی گراد و رطوبت حدود ۵۰ درصد مناسب است.
12- بهتر است با باز کردن درب و پنجره ها و یا تعبیه دستگاه تهویه ، هوای اتاق به طور مرتب تعویض شود.
ویژگیهای صندلی ارگونومیک :1- ارتفاع صندلی باید قابل تنظیم باشد. ارتفاع صندلی ، 41 تا 52 سانتی متر توصیه می شود.
2- سطح نشیمنگاه صندلی باید دارای طول و عرض 40 تا 48 سانتی متر باشد.برای افراد چاق صندلی های پهن تر توصیه می شود.
3- ضخامت تشک در حدود ۴ تا ۵ سانتی متر باشد و رویه آن از جنسی باشد که اصطلاحاً بتواند تنفس کند و لبه جلو صندلی، گرد و لبه بیرونی آن، نرم باشد.
4- زاویه پشتی با تشک صندلی ، حداقل ۹5 تا ۱۱۰ درجه باشد. 5- عرض پشتی صندلی باید حداقل 32 تا 36 سانتی متر باشد.ارتفاع پشتی صندلی را نیز بین ۵۰ تا 82 سانتی متر توصیه می کنند.صندلی باید در قسمت قرار گرفتن گودی کمر (ارتفاع 15 تا 20 سانتی متراز پایین) داری یک قوس محدب و در قسمت پشت دارای یک قوس مقعر باشد.
6- صندلی های مورد استفاده در کار با رایانه بهتر است دسته دار بوده و دسته آن با ارتفاع میز کار مطابقت داشته باشد. همچنین دارای ۵ چرخ بوده و چرخان باشد. شیب کف صندلی ۵ تا ۱۵ درجه برای تمایل به جلو و ۵ درجه تمایل به عقب را امکان پذیر سازد.
محمدرضا میرغلامی ، کارشناس بهداشت حرفه ای
mirgholami@saipacorp.com
نوشته شده توسط محمد طاهري در دوشنبه هفتم فروردین 1385 ساعت 17:9 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:

سردرد، فشار خون، خستگی، سوء هاضمه و ... از جمله عوارض در معرض آلودگی صوتی بودن است.
سر و صدای زیاد و طولانی مدت در محل کار، قدرت شنوایی شما را چنان تدریجی و بدون درد و رنج از بین میبرد که شما متوجه این زوال تدریجی نخواهید شد. بخشهایی از گوش که وظیفه آنها انتقال اصواتی با فرکانس بالا است، اولین قسمتهایی هستند که دچار آسیب میشوند.
میزان این صدمه به بلندی صدا و مقدار صدایی که شما در معرض آن هستید، بستگی دارد. صدای انفجارهای ناگهانی مانند شلیک اسلحه میتواند موجب آسیب آنی شود.
بعضی از افرادی که در معرض اصوات بیش از حد بلند هستند دچار حالت زنگ زدن گوش میشوند، که فرد مبتلا به آن به طور دائم از شنیدن صدای وزوز یا سوت از درون گوش خود رنج میبرد.
در بسیاری از مواردی که فرد شنوایی خود را به دلیل آلودگی صوتی از دست میدهد، درمانی وجود ندارد و وسایل کمک شنوایی تنها میتوانند صداها را تقویت کنند اما نمیتوانند شنوایی عادی را به فرد بازگردانند.
اثرات دیگر آلودگی صوتیآلودگی صوتی، گذشته از آسیب جدیی که به شنوایی وارد میکند، قرار گرفتن در معرض اصوات شدید و مداوم میتواند مشکلات دیگری نیز تولید کند. از جمله:
• سردرد
• فشار خون بالا
• خستگی
• تحریک پذیری و زودرنجی
• سوء هاضمه
• افزایش قابلیت بدن در ابتلا به بیماریهایی چون سرماخوردگی و عفونتهای جزیی
شیوه عملکرد گوشارتعاش مولکولهای هوا امواج صوتی را به وجود می آورد. صداهایی با فرکانس پایین دارای امواجی با فواصل (طول موج) زیاد هستند در صورتی که موجهای صدایی با فرکانس بالا تقریبا به هم چسبیده اند (به عبارتی طول موج کوتاهی دارند). این امواج از میان گوش خارجی به گوش میانی میرسند و موجب ارتعاش پرده صماخ میشوند.
سه استخوان ریز که در سمت دیگر این پرده قرار دارد، این ارتعاش را دریافت میکنند و آنرا به گوش داخلی منتقل میکنند. در اینجا، نوسانات توسط یک عضوکوچک و حلزونی شکل دریافت شده، موهای ریز روی آن پیام را دریافت کرده و توسط عصب قسمت حلزونی آنرا به مغز میفرستند.
این موهای ریز و حساس توسط امواج صدای بسیار بلند خم شده، آسیب دیده یا میشکنند و بافت این قسمت دچار آسیب دیدگی شده و نخواهد توانست امواج صدا را انتقال دهد. به این ترتیب، قسمتهایی که کارشان انتقال اصوات بلند است، زودتر تحت تاثیر قرار میگیرند.

آلودگی های صوتی شدید می توان برای گوش انسان خطرات جبران ناپذیر داشته باشد.
مقادیر خطرناک
بلندی صدا با واحدی به نام دسیبل اندازه گیری میشود. میزان حساسیت به صدا در هر فرد متفاوت است، اما متخصصین اعتقاد دارند که هنگامی به شنوایی آسیب میرسد که صدا بلندتر از 85 دسیبل باشد، که چیزی در حدود صدای یک ترافیک سنگین است.
هرچه صدا بلندتر شود، شانس از بین رفتن شنوایی بیشتر است. البته طول مدت شنیدن صدا هم بسیار مهم است. برای مثال قرار گرفتن در معرض صدایی با بلندی 109 دسیبل، بیش از دو دقیقه، بسیار خطرناک است. اگر سر و صدا به قدری بلند باشد که شما برای اینکه صحبت کنید مجبور به فریاد زدن شوید، اگر گوشتان زنگ میزند یا حس میکنید صدا در گوشتان میپیچد، باید بدانید که صدا بیش از حد بلند و خطرناک است.
کاهش آلودگی صوتی در محل کاردرجه بلندی صدا را میتوان با یک ابزار مخصوص به نام صدا سنج اندازه گیری کرد. این ابزار فشار امواج صوتی موجود در هوا را مشخص میکند. کم کردن از مقدار قرارگیری در آلودگی صوتی به روشهای زیر امکان پذیر است:
• تجهیزات را عوض کنید یا آنها را تنظیم نمایید.
• دستگاه پر صدا را در کم رفت و آمدترین نقطه قرار دهید یا اتاقی که دستگاه در آن است را با عایق صوتی بپوشانید.
• سعی کنید طوری برنامه ریزی کنید که در طول روز در بخشهای کم صداتر محل کار نیز حضور داشته باشید و تمام مدت در نعرض صدا نباشید.
• از لوازم شخصی حفاظتی مانند گوشی یا محافظ داخلی گوش استفاده کنید.
بازبینی مداومبازرسان سلامت شغلی و متخصصین میتوانند در کاستن آلودگی صوتی محل کار به شما کنند. درجه صدا باید مدام اندازه گیری شود و تمام اقدامات ممکن برای حفظ شنوایی کارکنان باید انجام شود. شرکتها و کارخانه ها باید هر ساله یک تست شنوایی سنجی برای کارکنان خود تدارک ببینند و پیشگیریهای لازم را انجام دهند زیرا هنگامی که شنوایی آسیب دیده باشد، قابل برگشت نخواهد بود. اگر احساس میکنید دچار اختلالات شنوایی شده اید، بلافاصله با پزشک تماس بگیرید.
نوشته شده توسط محمد طاهري در دوشنبه هفتم فروردین 1385 ساعت 17:6 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
اغلب ما متوجه نمی شویم که اضطراب تمام وجود ما را در بر گرفته و ممکن است بدون اینکه بدانیم اخمی روی پیشانی مان نقش بسته یا در حالی که به آرواره هایمان فشار می آوریم وارد محل کار می شویم. باید لحظه ای بایستیم ، نگاهی به سراپای خود بیاندازیم، قدری فکر کنیم و اضطراب را از بدن خود بیرون کنیم بهتر است در طول روز چند بار این کار را انجام دهیم.
• مدیتیشن روشی است که به ذهن آموزش می دهد تا بتواند روی یک شی ء ساده تمرکز کند. با این کار برای مدتی به ذهن خود استراحت داده تا بدین وسیله از فکر کردن در مورد مشکلات و نگرانی ها رها شود. در این رابطه می توانید به روی یک شیء یا یک رنگ ساده، گل یا نحوه تنفس خود تمرکز کنید.
• هنگامیکه در یک فروشگاه یا در صف بانک، در پشت ترافیک چراغ قرمز و یا منتظر آسانسور هستید، مثلا به جای شکایت کردن از سنگینی ترافیک و افزایش اضطراب خود با تمرکز بر روی تنفس و دم و بازدم خود به ذهنتان استراحت دهید و نگرانی ها را از خود دور کنید.
• یک صحنه دلنشین که می تواند موضوع مدیتیشنی خوبی باشد همانند نیلوفر آبی، رنگین کمان و یا آبشار را تصورکرده و بر روی آن تمرکز کنید.
• در وقت استراحت ناهار در کنار جای خواندن روزنامه و یا به هنگام بیکار نشستن، 15 دقیقه مدیتیشن کنید.
• اجازه ندهید استرس ها هر روز بیشتر انباشته شوند و از روزی به روز بعد انتقال یابند. در پایان هر روز و یا آغاز روز بعد، زمانی را برای مدیتیشن اختصاص دهید تا اضطرابی را که در طول روز با آن مواجه بودید از میان برود.
• بهتر است به صورت گروهی مدیتیشن کنید زیرا مدیتیشن گروهی ساده تر است و در این حالت کمتر عوامل خارجی مزاحم شما می شود (مانند زنگ تلفن خانه).
• یکی از مزایای مدیتیشن افزایش آگاهی از آن چیزی است که در درون شما می گذرد. می توانید افکار منفی که در سر دارید و یا نگرانی ها و شک و تردیدی که ساخته ذهن خودتان است را شناخته و به وسیله مدیتیشن می آموزید که آنها را باور نکرده و از خود دور کنید.
• فراگیری نحوه مدیتیش کردن زمان می برد و اگر این کار به نظرتان خسته کننده و سخت بود از آن منصرف نشوید. اغلب مردم بعد از دوره کوتاهی از عدم توانایی خود برای ادامه مدیتیشن صحبت می کنند ولی آیا شما می توانید با یک جلسه تمرین سونات بتهوون را با پیانو بنوازید؟
• در خانه محل مشخصی را برای این کار انتخاب کنید و به افراد خانواده متذکر شوید تا به هنگام مدیتیشن در این محل مزاحم شما نشوند.
برگرفته از سایت : http://www.farya.com/id/1102
نوشته شده توسط محمد طاهري در دوشنبه هفتم فروردین 1385 ساعت 17:0 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
برخی از مردم به دلیل اینکه کار و یا شرکت شخصی برای خود ندارند تاسف خورده، در مواردی نیز احساس افسردگی می کنند و از کار خود لذت نمی برند. اگر شما نیز جزو این دسته از افراد هستید برای حل این مشکل باید در ابتدا خود را به عنوان رییس شرکت فرضی خودتان تصور کنید و برای اینکه از استرس خود در محل کارتان بکاهید به نکات زیر توجه داشته باشید :
1. برنامه کاری برای خود تنظیم کنیدیکی از دلایل کمتر بودن میزان استرس افرادی که کاسبی شخصی دارند این است که آنها سرنوشت خود را خودشان کنترل می کنند، درست همانند کسی که به تنهایی می دود، او می تواند به هر سرعت دلخواه بدود هرگاه نیاز داشت استراحت کند و ... در حالی که اگر او با گروه به دویدن و ورزش می پرداخت اینگونه شرایطی را نداشت.
اما نگران نباشید، مشکلی نیست. شما می توانید به سرعت کنترل خود را بر کارهایتان افزایش دهید، فقط باید بدانید هدف از کاری که انتخاب کرده اید چیست؟ و بنا به تعریف شغلی تان از کارتان چه چیزی می خواهید به دست آورید؟
در ابتدا از خود بپرسید که به چه دلیل این کار راانتخاب کرده اید و سپس از خود بپرسید که در این راستا چه چیزی بیشتر برایتان مهم است؟ آیا با شغلی که دارید آرزوهایتان تحقق می یابد؟ چگونه می توانید این خواستها را به اولویتهای کاری خود بدل کنید و از شغل خود برای رسیدن به آنها استفاده کنید و چگونه می توانید برنامه کاری برای خود داشته باشید؟
2.احساس پیشرفتافرادی که کاسبی شخصی خود را دارند با برداشتن قدم در راههای مطمئن از تاثیرات منفی استرس بر کارشان می کاهند و موجب پیشرفت خود می شوند، شما نیز باید اینگونه عمل کنید.
مطمئن شوید که پیشرفت می کنید و مرتبا به هدفتان نزدیکتر می شوید. از امروز به دنبال راههای کوتاه مدت و بلند مدتی باشید که توانایی هایتان را افزایش می دهد، حال که شرکتی برای خود ندارید، شایستگی های خود را در محلی که کار می کنید گسترش دهید. مطمئن باشید بدین ترتیب احساس پیروزی خواهید کرد. هیچ چیزی به اندازه داشتن حس پیروزی استرس شما را از بین نمی برد.
3.از انزوا بپرهیزیدمهمترین نشانه استرس در محیط کار احساس انزواست و یکی از نتایج مهم استرس اینست که ما هر چه بیشتر خود را منزوی کنیم از ارتباط با دیگران بیشتر پرهیز می کنیم درنتیجه احساس استرس بیشتر و بی وقفه تری خواهیم داشت. این امر موجب می شود تا زمانی که ما از دیگران کناره گیری می کنیم، توانایی فکر کردن و تصمیم گیری درست را از دست بدهیم.
اما شما از دو راه می توانید مانع از این اتفاق شوید.
ابتدا مطمئن شوید که هرروز وقت زیادی را درارتباط برقرار کردن با دیگران می گذارید. اگر ممکن است حتمآ با افراد بصورت حضوری یا درغیر اینصورت با تلفن ارتباط داشته باشید. (از نامه نگاری برای بپرهیزید، چون مهارت های شما را به کندی افزایش می دهد) سپس با کسانیکه به آنها اطمینان دارید صحبت کنید. دقت کنید که ممکن است در ابتدا میزان استرس شما بیشتر شود، اما نگران نباشید.
بسیار مهم است که از دریچه خود به مشکلات نگاه کنیم، البته دانستن دیدگاه دیگران در مورد موقعیت ما نیز جالب و مفید خواهد بود. در نهایت پندی که می گیریم اینست که مهم نیست تا چه زمان این کابوس ادامه دارد، بلکه مهم آن است که در مسیر رفع آن بکوشیم و بلاخره راهی برای پایان یافتن آن وجود دارد.
4.از شکایت کردن بپرهیزیدیکی از دلایل موفقیت افرادی که کاسبی خود را دارند اینست که شکایت نمی کنند و یا به عبارتی فرد بالادستی را برای شکایت کردن ندارند. این عمل انرژی ما به سرعت تخلیه می کند و میزان استرس را بالا می برد.
عادت به شکایت کردن باعث ویرانگری و محروم کردن خود از مزایای کار می شود و امور را بدتر می کند. بنابراین وقتی از این حالت بیرون آمدید به خود یک شک روانی بدهید و به این جمله بیندیشید که من اداره کننده سرنوشت خود هستم. به جستجوی مسائلی بروید که می تواند در این موقعیت به شما کمک کند و اگر گیج شدید از دیگران کمک بگیرید.
5. به خود استراحت بدهیدبرای نتیجه گیری از گفته های بالا باید بدانیم که زیاده روی در هر چیزی خوب نیست. همه ما برای دوباره جوان شدن، برای بازسازی نیروی تجسم، بهبود بجشیدن به کارهایمان به یک زمان استراحت نیاز داریم و بهترین کاری که می توان در این راستا انجام داد فعالیتهای مفرح فیزیکی است.
نوشته شده توسط محمد طاهري در دوشنبه هفتم فروردین 1385 ساعت 16:54 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید: