برگرفته از :
http://thoughts.blogfa.com/post-138.aspx#138
این مطلب طولانیه اما اگه کمبود اعتماد به نفس دارین به نظر من ارزش خوندن داره.
اعتماد به نفس دیدگاهی است که به فرد اجازه میدهد تا از خود تصویری مثبت و واقعی داشته باشند. افراد بااعتمادبه نفس به تواناییهایشان اعتماد میکنند٬ به طور کلی حس میکنند که برزندگیشان کنترل دارند٫ و باور دارند که در یک طیف منطقی قادر به انجام کارهایی که میخواهند و برنامه ریزی میکنند هستند. داشتن اعتماد به نفس به این معنی نیست که فرد قادر به انجام همه کاری هست. افراد با اعتماد به نفس انتظارات واقع گرایانه دارند. حتی وقتی که بعضی از انتظاراتشان برآورده نمیشود دیدگاه مثبتشان را حفظ میکنند و خودشان را قبول دارند.
آنهایی که اعتماد به نفس کمتری دارند برای اینکه در مورد خودشان احساس خوبی داشته باشند به مقدار زیادی به تایید دیگران وابسته هستند. آنها معمولا از ریسک کردن اجتناب میکنند به خاطر اینکه از شکست میترسند. معمولا انتظار موفق شدن ندارند. معمولا خودشان را دست کم میگیرند و اگر تشویق یا تحسین بشوند آنرا کوچک جلوه میدهند یا رد میکنند. برخلاف این افراد آدمهای با اعتماد به نفس ریسک رد شدن از طرف دیگران را قبول میکنند به خاطر اینکه به تواناییهای خودشان اعتماد دارند. آنها خودشان را میپذیرند و این حس را ندارند که باید خودشان را وفق بدهند تا پذیرفته شوند.
اعتماد به نفس الزاما خصوصیتی نیست که در همه ابعاد زندگی فرد تبلور داشته باشد. معمولا افراد در بعضی از جنبه ها اعتماد به نفس دارند (مانند درس یا ورزش) اما در بعضی از جنبه ها اصلا اعتماد به نفس ندارند(مثل تیپ و قیافه یا روابط اجتماعی).
اعتماد به نفس در ابتدا چگونه شکل میگیرد؟
عوامل زیادی در شکل گیری اعتماد به نفس موثرند. روش و دیدگاه والدین در شکل گیری احساس فرزندان به خودشان نقش قاطع و اساسی دارد مخصوصا در سنین پایین. وقتی که والدین پذیرش بی قید و شرط به فرزنداشان دارند کودکان یک پی ریزی محکم برای احساسات مثبت نسبت به خودشان دریافت میکنند. اگر یکی یا هردوی والدین انتقاد بیش از حد بکنند یا اگر بیش از حد از فرزندانشان حمایت کنند و حرکتهای آنها را به سوی استقلال تشویق نکنند (یا در مقابلش مقاومت کنند)٬ بچه ها ممکن است به این نتیجه برسند که بیعرضه هستند یا به قدر کافی خوب نیستند یا فرودست و درجه دو(inferior) هستند. اما اگر والدین تلاشهای کودکان برای اتکای به خود را تشویق کنند و زمانی که بچه ها اشتباه میکنند آنها را دوست داشته باشند و قبولشان کنند کودکان هم یاد میگیرند که خودشان را قبول داشته باشند و اعتماد به نفس نتیجه طبیعی این رفتار خواهد بود.
شاید تعجب کنید که عدم اعتماد به نفس الزاما ربطی به بیعرضه بودن ندارد. در واقع اکثر مواقع عدم اعتماد به نفس نتیجه تمرکز بیش از حد بر روی خواسته های غیر واقع گرایانه یا استانداردهای اطرافیان٬ به خصوص والدین و جامعه٬ است. تاثیر دوستان بر احساسات شخص نسبت به خودش حتی میتواند از اثر والدین و جامعه بیشتر باشد. دانشجویان در سنین دانشگاه ارزشهای خانواده را دوباره ارزیابی میکنند و به همین خاطر علی الخصوص نسبت به تاثیر دوستان و اطرافیان آسیب پذیر هستند.
فرضیاتی که بر اعتماد به نفس اثر میگذارند
در پاسخ به تاثیرات بیرونی افراد فرضیاتی میکنند که بعضی از آنها سازنده و بعضی مضر هستند. بعضی از فرضیاتی که بر اعتماد به نفس اثر سو دارند و روشهای جایگزین فکر کردن درباره آنها عبارتند از:
۱. فرض: " من حتما باید همیشه علاقه یا تایید همه افراد مهم زندگیم را داشته باشم"
روش جایگزین: این یک هدف کمالگرا و غیر قابل دسترسی است. واقع گرایانه این است که استانداردها و ارزشهای فردی داشته باشیم که کاملا وابسته به تایید دیگران نباشند.
۲. فرض:" من باید کاملا قابل(competent) و کافی باشم و باید در همه امور مهم زندگیم موفق شوم".
روش جایگزین: این هم کمالگرایی(perfectionism) و غیرقابل دسترس است که به این معنی است که ارزش شخصی با دستاوردهای فرد تعریف میشود. دستاورد(achievement) میتواند به رضایت شخص کمک کند اما شما را ارزشمندتر نمیکند. ارزشمند بودن یک صفت ذاتی است که همه افراد بشر دارای آن هستند.
۳. فرض:" همه گذشته من همیشه مهم است و احساسات و رفتار من را در زمان حاضر کنترل میکند".
روش جایگزین: با وجود اینکه واقعیت دارد که اعتماد به نفس شما علی الخصوص در مقابل اثرات ناشی از زمان کودکی شما آسیب پذیر است اما وقتی شما بزرگ میشوید شما بر این آثار آگاهی و دید پیدا میکنید. در روال این آگاهی و دید شما میتوانید انتخاب کنید که کدامیک از این اثرات را میخواهید که کماکان بر زندگیتان تاثیر داشته باشد. شما مجبور نیستید که در مقابل اتفاقات گذشته درمانده باشید.
الگوهای فکری مخرب
فرضیات مخرب مانند آنهایی که در بالا تشریح شد شما را در مقابل افکار مخرب آسیب پذیر میکند.
همه یا هیچ چیز: " من نمونه مطلق بیعرضگی هستم وقتی کاری عالی انجام نمیشود".
فقط نیمه خالی لیوان را دیدن: انگار که فاجعه در هر گوشه ای منتظر است. یک نکته منفی٬ یک انتقاد٬ یا یک نظر تمام واقعیت ها را تحت الشعاع قرار میدهد. " من نمره شیمی ام خیلی بد شد٬ امکان نداره کنکور پزشکی قبول بشم".
بزرگ کردن نکات منفی/کوچک کردن نکات مثبت: نکات مثبت به اندازه نکات منفی مهم نیستند. " میدونم که شیش تا مسابقه رو برده ام اما اگه این یکی رو ببازم حالم از خودم بهم میخوره".
بدون هیچ قید و شرطی احساسات رو به عنوان واقعیت قبول کردن: " من حس میکنم زشتم پس حتما زشتم."
تاکید بیش از حد بر "باید" ها: " باید" ها اغلب کمالگرایانه و انعکاس انتظارات بقیه هستند تا اینکه بیان انتظارات و خواسته های خود شما. " هرکسی باید وقتی وارد دانشگاه میشود برای آینده شغلی اش برنامه داشته باشد. اگه من نمیدونم پس حتما یه جای کارم ایراد داره".
برچسب زدن: برچسب زدن کار ساده ایست و عموما حالت سرزنش دارد." من یه بازنده ام(loser-این کلمه در انگلیسی مفهوم بیشتر از مسابقه رو داره و به شخصیت آدمها بر میگرده. یعنی کلا آدم بازنده ای/انار) و این تقصیر خودمه".
قادر نبودن به قبول کردم تمجید ها: " واقعا از این لباس خوشت میاد؟ به نظر من که چاقم میکنه".
استراتژی برای بالابردن اعتماد به نفس
روشهای زیر ممکن است برای غلبه بر تفکرات مخرب مفید باشند.
بر نقاط قوت تاکید کنید: برای سعی کردن به خودتان نمره مثبت بدهید. با تمرکز بر کارهایی که قادر به انجامشان هستید به خودتان برای تلاشهایتان جایزه بدهید به جای اینکه فقط بر نتیجه نهایی تمرکز کنید. اگر به جایی اینکه از کارهایی که باید انجام بدهید شروع کنید از کارهایی که میتوانید انجام دهید شروع کنید این به شما کمک میکند تا بتوانید در حیطه اجتناب ناپذیر محدودیتهایتان زندگی کنید.
ریسک کنید: به تجربه های جدید به عنوان فرصتهایی برای یادگیری نگاه کنید به جای اینکه به اتفاقی که در آن یا میبرید یا میبازید. این کار به شما کمک میکند تا با آغوش باز با اتفاقات جدید برخورد کنید و میتواند پذیرش شما را نسبت به خودتان بالا ببرد. اگر این کار را نکنید هر فرصتی میتواند به موقعیتی برای شکست خوردن تبدیل شود و از رشد شخصیتی جلوگیری میکند.
از گفتگوی درونی(Self-talk) استفاده کنید: از گفتگوی درونی به عنوان وسیله ای برای مقابله با فرضیات مخرب استفاده کنید. تمرین کنید تا مچ خودتان را در حین این فرضیات بگیرید. بعد به خودتان بگویید " بس کن!" و آن را با یک فرضیه منطقی تر جایگزین کنید. مثلا اگر مچ خودتان را میگیرید که انتظار بی عیب بودن دارید به خودتان یاد آوری کنید که شما نمیتوانید همه کارها را بی عیب و نقص انجام بدهید٬ فقط میتوانید برای انجام دادن کارها تلاش کنید و میتوانید سعی کنید که آنها را خوب انجام بدهید. این به شما کمک میکند تا خودتان را قبول داشته باشد در حالیکه هنوز برای پیشرفت تلاش میکنید.
ارزشیابی خود: یاد بگیرید که خودتان را به صورت مستقل ارزیابی کنید. این به شما کمک میکند تا از احساس پریشانی و آشفتگی (sense of turmoil) که به خاطر تکیه کردن دربست به توقعات و نظرات دیگران پیش می آید دوری کنید. اگر بر احساسات درونی خودتان نسبت به رفتار٬ کار و ...خودتان تمرکز کنید هوش و شعورتان نسبت به خود(sense of self) بیشتر میشود و این شعور به شما کمک خواهد کرد تا به راحتی قدرت شخصیتان را به دیگران تسلیم نکنید.
طبع شوخی(sense of humor): سعی کنید یاد بگیرید که وقتی کار "احمقانه " ای میکنیدیا اشتباهی میکنید بتوانید به خودتان بخندید. این موقعیت ها را به عنوان بخشی از انسان بودنتان قبول کنید. این به شما کمک میکند تا اعتماد به نفس بیشتری داشته باشید و بتوانید ارتباطتان را با بقیه بهبود ببخشید.
نوشته شده توسط محمد طاهري در دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385 ساعت 9:34 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
برگرفته از سايت مردمان :
http://www.mardoman.com/success/influe.aspx
نويسنده : آرمند
بهترین ایده ها هم اگر کسی به آنها توجه نکند، ارزشی نخواهند داشت. در این مقاله می خواهیم به شما آموزش دهیم که چطور نظر رئیستان را به پیشنهادات و ایده های خود جلب کنید.
کارمندان باهوش و کاردان بیشتر از آنکه از کارهای رئیسشان اطلاع داشته باشند، از کارهای خودشان اطلاع دارند. من فرض را بر این می گیرم که شما هم، مثل اکثر خوانندگان مقاله های من، کارمندی کاردان و باهوش هستید. اکثر کارمندان کاردان، به ویژه آنها که پیش زمینه های فنی نیز داشته باشند، سالها وقت خود را صرف یادگیری و تجربه کرده اند که باعث می شود بتوانند ایده ها و نظرات جالبی در حیطه کاری خود ارائه دهند.
اما متاسفانه اکثر آنها نمی دانند که چطور نظر رئیسشان را به نظراتشان جلب کنند و ایده هایشان را به مرحله عمل برسانند. حتی ایده های بزرگ هم اگر به مرحله ی عمل نرسند، هیچ سودی برای شرکت نخواهند داشت.
راهنمایی هایی که در زیر به آنها اشاره می کنم، برای کمک به شما برای جلب نظر رئیس آورده شده است. البته موفقیت شما را تضمین نمی کند، اما می تواند تا حدودی کمکتان کند.
مسئولیت پذیر باشید. مثل یک فروشنده فکر کنید، نه یک متخصص.
تحت تاثیر قرار دادن رئیس هم از جهات زیادی شبیه به فروش محصولات یا ارائه خدمات به مشتریان خارج از شرکت است. آنها مجبور نیستند بخرند، این شمائید که مجبورید بفروشید!
هر فروشنده خوبی برای رسیدن به نتیجه، مسئولیت قبول می کند. هیچکس از فروشنده ای که مشتری را به خاطر خرید نکردن سرزنش می کند خوشش نمی آید. پس وقتی پیشنهادتان را ارائه می دهید، با رئیس خود طوری برخورد کنید که فروشنده های کاردان با مشتریان خود رفتار می کنند.
با اینکه اهمیت قبول مسئولیت در فروش های خارجی کاملاً مشخص است، اما تعداد بسیار زیادی از کارمندان شرکت ها ساعات زیادی را صرف سرزنش کردن رئیسشان برای قبول نکردن ایده هایشان می کنند، به جای اینکه خودشان را برای ناتوانی در فروش آن ایده ها سرزنش کنند. اگر وقت خود را به جای متهم کردن رئیس، برای ارتقاء توانای خود در عرضه ایده ها و پیشنهاداتمان صرف کنیم، مطمئناً موفق خواهیم شد.
به هدف اصلی فکر کنید – نه فقط آنچه به سود شماست!
یک فروشنده کاردان هیچ وقت به مشتری خود نمی گوید، "شما باید این محصول را بخرید، چون اگر نخرید من به هدفم نمی رسم!"
فروشنده های کاردان به نیازهای مشتریانشان توجه می کنند، نه اینکه توقع داشته باشند مشتریان به فکر نیاهای آنها باشند. شما هم به عنوان کارمند شرکت باید به فکر اهداف شرکت باشید، نه نیازهی گروه و بخش خودتان.
وقتی پیشنهاداتتان را مطرح می کنید، فقط به تاثیر کلی آن تصمیم بر روی شرکت فکر کنید. در اکثر موارد، نیازهای بخش و نیازهای شرکت مستقیماً باهم در ارتباط هستند. اما در بعضی موارد، این ارتباط چندان مشخص نیست. به هیچ وجه تصور نکنید که مدیر شرکت بین سود و منفعت بخش شما و تاثیر مثبت بر روی شرکت به طور کلی، ارتباط برقرار خواهد کرد.
خود را برای پیروزی در جنگ های بزرگ آماده کنید. انرژی و روحیه خود را با صرف مسائل پیش پا افتاده نکنید.
وقت مدیر یا رئیس شرکت خیلی محدود است. پس قبل از اینکه با او وارد صحبت شوید، خودتان ایده هایتان را به طور کامل تجزیه و تحلیل کنید. وقتتان را بر سر مسائلی که تاثیر چندانی بر نتیجه کار ندارد تلف نکنید. روی کارهایی زمان بگذارید که تاثیر عمیق داشته باشند. تا می توانید از کنار مسائل پیش پا افتاده بگذرید.
مخصوصاً توجه زیادی به بحث و جدل بر سر مسائلی مثل برد و باخت تیم های ورزشی، رستوران و ماشین نکنید. مردم معمولاً بیشتر از اینکه بر سر مسائل مهم کاری از دست ما ناراحت شوند، بر سر همین مسائل پیش پا افتاده از ما می رنجند. یادتان باشد که شما حقوق می گیرید که برای پیروز شدن بر سر مسائل مهم کاری تلاش کنید، نه بر سر قدرت یک تیم فوتبال.
تحلیلی واقعگرایانه از هزینه های اجرایی ایده هایتان داشته باشید.
هر شرکت، منابع، زمان و انرژی محدودی دارد. پذیرش ایده ی شما می تواند به معنای رد شدن یک ایده دیگری باشد که خالق آن فکر میکرد عالی است. خود را برای یک بحث واقعبینانه درمورد هزینه های ایده تان آماده کنید. یادتان باشد که ممکن است ایده یک نفر دیگر قربانی به اجرا درآوردن ایده شما شود.
وقتی خود را برای چنین بحث تحلیلی آماده کردید، برای پذیرش اعتراضات وارده به ایده تان هم آماده شده اید. باید ببینید که آیا هزینه های به اجرا درآوردن ایده تان ارزش منفعت های آن را دارد یا نه.
نوشته شده توسط محمد طاهري در شنبه بیست و یکم بهمن 1385 ساعت 18:11 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
همه ي ما در بعضي مراحل زندگي مجبور به سخنراني کردن مي شويم. مصاحبه اي براي کار جديدتان است؟ سخنراني براي ناظر يا هيئت مديره ي شرکت محل کارتان است؟ بله، همه ي اين ها سخنراني هاي بسيار مهمي هستند و مي توانند آينده ي شما را رقم بزنند. پس نگذاريد که اين فرصت ها از دست بروند بدون اينکه شانس موفقيتتان را بالا ببريد.
در اينجا به نکاتي اشاره مي کنيم که هنگام سخنراني کردن براي شنوندگاني حرفه اي و متخصص بايد به خاطر داشته باشيد.
1- شنوندگان را هم درگير کنيد
شنوندگان هم دوست دارند که وارد ماجرا شوند، نه اينکه فقط گوش کنند و حوصله شان سر برود. شما بايد به آنها براي نشستن و گوش دادن به حرفهايتان دليل بدهيد. 30 تا 90 دقيقه زمان داريد تا بتوانيد توجه آنها را جلب کنيد. مي توانيد همان تکنيک قديمي شروع کردن سخنراني با يک جوک را به کار گيريد. اما...شايد زياد هم ايده ي جالبي نباشد.
اشتباه نکنيد--مطمئناً دادن يک جنبه ي شوخي آميز به سخنرانيتان قابل قبول است. اما اگر اين جنبه را به صورت کلي وارد سخنراني کنيد با اينکه سخنراني را با يک جوک شروع کنيد بسيار متفاوت است. پس بهتر است که آن را با يک سوال آغاز کنيد. اين تکنيک بسيار جواب مي دهد. چون شنوندگان را هم وارد بحث مي کند. تکنيک ديگري که گه گاه توسط بعضي سخنرانان به کار گرفته مي شود بردن نام بعضي از اشخاص بين حضار است.
2- سرزنده و با روح باشيد
بهترين سخنرانان کساني هستند که چه در حرکاتشان و چه در سخن گفتنشان با روح و سرزنده هستند. خوب نيست که خود را پشت سکو پنهان کنيد يا فقط در گوشه اي باستيد. دفعه ي بعد اين کار را امتحان کنيد: وقتي براي يک گروه 20 نفره يا بيشتر سخنراني مي کنيد، حين صحبت کردن بين شنوندگانتان راه برويد. هر از چند گاهي ايستاده و دستتان را روي شانه ي يکي از شنوندگان قرار دهيد. با اين کار باعث خواهيد شد که توجه آنها به شما بيشتر جلب شده و به حرفهايتان دقيق تر گوش کنند.
3- صدايي تاثيرگذار داشته باشيد
روي چيزي که مي خواهيد تحويل دهيد، زمان بگذاريد. کسي توقع ندارد که مثل يک گوينده ي تلويزيون بياييد و برويد. بايد بتوانيد صدايي خوشايند و سرگرم کننده تحويل دهيد. هنگام سخنراني به اين چهار نکته توجه داشته باشيد: تن صدايتان را هر از گاهي تغيير دهيد، درجه ي صدا را بالا و پايين ببريد، سرعت صحبت کردنتان را تغيير دهيد، و گاه گاهي براي تاثير گذاري بيشتر سکوت کنيد.
4- از کارهايي که باعث پرت کردن حواس شنوندگان مي شود دوري کنيد
هيچ چيز به اندازه ي اين کار نمي تواند يک سخنراني را خراب کند. چند وقت پيش مديري را ديدم که سخنراني اش را فقط به خاطر اينکه با پول خردهاي توي جيبش بازي مي کرد از دست داد. بعد از سخنراني کسي درمورد محتويات سخنراني او حرفي نمي زد، همه فقط مي گفتند که چقدر از صداي جرينگ جرينگ پول خردها اعصابشان خرد شده است. کنار گذاشتن اين عادت ها کار سختي نيست. گه گاه هنگام تمرينات سخنرانيتان فيلمبرداري کنيد و بعد آنرا مرور کرده و پي به عادت هاي آزاردهنده تان ببريد تا بتوانيد آن ها را کنار بگذاريد.
5- لباس مناسب بپوشيد
روزي با يکي از مدير عاملان صحبت مي کردم که مي گفت اولين چيزي که در برخورد با يک فرد به آن توجه مي کند لباس هايش است. بايد بتوانيد طوري لباس بپوشيد که حداقل يک پله از حضار بالاتر باشيد. متوجه باشيد که کفش هاي ارزان، شلوار جين و بلوزهاي رنگي مناسب انجام يک سخنراني نيست. به لباس پوشيدنتان خيلي دقت کنيد.
6- حرف هاي تازه بزنيد
از تکرار کردن داستان ها و خاطرات هميشگي پرهيز کنيد. حرف هاي تازه بزنيد. سعي کنيد در سخنرانيتان جايي هم براي وقايع روز باز کنيد. حتماً آن روز يا آن هفته اتفاق جديدي افتاده است که در موردش صحبت کنيد. حرف ها و مطالب تکراري شنوندگان را خسته و بي حوصله خواهد کرد. حرف هاي جديد برعکس آنها را راغب به گوش کردن و توجه بيشتر مي کند.
7- تمرين داشته باشيد
چندين مرتبه تمرين کردن سخنرانيتان مي تواند باعث موفقيتتان شود چون معمولاً رقبايتان اين کار را نخواهند کرد. معمولاً افراد فقط چند دقيقه قبل از سخنرانيشان نگاهي به نوشته هايشان مي اندازند، اما سخنرانان موفق هميشه براي تمرين آن هم وقت مي گذارند. يک سخنران واقعي از قبل برنامه ريزي مي کند که چطور سخنراني خود را شروع کند و چطور به پايان برساند. مي دانند که چه موقع بين حضار راه بروند و دست روي شانه ي چه کسي بگذارند. مي دانند که چه زماني سکوت کرده و چه زماني تن صدايشان را تغيير دهند. مي دانند که به کجا نگاه کنند. با تمرين کردن مطمئناً سخنراني بهتري ارائه خواهخيد داد.
موفق باشيد
ــــــــــــــــــــ
با اجراي اين نکات مطمئناً موفق خواهيد شد که توجه حضار و شنوندگان را کاملاً به خود معطوف کرده و سخنراني عالي تحويل آنها دهيد.
نوشته شده توسط محمد طاهري در شنبه نهم دی 1385 ساعت 10:4 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
برگرفته از :
http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/Archive/586.htm
نویسنده: دکتر اسپنسر جانسون و لاری ویلسون
ترجمه: فریال موسوی و کامیار طریقی
گردآورنده : ش. ک.
تفاوت هدف و نیّت :
هدف عبارت است از نتیجه و پایان کاری که انجام می دهید و این کار یک ابتدا و یک انتها دارد ..... در حالی که نیّت پیشروتر است و به زندگی مفهوم می بخشد . وقتی در زندگی آرمان یا نیّتی داشته باشید از انجام هر کاری بیشتر لذّت می برید .
چرا وقتی به هدفمان می رسیم ارضا نمی شویم؟
چون اهداف خود را به این دلیل دنبال می کنیم که چیزی که لازم نیست اثبات شود را ثابت می کنیم؛ یعنی ما ثابت می کنیم که لیاقت داریم ، البته داشتتن هدف برای کمک به ما برای کسب مواردی که دوست داریم بسیار اهمیت دارد ، اما ما اصولاً از هدف برای اثبات لیاقت و شایستگی خودمان استفاده می کنیم یعنب برای اثبات چیزی که تاکنون داشته ایم.
چگونه تفاوت میان نیّت و هدف را تشخیص دهیم ؟
به جمله روی سنگ قبر خود فکر کنیم (The Tombstone Text)
نیّت ما در زندگی آن جمله ای است که روی سنگ قبر ما نیز می تواند هک شود . به عنوان مثال روی سنگ قبر نمی نویسیم " او می خواست پولدار شود و شد " . اما می توانیم بنویسیم " او از کمک کردن به مردم لذّت می برد و با این کار به اهداف خود نیز رسید".
نکاتی هست که می توان به آنها در زندگی اهمیت داد:
1. مردم همان چیزی را می خواهند که خود من دوست دارم داشته باشم .
2. اینطور نیست که ما به دیگران محتاج باشیم یا آنها محتاج به کمک ما باشند ، در واقع ما همان دیگران هستیم و این دو فرقی با هم نمی کنند .
3. سریعترین راه برا ی کسب اهداف ، متکی بودن به نیّتی است که داریم .
4. هر وقت به عملی که انجام می دهید معتقد باشید ، عمل شما ذاتاً با یک نیّت خیر همراه خواهد بود.
5. موفق ترین افراد معمولاً از روشی استفاده می کنند که بهترین اثر را برایشان دارد.
6. اگر کاری را با بهترین نتیجه انجام دادیم ، روش موفقیت خود را در آن به یاد سپرده و سپس آنرا در عمل بعدی خود بیاد آوریم .
7. هرگز کسی قادر به فراگیری کامل یک موضوع بعد از تشریح آن توسط یک فرد دیگر نیست . اما گاهی اشاره یا اشاراتی چند می تواند ما را در بیرون کشیدن جواب ها از ذهن خودمان یاری نماید ، یا نکات مبهم را برایمان حل کند .
8. قبل از اینکه بتوانیم جای طرف مقابل یا در شرایط بعدی قرار بگیریم و همه چیز را از دیدگاه آن ببینیم باید از قالب فکری خود بیرون بیاییم.
9. معامله گران دو دسته اند 20 در صد افرادی که 80 درصد از معاملات خود را با موفقیت صورت می دهند ، و 80 در صدی که فقط 20 درصد معاملات را با موفقیت انجام می دهند .
10. به طور ذهنی خود را به جای دیگران قرار دهید تا به شما در دیدن همه چیز از دیدگاه آنان کمک نماید.
11. در ذهن خود فواید آنچه را که انجام می دهید و اینکه چگونه این کار ها را انجام می دهید ، تجسّم و تصوّر نمایید. به طور ذهنی باید پایان خوشی برای آنا تصوّر شود .
12. وقتی کسی یاد بگیرد که چگونه چیزی را بفروشد در نتیجه می تواند درابعاد مختلف کار و زندگی خویش پیشرفت نماید.
13. برای فروش موفق باید به یاد داشته باشیم که مردم از اینکه بزور چیزی بهشان فروخته شود متنفرند ، اما آنها عاشق خرید کردن هستند.
14. هر وقت می خواهیم بخاطر بیاوریم که چگونه باید چیزی را بفروشیم به سادگی باید به یاد بیاوریم که خودمان یا دیگران چگونه دوست داریم خرید بکنیم.
نوشته شده توسط محمد طاهري در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385 ساعت 8:39 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
قانون انگيزه:
هر چه مي گوييد يا انجام مي دهيد از تمايلات دروني، خواسته هاي شما سرچشمه مي گيرد. پس براي رسيدن به موفقيت بايد انگيزه ها را مشخص كرد تا با يك برنامه ريزي اصولي به هدف رسيد.
قانون انتظار:
اگر با اعتماد به نفس، انتظار وقوع چيزي را در جهان پيرامونتان داشته باشيد آن چيز به وقوع مي پيوندد . شما هميشه هماهنگ با انتظارات تان عمل مي كنيد و اين انتظارات بر رفتار و چگونگي برخورد اطرافيانتان تأثير مي گذارد.
قانون تمركز:
هر چيزي را كه روي آن تمركز كرده و به آن فكر كنيد در زندگي واقعي، شكل گرفته و گسترش پيدا مي كند. بنابراين بايد فكر خود را بر چيزهايي متمركز كنيد كه واقعاً طالب آن هستيد.
قانون عادت:
حداقل 95 درصد از كارهايي كه انجام مي دهيم از روي عادت است. پس مي توانيم عادت هايي را كه موفقيت مان را تضمين مي كنند در خود پرورش دهيم؛ و تا هنگامي كه رفتار مورد نظر به صورت اتوماتيك و غير ارادي انجام نشود، تمرين و تكرار آگاهانه و مداوم آن را ادامه دهيم.
قانون انتخاب:
زندگي ما نتيجه انتخاب هاي ما تا اين لحظه است. چون هميشه در انتخاب افكار خود آزاد هستيم، كنترل كامل زندگي و تمامي آن چه برايمان اتفاق مي افتد در دست خودمان است.
قانون تفكر مثبت:
براي رسيدن به موفقيت و شادي، تفكر مثبت امري ضروري است. شيوه تفكر شما نشان دهنده ي ارزش ها، اعتقادات و انتظارات شماست.
قانون تغيير:
تغيير ، غير قابل اجتناب است و ما بايد استاد تغيير باشيم نه قرباني آن.
قانون كنترل:
سلامتي ، شادي و عملكرد درست از طريق كنترل كامل افكار، اعمال و شرايط پيرامونمان به وجود مي آيد.
قانون مسؤوليت:
هر چه و هر كجا كه هستيد به خاطر آن است كه خودتان اين طور خواسته ايد. مسووليت كامل آن چه كه هستيد ، آن چه كه به دست آورده ايد و آن چه كه خواهيد شد بر عهده خود شماست.
قانون پاداش:
عالم در نظم كامل به سر مي برد و ما پاداش كامل اعمالمان را مي گيريم. هميشه از همان دست كه مي دهيم از همان دست مي گيريم. اگر از عالم بيشتر دريافت مي كنيد به اين دليل است كه بيشتر مي بخشيد.
قانون خدمت :
پاداش هايي را كه در زندگي مي گيريد با ميزان خدمت شما به ديگران رابطه مستقيم دارد. هر چه بيشتر براي بهبود زندگي و سعادت ديگران كار كنيد و توانايي هاي خود را افزايش دهيد، در عرصه هاي مختلف زندگي خود بيشتر پيشرفت مي كنيد.
قانون علت و معلول:
هر چه به دليلي رخ مي دهد. براي هر علتي معلولي است و براي هر معلولي علت يا علت هاي به خصوصي وجود دارد، چه از آن ها اطلاع داشته باشيد چه نداشته باشيد. چيزي به اسم اتفاق وجود ندارد. در زندگي هر كاري را كه بخواهيد مي توانيد انجام دهيد به شرط آن كه تصميم بگيريد كه دقيقاً چه مي خواهيد و سپس عمل كنيد.
قانون ذهن:
شما تبديل به همان چيزي مي شويد كه درباره آن بيشتر فكر مي كنيد. پس هميشه درباره چيزهايي فكر كنيد كه واقعاً طالب آن هستيد.
قانون عينيت يافتن ذهنيات:
دنياي پيرامون شما تجلي فيزيكي دنياي درون شماست. كار اصلي شما در زندگي اين است كه زندگي مورد علاقه خود را در درون خود خلق كنيد. زندگي ايده آل خود را با تمام جزييات آن مجسم كنيد و اين تصوير ذهني را تا زماني كه در دنياي پيرامون شما تحقق پيدا كند حفظ كنيد.
قانون رابطه مستقيم:
زندگي بيروني شما بازتاب زندگي دروني شماست. بين طرز تفكر و احساسات دروني شما ، و عملكرد و تجارب بيروني تان رابطه مستقيم وجود دارد. روابط اجتماعي ، وضعيت جسماني شرايط مالي و موفيت هاي شما بازتاب دنياي دروني شماست.
قانون باور:
هر چيزي را كه عميقاً باور داشته باشيد به واقعيت تبديل مي شود. شما آن چه را كه مي بينيد باور نمي كنيد بلكه آن چيزي را مي بينيد كه قبلاً به عنوان باور انتخاب كرده ايد. پس بايد باورهاي محدود كننده اي را كه مانع موفقيت شما هستند شناسايي كنيد و آن ها را از بين ببريد.
قانون ارزش ها:
نحوه عملكرد شما هميشه با زير بنايي ترين ارزش ها و اعتقادات شما هماهنگ است. آن چه كه
ارزش هايي را كه واقعاً به آن اعتقاد داريد بيان مي كند ادعاهاي شما نيست بلكه گفته ها، اعمال و انتخاب هاي شما به ويژه در هنگام ناراحتي و عصبانيت است.
قانون تأثير تلاش:
همه اميد ها، روياها، هدف ها و آرمان هاي ما در گرو سخت كوشي است. هر چه بيشتر تلاش كنيم؛ موفقيت بيشتري كسب خواهيم كرد.
قانون آمادگي :
در هر حوزه اي موفق ترين افراد ، آن هايي هستند كه وقت بيشتري را صرف كسب آمادگي براي انجام كارها مي كنند. عملكرد خوب نتيجه آمادگي كامل است.
قانون حد توانايي :
شايد براي انجام همه كارها وقت كافي وجود نداشته باشد ولي هميشه براي انجام مهم ترين كارها وقت كافي هست. هر چه بيشتر كار كنيم كارايي بيشتري پيدا مي كنيم. اما بايد اموري را بر عهده بگيريم كه در حد توانمان باشد.
قانون تصميم:
مصمم بودن از ويژگي هاي اساسي افراد موفق است. در زندگي هر جهشي در جهت پيشرفت هنگامي حاصل مي شود كه در موردي تصميم روشني گرفته باشيم.
قانون خلاقيت:
ذهن ما مي تواند به هر چيزي كه باور داشته باشد دست يابد . هر نوع پيشرفتي در زندگي با يك ايده آغاز مي شود و چون توانايي ما در خلق ايده هاي جديد نامحدود است آينده نيز محدوديتي نخواهد داشت.
قانون استقامت:
معيار ايمان به خود، توانايي استقامت در برابر سختي ها، شكست ها و نااميدي هاست . استقامت ويژگي اساسي موفقيت است . اگر به اندازه كافي استقامت كنيم، طبيعتاً سرانجام موفق خواهيم شد.
قانون صداقت:
خوشبختي زماني به سراغ ما مي آيد كه تصميم بگيريم هماهنگ با والاترين ارزش ها و عميق ترين اعتقادات خود زندگي كنيم. همواره بايد با آن بهترين بهترين ها كه در درون مان وجود دارد صادق باشيم.
قانون انعطاف پذيري:
در تعيين اهداف خود قاطعيت داشته باشيد، اما در مورد روش دست يابي به آن ها انعطاف پذير باشيد. درعصر تحولات سريع و رقابت شديد، انعطاف پذيري از ضروريات است.
قانون خوشبختي:
كيفيت زندگي ما را احساسمان در هر لحظه تعيين مي كند واحساس ما را تفسير خودمان از وقايع پيرامونمان مشخص مي سازد، نه خود وقايع. هرگز براي اين كه تجربه خوشي از دوران كودكي داشته باشيد دير نيست. كافي است گذشته را مرور كنيد و روشي را كه براي تفسير تجربيات خود داشته ايد تغيير دهيد.
قانون تعجيل :
ما همواره دوست داريم كه هر چه زودتر به آرزوهايمان برسيم، به هميت دليل است كه در تمام عرصه هاي زندگي بي قراريم.
قانون فرصت:
بهترين فرصت ها اغلب در معمولي ترين موقعيت هاي زندگي مان به وجود مي آيد. پس بزرگترين فرصت ها به احتمال زياد هميشه در دسترس ماست.
قانون خود شكوفائي:
شما مي توانيد هر چه را كه براي رسيدن به اهداف تعيين شده خود به آن نياز داريد بياموزيد. آن هايي كه مي آموزند توانا هستند.
قانون بخشندگي :
هر چه بيشتر ، بدون انتظار پاداش به ديگران خدمت كنيد خير و نيكي بيشتري به شما مي رسد، آن هم از جاهايي كه اصلاً انتظار نداريد. شما تنها در صورتي حقيقتاً خوشبخت خواهيد شد كه احساس كنيد به دليل خدمت به ديگران انسان با ارزشي هستيد.
نوشته شده توسط محمد طاهري در دوشنبه پانزدهم آبان 1385 ساعت 12:7 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا ٿاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند .
آيا ميدانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استٿاده كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مس را كشٿ كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشٿ كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه ذوب ٿلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراٿ كاشان . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشٿ كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه نخ را كشٿ كردند و موٿق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ايرانيان بودند به ٿرمان يكي از پادشاهان زن ايراني. آيا ميدانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه حروٿ الٿبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشٿ كردند و از آن براي منازل استٿاده كردند ايراينان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشٿ كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشٿ كردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند . آيا ميدانيد : اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشٿ كردند ايراينان بودند و كريستٿ كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به ٿكر قاره پيمايي اٿتادند . آيا ميدانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش کبير بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرٿته شده است . آيا ميدانيد : كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد . آيا ميدانيد : كورش پس از ٿتح بابل به معبد مردوك رٿت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بيش از 1000 متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد
آيا ميدانيد : اولين هنرستان ٿني و حرٿه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم ٿن و هنر ساخته شد .
آيا ميدانيد : ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد براي جلوگيري از تهاجم اقوام شمالي ساخت ، ساخته شد .
آيا ميدانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي و گرٿتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد .
آيا ميدانيد : كمبوجبه ٿرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و اينکه ٿرعون مصر به جاي عذر خواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرٿ كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد . او به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود .
آيا ميدانيد : داريوش کبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهي برگزيده شد و در بهار 520 قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر تهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داريك ( طلا ) و سيكو ( نقره ) را در اختيار مردم قرار داد كه بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد .
آيا ميدانيد : داريوش كبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند كه به همين مناسبت خط آرامي يا ٿنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرٿت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد . )
آيا ميدانيد : داريوش در پايئز و زمستان 518 - 519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را طراحي كرد و با الهام گرٿتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد آورد .
آيا ميدانيد : داريوش بعد از تصرٿ بابل 25 هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زير يوق بردگي شاه بابل بودند آزاد كرد ..
آيا ميدانيد : داريوش در سال دهم پادشاهي خود شاهراه بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين ميرٿت كه بعدها جاده ابريشم نام گرٿت .
آيا ميدانيد : اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش كبير به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه ٿقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و کل ساخت کاخ ?? سال به طول انجاميد .
آيا ميدانيد : داريوش براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار كارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز يكبار يك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن - كره - عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند .
آيا ميدانيد : داريوش در هر سال براي ساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلا مزد مي داده است كه به گٿته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است كه در همان زمان در مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق نيز همراه بوده است .
آيا ميدانيد : تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي را براي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي "دني تون" بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنها نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است .
آيا ميدانيد : داريوش پادگان و نظام وظيٿه را در ايران پايه گزاري كرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه ٿرزند شاه و چه ٿرزند وزير بايد به خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از سرزمين پارس دٿاع كنند .
آيا ميدانيد : داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه - وزارت آب - سازمان املاك -سازمان اطلاعات - سازمان پست و تلگراٿ ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد .
آيا ميدانيد : اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد .
آيا ميدانيد : داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزوي از امپراطوري ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد .
آيا ميدانيد : ٿيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش كبير داراي يك زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد .
آيا ميدانيد : در طول سلطنت داريوش كبير 242 حكمران بر عليه او شورش كرده بودند و او پادشاهي بوده كه با 242 مورد شورش مقابله كرد و همه را بر جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد . او در سال آخر پادشاهي به اندازه 10 ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي بر جاي گذاشت .
*** داريوش در سال 521 قبل از ميلاد ٿرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنٿرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم .. ***
نوشته شده توسط محمد طاهري در یکشنبه شانزدهم مهر 1385 ساعت 13:36 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
برگرفته از : سایت از همه رنگ خاطراتچی
The following pictures are of the same place but taken under different seasons!!
(be sure to scroll on past the last)
عکس های زیر از یک منظره و در فصل های مختلف گرفته شده است




خلاصه پیام به فارسی:پدری از چهار فرزندش خواست که درختی را توصیف کنند . منتها هرکدام در فصلی به سراغ درخت رفتند.طبیعی است که هر کدام توصیف متفاوتی ارائه کردند و دیگری را تکذیب کردند. ولی در پایان پدر گفت همه شما درست گفتید. باید یاد بگیریم که هیچ پدیده ای را در یک نگاه و با دیدن تنها یک حالت و چهره از ان توصیف نکنیم
Lessons on Life
There was a man who had four sons. He wanted his sons to learn not to
judge things too quickly. So he sent them each on a quest, in turn, to go
and look at a pear tree that was a great distance away.
The first son went in the winter, the second in the spring, the third in
summer, and the youngest son in the fall.
When they had all gone and come back, he called them together to
describe what they had seen.
The first son said that the tree was ugly, bent, and twisted.
The second son said no it was covered with green buds and full of promise.
The third son disagreed; he said it was laden with blossoms that smelled
so sweet and looked so beautiful, it was the most graceful thing he had
ever seen.
The last son disagreed with all of them; he said it was ripe and drooping
with fruit, full of life and fulfillment.
The man then explained to his sons that they were all right, because
they had each seen but only one season in the tree's life.
He told them that you cannot judge a tree, or a person, by only one
season, and that the essence of who they are and the pleasure, joy,
and love that come from that life can only be measured at the end,
when all the seasons are up.
If you give up when it's winter, you will miss the promise of your spring,
the beauty of your summer, fulfillment of your fall.
Moral:
Don't let the pain of one season destroy the joy of all the rest.
Don't judge life by one difficult season.
Persevere through the difficult patches and better times are sure to
come some time or later.
HAPPY BUDDIES DAY!!!
نوشته شده توسط محمد طاهري در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385 ساعت 13:44 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
«بيل گيتس»، رئيس «مايکروسافت»، در يک سخنراني در يکي از دبيرستانهاي آمريکا، خطاب به دانشآموزان گفت: «در دبيرستان خيلي چيزها را به دانشآموزان نميآموزند». او هفت اصل مهم را که دانشآموزان در دبيرستان فرا نميگيرند، بيان كرد.
به گزارش ايسنا، اصول بيل گيتس به اين شرح است:
اصل اول: در زندگي، همه چيز عادلانه نيست، بهتر است با اين حقيقت کنار بياييد.
اصل دوم: دنيا براي عزت نفس شما اهميتي قايل نيست. در اين دنيا از شما انتظار ميرود که قبل از آنکه نسبت به خودتان احساس خوبي داشته باشيد، کار مثبتي انجام دهيد.
اصل سوم: پس از فارغالتحصيل شدن از دبيرستان و استخدام، کسي به شما رقم فوقالعاده زيادي پرداخت نخواهد کرد. به همين ترتيب قبل از آنکه بتوانيد به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسيد، بايد براي مقام و مزايايش زحمت بکشيد.
اصل چهارم: اگر فکر ميکنيد، آموزگارتان سختگير است، سخت در اشتباه هستيد. پس از استخدام شدن متوجه خواهيد شد که رئيس شما خيلي سختگيرتر از آموزگارتان است، چون امنيت شغلي آموزگارتان را ندارد.
اصل پنجم: آشپزي در رستورانها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگهاي ما براي اين کار اصطلاح ديگري داشتند، از نظر آنها اين کار «يک فرصت» بود.
اصل ششم: اگر در کارتان موفق نيستيد، والدين خود را ملامت نکنيد، از ناليدن دست بکشيد و از اشتباهات خود درس بگيريد.
اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشويد، والدين شما هم جوانان پرشوري بودند و به قدري که اکنون به نظر شما ميرسد، ملالآور نبودند.
نوشته شده توسط محمد طاهري در شنبه بیست و پنجم شهریور 1385 ساعت 14:24 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با سرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي گذشت. ناگهان از بين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد.پاره آجر به اتومبيل او برخورد كرد . مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد كه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت و او را سرزنش كرد.پسرك گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست
توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند. پسرك گفت:اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور مي كند. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم. براي اينكه شما را متوقف كتم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم.
مرد بسيار متاثر شد و از پسر عذر خواهي كرد. برادر پسرك را بلند كرد و روي صندلي نشاند و سوار اتومبيل گرانقيمتش شد و به راهش ادامه داد.
در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيد كه ديگران مجبور شوند براي جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند !
خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف مي زند. اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش كنيم، او مجبور مي شود پاره آجري به سمت ما پرتاب كند. اين انتخاب خودمان است كه گوش كنيم يا نه !
نوشته شده توسط محمد طاهري در سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385 ساعت 14:27 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
برگرفته از : http://azhamehrang.blogfa.com/post-526.aspx

يه روز يه تيم قايقراني ايراني تصميم مي گيرد كه با يك تيم ژاپني در يك مسابقه سرعت شركت كنند. هر دو تيم توافق مي كنند كه سالي يك بار با هم رقابت كنند ....
هر تيم شامل 8 نفر بود ...
در روزهاي قبل از اولين مسابقه هر دو تيم خيلي خيلي زياد تلاش مي كردند كه براي مسابقه به بيشترين آمادگي برسند .
روز مسابقه فرا مي رسد و رقابت آغاز مي شود . هر دو تيم شانه به شانه هم به پيش مي رفتند و درحالي كه قايقها خيلي نزديك به هم بودند ، تيم ژاپني با يك مايل اختلاف زودتر از خط پايان مي گذرد و برنده مسابقه مي شود ...
بازيكن هاي تيم ايران از اين شكست حسابي ناراحت مي شوند و با حالتي افسرده از مسابقه بر مي گردند ...
مسوولان تيم ايران تصميم مي گيرند كاري كنند كه در رقابت سال آينده حتما پيروز بشند ؛ براي همين يك تيم آناليزور استخدام مي كنند براي بررسي علل شكست و پيشنهاد دادن راه كارها و روشهاي جديد براي پيروزي ...
بعد از تحقيقات گسترده ، تيم تحقيق متوجه اين نكته مهم شدند كه در تيم ژاپن ، 7 نفر پارو زن بوده اند و يك نفر كاپيتان ...
و خب البته در تيم ايران 7 نفر كاپيتان بوده اند و يك نفر پارو زن ...!!!
اين نتايج مديريت تيم را به فكر فرو برد ؛ مديران تيم تصميم گرفتند كه مشاوراني را استخدام كنند كه يك ساختار جديدي را براي تيم طراحي كنند ..
بعد از چندين ماه مشاوران به اين نتيجه رسيدند كه تيم ايران به اين دليل كه كاپيتان هاي خيلي زياد و پارو زن هاي خيلي كمي داشته شكست خورده ، درپايان بررسي ها مشاوران يك پيشنهاد مشخص داشتند : ساختار تيم ايران بايد تغيير كند !
از آن روز به بعد با ارائه راه كار مشاورين تيم ايران چنين تركيبي پيدا كرد : 4 نفر به عنوان كاپيتان ، 2 نفر يه عنوان مدير ، 1 نفر به عنوان مدير ارشد و 1 نفر به عنوان پارو زن (!!!) علاوه بر اين مشاورين پيشنهاد كردند براي بهبود كاركرد پارو زن ، حتما يايد پاروزني با صلاحيت و توانايي بهتر در تيم به كارگرفته شود !
......
...........
و در مسابقه سال بعد تيم ژاپن با دو مايل اختلاف پيروز مي شود ...!
بعد از شكست در دومين مسابقه ، مديران تيم كه خيلي ناراحت بودند در اولين گام خيلي سريع پارو زن را از تيم اخراج مي كنند ، زيرا به اين نتيجه رسيدند كه پارو زن كارايي لازم را در تيم نداشته است .
اما در مقابل از مدير ارشد و 2 نفر مدير تيم خود قدرداني مي كنند و جوايزي را به آنها مي دهند ، براي اينكه اعتقاد داشتند كه آنها انگيزه خيلي خوبي را در تيم ايجاد كردند و در مرحله آماده سازي زحمات زيادي كشيده اند ...
مديران تيم ايران در پايان به اين نتيجه رسيدند كه تيم آناليز كه به خوبي به بررسي دلايل شكست پرداخته بودند ، تيم مشاوران هم كه استراتژي و ساختار خيلي خوبي براي تيم طراحي كرده بودند و مديران تيم هم كه به خوبي انگيزه لازم را در تيم ايجاد ايجاد كرده بودند ، پس حتما يكي از دلايل اين شكست ها ، ناكارامدي ابزار و وسايل استفاده شده بوده است (!!!) و براي بهبود كار و گرفتن نتيجه در مسابقه سال آينده بايد وسايل استفاده شده در مسابقه را تغيير دهند ، در نتيجه :
تيم ايران اين روزها در حال طراحي يك " قايق " جديد است .... !! راز نو
نوشته شده توسط محمد طاهري در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385 ساعت 9:54 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
مرد جواني در ارزوي ازدواج با دختر كشاورزي بود
كشاورز گفت برو در ان قطعه زمين بايست.من سه گاو نر را ازاد مي كنم اگر توانستي دم يكي از اين گاو نرها را بگيري من دخترم را بتو خواهم داد.
مرد قبول كرد.در طويله اولي كه بزرگترين بود باز شد . باور كردني نبود بزرگترين و خشمگين ترين گاوي كه در تمام عمرش ديده بود. گاو با سم به زمين مي كوبيد و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را كنار كشيد تا گاو از مرتع گذشت.دومين در طويله كه كوچكتر بود باز شد.گاوي كوچكتر از قبلي كه با سرعت حركت كرد .جوان پيش خودش گفت : منطق مي گويد اين را ولش كنم چون گاو بعدي كوچكتر است و اين ارزش جنگيدن ندارد.
سومين در طويله هم باز شد و همانطور كه فكر ميكرد ضعيفترين و كوچكترين گاوي بود كه در تمام عمرش ديده بود.
پس لبخندي زد در موقع مناسب روي گاو پريد و دستش را دراز كرد تا دم گاو را بگيرد...
اما.........گاو دم نداشت!!!!
زندگي پر از ارزشهاي دست يافتني است اما اگر به انها اجازه رد شدن بدهيم ممكن است كه ديگر هيچوقت نصيبمان نشود.براي همين سعي كن كه هميشه اولين شانس را دريابي.
نوشته شده توسط محمد طاهري در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385 ساعت 8:58 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
ترجمه: محمد امين اتمانزاده ماهنامه شبکه - فروردين و ارديبهشت ۱۳۸۵ شماره 64 http://www.shabakeh-mag.com/Articles/Show.aspx?n=1002420 اشاره : از زمانيكه ماهنامه شبكه در شماره دوم خود (شهريور 1377) گفتوگوي بيل گيتس با سردبير مجله فورچون را منتشر كرده، تاكنون دهها گفتوگو و مصاحبه از او در نشريات مختلف داخل و خارج از كشور چاپ شده است. اغلب اين گفتوگوها درمورد راهبردهاي كاري مايكروسافت، دعواهاي حقوقي متعدد اين شركت با شركتهاي ديگر، دولتها و حتي اتحاديه اروپايي بودهاست. اما اينبار گيتس از محيط كارش ميگويد و اينكه چگونه از ابزارهاي ديجيتالي بهره ميگيرد تا كاغذ را به عنوان نماد دوران پيش از ديجيتالي شدن حذف نمايد.
|
منبع : ماهنامه فورچون - آوريل 2006
اگر نگاهي به دفتر كار من بيندازيد، كاغذ چنداني در آن نمييابيد. من روي ميز خود سه صفحه نمايش دارم كه به طور همزمان از يك كامپيوتر تغذيه ميشوند. اگر يكبار چنين كاري را تجربه كنيد ديگر حاضر به رها كردنش نيستيد. چراكه تاثير مستقيمي بر ميزان بهرهوري و بازدهي دارد.
صفحه نمايش سمتچپي فهرست ايميلهاي مرا نشان ميدهد. صفحه مركزي معمولا براي ايميلي است كه در حال خواندن و بررسي آن هستم و نهايتا مرورگر من در صفحه دست راستي نمايش داده ميشود. اين چيدمان مرا به خواندن و مرور سريع كارها قادر ميسازد و كمك ميكند رخدادهاي جديدي را كه در هنگام كاركردن من رخ ميدهد ببينم يا لينكهاي مرتبط با ايميلها را در اختيارم ميگذارد.
در مايكروسافت كاربرد ايميل بيشتر از ديگر رسانههاي ارتباطي مانند تماسهاي تلفني، اسناد، وبلاگها، تابلوهاي اعلانات و يا حتي جلسات است؛ در واقع پيامهاي صوتي و فاكسها در صندوق ايميلهاي ما رد و بدل ميشوند. من روزانه حدود يكصد ايميل دريافت ميكنم كه البته براي حفظ اين ميزان ناچار به پالايش و فيلتركردن پيامها شدهايم؛ تنها ايميلهايي مستقيما به دست من ميرسند كه قبلا با آنها مكاتبه كرده باشم و اين شامل هركسي از مايكروسافت، اينتل، اچپي و همه شركتهاي همراه و تمام افرادي ميشود كه من آنها را ميشناسم. من هميشه فهرستي كه دستيارم از ايميلهاي ديگر تهيه ميكند را ملاحظه ميكنم كه معمولا افراد ناشناس يا شركتهايي هستند كه در فهرست مجاز من جايي نداشتهاند.
بدين صورت متوجه ميشوم كه چه كساني لب به تحسين ما گشودهاند، از چهچيزي شكايت داشتهاند و در چه موردي پرسش مطرح نمودهاند.اكنون ما به نقطهاي رسيدهايم كه چالشمان ديگر چگونگي برقراري ارتباط موثر با ايميلها نيست، بلكه اطمينان از آن است كه وقت گرانبها صرف بااهميتترين ايميلها شود. من از ابزارهايي نظيرin-box rules استفاده ميكنم و با كمك آن پوشهها را به دنبال پيامهاي علامتگذاري شده و يا گروهبندي شده ميكاوم كه اين كار براساس محتوا و اهميت پيامها انجام ميگيرد.
من فهرستهاي چندان شلوغي ندارم. در عوض از پوشههاي ايميل، دسكتاپ و تقويم آنلاين خود استفاده ميكنم. بنابراين زماني كه سر ميزم ميروم، به راحتي ميتوانم روي ايميلهايي تمركز كنم كه قبلا آنها را علامتگذاري نمودهام و يا پوشههايي را بررسي نمايم كه حاوي پروژههاي خاص و يا وبلاگهاي ويژه هستند. آوتلوك نيز بخش تذكر دهندهاي دارد كه در صورت دريافت ايميلهاي جديد، پنجره كوچكي را در گوشه پاييني سمت راست نمايش ميدهد. ما اسمش را گذاشتهايم.
من به صورت مرتب آن را كنار ميزنم؛ مگر اينكه عنواني با اولويت بالا به چشمم بخورد.يكي از نتايج آن تداوم تمركز است. اين مشكل ناشي از ازدياد اطلاعات است. مشكل ديگر كمبود اطلاعات است. غرق شدن در اطلاعات به اين معني نيست كه ما اطلاعات صحيح را در اختيار داريم يا با اشخاص درستي سر و كار پيدا ميكنيم.من با SharePoint به سراغ اين قبيل موضوعات ميروم كه در واقع ابزاري است براي ايجاد وبسايتهايي براي جلب همكاري مشترك در مورد پروژههاي خاص. اين سايتها ميتوانند حاوي طرحها، برنامهريزيها، صفحات بحث و گفتمان، و يا هرنوع اطلاعات ديگر باشند.
همين الان من خود را آماده تينكويك (هفته تفكر) ميكنم. در ماه مه، من به مدت يكهفته خلوت ميكنم و به مطالعه حدود يكصد مقالهاي روي ميآورم كه كاركنان مايكروسافت نوشتهاند. نويسندگان آنها نيز اغلب در كار تحقيق و آزمايش پيامدهاي مربوط به شركت و آينده فناوري هستند. دوازده سال است كه من به اين روند ادامه ميدهم. روال من در اين هفته تماما خواندن و اظهارنظر در مورد مقالات است. امروزه تمام اين روند صورت ديجيتال به خودگرفته و درهاي آن بهروي تمام كاركنان شركت باز است تا بخت خويش را در اين ميدان بيازمايند. ديگر در انتخاب مقالات مفيد و درست بسيار چيرهدست شدهام و ميتوانم نظرات خود را به صورت الكترونيكي در همان زمان به اطلاع افراد برسانم.
بيش از پنجاههزار نفر در مايكروسافت مشغول به كارند. لذا گاهي از خود ميپرسم:" آينده سيستم پرداخت الكترونيكي چه خواهد بود؟" يا " چطور ميتوان راهي براي ضبط خاطرات و حفظ آن براي نسلهاي آينده يافت؟" من اين دست ايدهها يا هر فكر بكر ديگري را يادداشت ميكنم. سپس افراد خاصي ميتوانند نظري به آنها بيندازند و بگويند:" نه تو اشتباه ميكني" يا " فكرش را كردهاي كه اين كار در جاهاي ديگر چگونه انجام ميشود؟"
SharePoint كه مرا با دورترين افراد اين سازمان مرتبط ميسازد، بيشتر به اَبَر وبسايتي ميماند كه امكان ويرايش و بحث را با افراد بسياري، فراتر از روال محدود ارسال ايميل فراهم ميآورد و چنانچه چيز جديدي در محدودههاي مورد علاقه شما قرار داده شود، بلافاصله شما را در جريان ميگذارد.
|
در دفتر كار بيل گيتس |
|
سختافزار |
|
كامپيوتر روميزي دل و Tablet PC با سيستمعامل ويندوز اكسپي |
|
سه مانيتور 21 اينچي NEC |
|
ماوس بيسيم مايكروسافت |
|
دوربين Logitech براي كنفرانسهاي ويديويي |
|
نرمافزار (همگي محصول مايكروسافت) |
|
آوتلوك براي ايميلها و تقويم |
|
SharePoint براي كارهاي مشترك با ديگران |
|
OneNote براي يادداشتبرداري |
|
Communicator براي پيامرساني فوري، تلفن زدن و بقيه كارها |
|
كاغذ |
|
وجود ندارد. | جستجوگر دسكتاپ، ابزار ديگري است كه تاثير شاياني در افزايش بهرهوري من داشته است و نحوه دستيابي من به اطلاعات موجود در كامپيوتر، سرورها و حتي اينترنت را به كلي دگرگون ساخته است. چراكه با وجود هاردديسكهاي بزرگتر و افزايش پهنايباند، من اكنون چندين گيگابايت اطلاعات در قالب ايميل، اسناد، فايلهاي رسانهاي، پايگاههاي داده و ... را روي كامپيوتر شخصي و سرورهايم دارم.
براي يافتن سندي كه گمان ميكنم حاوي بخش خاصي از اطلاعات مورد نظر من است، ديگر مجبور به گشت و گذار ميان انبوه پوشهها نيستم، بلكه به راحتي ميتوانم عبارت مورد نظرم را در يك نوار ابزار بنويسم و در يك چشم بر هم زدن تمام ايميلها و اسناد حاوي اطلاعاتي در اين زمينه را زير نظر بگيرم. براي شماره تلفنها و نشانيهاي ايميل هم عمل مشابهي انجام ميدهم.
مقالات كاغذي ديگر سهم اندكي در برنامه روزانهام دارند. من نوددرصد اخبار را به صورت آنلاين دريافت ميكنم و زماني كه به جلسات و همايشها ميروم براي نوشتن سريع مطالب از Tablet PC خود استفاده ميكنم كه با كامپيوتر دفترم كاملا همگام شده و به همين دليل تمام فايلهاي مورد نيازم را در دسترس دارم. دستگاه مذكور نرمافزار OneNote را نيز براي اظهارنظر دارد. بنابراين تمام اظهارنظراتم نيز در قالب ديجيتال هستند.
يكي از وسايل قديمي كه هنوز در دفتر من مانده يك وايتبورد است. من همواره چند ماژيك رنگي براي نوشتن دارم و اين ابزار هنوز براي جلسات و انتقال افكارمان عالي است. البته صفحههاي وايتبورد جديد در برخي دفاتر مايكروسافت توانايي اخذ و انتقال تصاوير به كامپيوتر را نيز دارند كه تقريبا به يك Tablet PC بزرگ ميمانند. من هنوز چنين چيزي را در دفترم ندارم. اما احتمالا براي سال آينده بايد به فكر يك وايتبورد ديجيتال باشم. امروزه اگر چيزي ببينم كه نظرم را جلب كند، تنها خودكار و Tablet PC را در ميآورم و آنرا ترسيم ميكنم.
روزهايم اغلب مملو از جلسه و نشست است. بزرگترين نعمت براي من يافتن وقتي است تا بتوانم به يادداشت كردن افكارم بپردازم يا برنامه جلسات روزانهام را بررسي كنم. اما گاهي اين اتفاق رخ نميدهد و شبها يگانه فرصتي است كه ميتوانم در خانه بنشينم و به سراغ تمام ايميلهاي نخوانده بروم. اگر در تمام هفته سرم شلوغ باشد، مجبورم آخر هفته را به فرستادن ايميلهاي طولاني و تفكربرانگيز اختصاص دهم. دوشنبه صبح كه افراد سر كار خود ميآيند، مرا كاملا گرفتار ميبينند؛ البته خودشان هم كلي ايميل براي خواندن دارند. |
نوشته شده توسط محمد طاهري در سه شنبه هفتم شهریور 1385 ساعت 12:46 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
|
#1 Set a major goal, but follow a path. The path has mini goals that go in many directions. When you learn to succeed at mini goals, you will be motivated to challenge grand goals. |

|
|

|
#2 Finish what you start. A half finished project is of no use to anyone. Quitting is a habit. Develop the habit of finishing self-motivated projects. |
|
#3 Socialize with others of similar interest. Mutual support is motivating. We will develop the attitudes of our five best friends. If they are losers, we will be a looser. If they are winners, we will be a winner. To be a cowboy we must associate with cowboys. |

|
|

|
#4 Learn how to learn. Dependency on others for knowledge is a slow, time consuming processes. Man has the ability to learn without instructors. In fact, when we learn the art of self-education we will find, if not create, opportunity to find success beyond our wildest dreams. |
|
#5 Harmonize natural talent with interest that motivates. Natural talent creates motivation, motivation creates persistence and persistence gets the job done. |

|
|

|
#6 Increase knowledge of subjects that inspires. The more we know about a subject, the more we want to learn about it. A self-propelled upward spiral develops. |
|
#7 Take risk. Failure and bouncing back are elements of motivation. Failure is a learning tool. No one has ever succeeded at anything worthwhile without a string of failures. |

|
نوشته شده توسط محمد طاهري در شنبه بیست و ششم فروردین 1385 ساعت 15:55 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
به نظر شما شرایط دستیابی به موفقیت چیست؟
مطلبی که میخوانید، نتیجه یک سری تحقیقات مفصل در باره نوآورترین تشکیلات و سازمانهای جهان است که توسط یک گروه 15 نفری از متخصصین آمریکایی، کانادایی و انگلیسی انجام شده است. این تحقیقات در باره شرکتهایی چون کامپیوتر دل Dell Computer، شرکت بزرگ تبلیغاتی GSD&M ، خدمات مخابراتی Nortel، شرکت تولید کننده وسایط نقلیه تفریحی مانند اسکوترscooter، چهارچرخه و مینی اتوموبیل Manco، شرکت حمل و نقل Roberts Express و سیرک بینظیر Cirque du Soleil، صورت گرفته است و اطلاعات گسترده ای درباره انواع مشاغل و حرفه های گوناگون و تجربیات ارزشمند پایه گزاران این سازمانها به دست میدهد. شاید مهمترین درسی که از این تحقیقات گرفتیم این باشد که این سازمانهای ظاهرا بی ارتباط با یکدیگر، تا چه اندازه وجوه مشترک مدیریت داشته و از سیاستهای یکسان حرفه ای پیروی میکنند. در واقع تمام تشکیلات و سازمانهای مورد بحث، 9 خاصیت مشترک داشتند که در اینجا به آنها می پردازیم:
• ارزشهای مشترک تعریف شده و قدرتمند
• درک ارزشهای فردی هریک از کارکنان و قدردانی از آنچه که وجود هر فرد برای کل تشکیلات به همراه آورده است
• استقبال از محیط کاری باز وبا نشاط
• جشن گرفتن هر موفقیت
• ایجاد حس تعلق خاطر و ارزشمند شمردن سابقه سازمان
• تمرکز شدید بر نیاز مشتریان
• تمرکز و احاطه کامل بر سلیقه روز، حتا اگر به طور مستقیم با کار شرکت در ارتباط نباشد
• ایجاد تیمهای چند مهارتی یا Cross Functional Teams
ارزشهای مشترکاولین رشته مشترک بین شرکتها و سازمانهای مورد بررسی ما، ارزشهای مشترک بود.در هر مورد، مسئولین سازمان تا حد زیادی به بیان، تقویت و به وجود آوردن این ارزشها میپردازند. در هر مورد به وضوح میبینیم که تمام اعضای شرکت کوشش میکنند تا با این ارزشها زندگی کنند زیرا آنها چیزی بیش از یک شعار قاب گرفته بر روی دیوار هستند. شرکت تبلیغاتی GSD&M، بهترین مثال است. پس از پشت سر گذاشتن یک دوره مفصل برای بررسی همه جانبه و دست یابی به اهداف و ارزشهای واضح و روشن، آنها دفتر جدید مدور خود را با سنگفرشی که این اهداف و ارزشها در آن کنده کاری شده بود پوشاندند.
قدر دانی از ارزشهای وجودی هر فردتمام سازمانهای مورد بررسی ما دارای درک کاملی از ارزشهایی که هریک از کارکنان به سازمان آورده بود، داشتند و بسیار علاقمند بودند که کارکنان چیزهایی از زندگی شخصی خود را در صحنه حرفه ای زندگی خود وارد کنند. شرکت تولید کننده کارت تبریک و هدایای American Greetings، کارکنان خود را تشویق میکند که تا میز کار یا اتاقک خود را با کارهای دستی خود تزئین کنند، چه با پروژه در ارتباط باشد چه نباشد، مهم نیست.این کار موجب میشود همیشه طرحها و ایده های تازه در اطراف طراحان وجود داشته باشد. در مرکز ابزارهای طراحی نمایشگاه در موسسه اسمیتسونیان Smithsonian Institution، به روشهایی خلاقانه برای غرفه سازی و چیدمان ویترین برخورد کردیم که کارکنان در فعالیتهای فوق برنامه خود در آن شرکت کرده بودند. شرکت تولیدی Manco هم تجربیاتی در شیوه به کار بردن نوارچسبهای تزئینی دوچرخه،سه چرخه و موارد مشابه داشت که ایده اولیه آنها را از سرگرمیهای خانگی کارمندانش گرفته بود.
استقبال از محیط کاری باز و با نشاطشیوه مدیریت قابل درک، یاست موجود در اکثر شرکتهای بازدید شده بود. همه آنها از برقرار کردن ارتباط در تمام سطوح کار استقبال میکردند. بیشتر آنها به ارزش برگزاری جلسات و گردهم آییهای اتفاقی و ایجاد فعالیتهای مفید در کار واقف بودند و از امکانات خود برای ایجاد چنین فرصتهایی استفاده کرده بودند. شرکت eLab که در حال حاضر بخشی از شرکت مشاوره و خدمات تکنولوژیک Sapient است، یک اتاق استراحت و تفکر به نام "اتاق مرا تنها بگذارید" دارد. همچنین اتاقی دارد که در آن تمام پروژه های در دست تولید به نمایش گذاشته شده اند تا کارکنان هر بخش از کار دیگران با خبر باشند و بتوانند موضوع کار خود را نیز بهتر درک کنند. شرکت GSD&M در امکانات اداری خود تعدادی اتاق کوچک برای ملاقاتها و جلسات در نظر گرفته است که هر یک با دکوراسیون خاص، شاد و مفرحی تزئین شده اند. کمپانی مانکو Manco، برنامه های دائمی تفریحی و خانوادگی دارد که به طور فصلی اجرا میشوند و موجب نزدیکی بیشتر کارکنان میشوند.
جشن گرفتن موفقیتهااین هم مورد دیگری است که کمپانیهای مورد بحث در آن مشترکند. شرکتهای GSD&M و سیرک آفتاب Cirque du Soleil، جایگاه زیبایی را به نمایش جوایز و افتخارات خود اختصاص داده اند و همچنین شرکت GSD&M یک " پانل افتخارات" در سرسرای ورودی ساختمان خود دارد. شرکت حمل و نقل Roberts Express همیشه به فعالیتهایی برای قدر دانی از کارکنان، پیمان کاران و مشتریان میپردازد. کمپانی مانکو هم در برنامه های سالیانه خود مراسمی را برای جشن گرفتن موفقیتها و دستاوردهای خود اختصاص داده است.
ارزشمند شمردن سابقه سازمان کامپیوتر دل Dell Computer برای کارکنان جدید برنامه ای دارد که از این قرار است: هر کارمند تازه قبل از شروع کار رسمی خود، سه جعبه لوازم و هدایایی دریافت میکند که شامل مطالب و اطلاعات ارزشمندی در باره تاریخچه مؤسسه هستند. کمپانی تولید کارت تبریک و هدایای American Greetings، عکسها و محصولاتی را در ویترینهای سرتاسری قرار داده است که بیانگر تاریخ و ریشه پیدایش این مؤسسه هستند. سیرک آفتاب، ساختمان خود را طوری طراحی کرده است تا به همه یادآوری کند که همه افراد این گروه در اصل نمایشگران خیابانی بوده اند. وجود یادگارها و داستانهایی از تاریخ پیدایش شرکت، وجه مشترک تمام سازمانهایی که از آن بازدید کردیم، بودند.
تمرکز شدید بر نیاز مشتریانشرکت Roberts Express برای پاسخ به درخواست های مشتریان، نرم افزاری در مرکز تلفن خود کارگذاشته است که به طور خودکار هر مشتری را به کسی که دفعه قبل با او صحبت کرده است، متصل میکند. به این ترتیب مشتریان همواره با کسی صحبت میکنند که در جریان کار آنها قرار داشته است. شرکت تبلیغاتی ، GSD&M فضای کار بر روی پروژه را برای سفارشهای بزرگ خود، مناسب نوع کار طراحی میکند. برای مثال برای هواپیمایی Southwest یک ورودی فرودگاه، برای محصولات نفتی Penzoil یک مدل پمپ بنزین و برای شرکت تولیدات فلزی Steel Industry یک میز کار غول آسای با رویه فلزی طراحی کردند.برای ساختمان سیرک آفتاب Cirque du Soleil پنجره های داخلی در نظر گرفته شده است که همگی مشرف به محل تمرین و آموزش هستند. هرکسی میتواند هر از گاهی نگاهی بیاندازد و ببیند آخرین برنامه سیرک در چه مرحله ای است. مؤسسه مشاوره Sterling Consulting یک بخش را به "امور مشتریان" اختصاص داده است و مسئول این بخش موظف است تا در انتهای هر مورد خدماتی، با مشتری صحبت کند و بازده کار را بسنجد.این فرد مسئول است در صورت نامطلوب بودن خدمات، هرنوع تصحیح یا تغییری را انجام دهد.
تمرکز بر سلیقه روزشرکت American Greetingsچندین "اتاق مد" دارد که هر دو یا سه ماه تغییر میکنند. تیمهایی از کارکنان به نوبت مسئول یافتن رنگها مختلف، فرمها، الگوها و دیگر اجزاء طراحی باب روزی هستند که به طور مستقیم یا غیر مستقیم تولیدات آنها را تحت الشعاع قرار میدهد.گروه طراحی شرکت خدمات مخابراتی Nortel مدام در حال تحقیق و پی گیری فن آوریهای بسیار مد روز و پر طرفدار هستندتا در محصولات خود از آنها استفاده کنند. کامپیتر دل Dell Computer هم با توجه به اینکه تولید کننده تکنولوژی نیست و در واقع مصرف کننده آن است، با دقت و ریزبینی به طور دائم در حال به روز در آوردن محصولات، نوآوریها و سیستمهای خدماتی خود است تا با آخرین فن آوری موجود هم گام باشد.
ایجاد تیمهای چند مهارتی یا Cross Functional Teamsتقریبا تمام شرکتهای مورد بحث تیمهایی شامل عده ای از متخصصین امور مختلف را برای رسیدن به یک هدف واحد، داشتند. شاید بهترین مثال این مورد گروه طراحی نورتل Nortel Corporate Design Group باشد. هر پروژه در دست تولید بر اساس کار گروهی برنامه ریزی شده است.گروهها حداقل شامل طراحان، مهندسین و بازاریابان هستند. یکی از گروههایی که دیدیم توسط یک کارمند با درجه دکترای علوم رفتاری اداره میشد که شاید تخصصی بسیار نامربوط با فن آوری مدرن به نظر بیاید، اما تاثیر این طرز گروه بندی در تولیدات بسیار چشمگیر بود.
همانطور که دیدید این 9 مورد مشترک در سازمانها و کمپانیهایی با تولیدات کاملا متفاوت وجود دارد که هر یک دارای ساختار و الگوهای متفاوتی هستند. استفاده از چنین سیاستهایی موفقیت ناگهانی و یک شبه به دنبال نخواهد داشت اما شما را تا حد بسیاری در مسیر کار موفق پیش خواهد برد.
با تشکر از خانم سحر شهاب برای تهیه این مطلب
نوشته شده توسط محمد طاهري در دوشنبه هفتم فروردین 1385 ساعت 17:12 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید:
Building a team of motivated people in your business is vital to get the very best results, but so many managers focus on the 'ra-ra-ra', rather than the important things - the things that make people feel comfortable in their working environment. Here are eight that you might want to have a think about:
-
The Weather
Is it too hot, or too cold. Your people need an environment which is, like Goldilocks said, 'Just right'. So is the office too stuffy in summer? Or too icy in winter? Is it draughty? Do people get wet when accepting deliveries, because the outside roof leaks? Literally make sure that external factors are as they wish.
-
The Breaks
Sometimes working in a day-to-day job can get boring and exhausting. So people need to know when their breaks are and that they will be able to take them - it's not that complicated. Yet often, they just aren't able to have this basic courtesy in place. Planning and caring for your people's needs is vital. It's what you would want for yourself, isn't it?
-
Holidays
And vacations/holidays are important too - some would say it's the most important thing on the working year calendar. So enable this to happen, when they need to know, so that they can plan their invaluable time away from the business and refresh.
-
Being Heard
You people need you to listen to then and hear them - really hear what they are saying and respond with action and/or acknowledgement. Be out there creating good, open relationships with your people and take in what they say - what's important to them - and deliver solutions to make conditions great.
-
Achievable Goals
By being really, really clear about what you expect from your employees, you will set the scene for committed staff. Through knowing exactly what their performance should look like to be judged excellent, by you, gets buy-in, big-time. So be clear, give them the resources to achieve success and they will be well onside.
-
Being Thanked
As they do a good job for you each day - tell them. It's easy - just say 'Thank You'! Appreciation for achieving success, especially when it's from the boss is so important. So recognizing excellent performance, even for small tasks, cost nothing and takes but a moment - worth building into your day job activities - every day!
-
Challenge
People like to do new things, to explore, to seek out and utilize their potential, Sometimes this means they will have to be 'stretched' in what they do. With a helping hand, to support, coach and grow the skills of your people, you are setting in place a keen, ambitious and ready-for-the-next-experience star in the making. So find new ways to develop them.
-
Security
In today's business climate, it isn't always easy to build the best future consistently - things change too much, too quickly. But you can go some way to ensure that it is a safe place to be. With this level of security, your people will loosen up and feel capable of being with you, rather than against. It is a measure of your own leadership as to how well this works.
نوشته شده توسط محمد طاهري در دوشنبه هفتم فروردین 1385 ساعت 17:7 |
لینک ثابت |
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به del.icio.us بفرستید:

مطلب را به Digg بفرستید: